داستان دو مرد است که رابطه ای که بنا به شرایطی بین آنها شکل میگیرد تمام زندگی آنها تا آخر عمر را تحت تاثیر قرار می دهد . اگر عجیب و غیرملموس بودن رابطه ی جنسی دو مرد را در فرهنگ خود کنار بگذاریم فیلم به خوبی توانسته ما و تماشاگر را مشتاق دنبال کردن این داستان عاشقانه ! بنماید و ما را مجاب کندکه ببینیم آخر این داستان عاشقانه که با داستان های معمول فاصله دارد چه می شود .جک و انیس با قبول کردن شغل چوپانی با هم راهی کوهستان بروکبک میشوند . نحوه ی آشنایی و شکل گیری روابط این دو فرد که با هم غریبه بوده اند قسمت ابتدایی فیلم را تشکیل می دهد که بسیار خوب و باور پذیر شده اند . کارگردان با روایت آرام و بسیار منطقی نیمه ی اول فیلم جک و انیس را با یکدیگر و ما را با آنها آشنا میکند . (همه چیز خوب پیش می رود تا یکشب ... ) شاید جمله بالا بدترین جمله برای توضیح قسمت دوم فیلم باشد .زیرا آنچه ما می بینیم این است که بعد از شکلگیری رابطه جنسی بین دو شخصیت مذکر داستان نه تنها آب از آب تکان نمی خورد بلکه در جلوتر فیلم نامه ازمامی خواهد که با این عشق ارتباط برقرار کنیم و دوری این دو عاشق را! از هم به دلیل عرف آن روزهای آمریکا محکوم کنیم . فیلم نه تنها شکل گیری این رابطه را عجیب نمیداند بلکه با این جمله در ابتدای شکل گیری رابطه جنسی در چادر که (در اینجا چیزی غیر از این گیرمون نمی آید) حجت را بر ما تمام می کند . این رابطه بعد از اتمام شغل چوپانی با یک خداحافظی ساده بین جک و انیس به نظر تمام شده می آید اما ملاقات این دو فرد بعد از چند سال همه محاسبات را به هم می ریزد . حال هر دو صاحب خانواده و بچه هستند و در دو ایالت آمریکا زندگی میکنند که به طور میانگین ١۴ ساعت از یکدیگر فاصله دارند اما این فاصله مانع دیدارهای ماهانه جک و انیس نمی شود . فیلمنامه جک را بسیار مشتاق تر نشان می دهد در صورتی که انیس فردی واقع گرا نشان داده می شود و همین باعث می شود ما تا انتهای فیلم نمی فهمیم آیا همان مقدار که جک مشتاق رسیدن و زندگی با انیس بود ، انیس هم همین اشتیاق را داشت یا نه ... سکانسی که انیس دخترانش را به جک ترجیح می دهد یا قسمتی که انیس حاضر می شود یک دوره چوپانی را به خاطر عروسی دخترش کنار بگذارد در صورتی که برای دیدن جک چنین نکرده بود این عقیده را شدیدتر می کند که با این همه اتفاق باز هم انیس در دخترانش آینده ای می بیند که در رابطه و زندگی با جک کمتر است . فیلمنامه در مرز بین تایید و نفی این رابطه حرکت می کند . در قسمتی فشار حاصل از دوری این دو را به تصویر می کشد و در جایی دیگر گریه ها و افسردگی همسر انیس را به ما نشان می دهد . در نیمه شبی در کوهستان بروکبک (هوس) را به ما نشان می دهد که به علاقه می انجامد و چهارسال بعد زاویه های دیگری از این علاقه را .می خواستم بنویسم تفکر منطقی درباره موضوع اصلی فیلم باید با کنار گذاشتن اندیشه و تفکر منفی خود و خانواده و دوستان در مورد رابطه جنسی دو مرد انجام گیرد اما آیا واقعا باید از زشت بودن این رابطه چشم پوشی کرد ؟ سیدحسین زرگر