مقایسهیِ آمارِ کلیدیِ یونایتد در سه فصلِ گذشته تفاوتهایِ سه مربیِ اخیرِ این تیم را نشان میدهد
– آنچه مسلم است درصد مالکیتِ توپِ یونایتد زیرِ نظرِ فن خال بالاتر رفته است. یونایتدِ مویز حتی در اولدترافورد مقابلِ استوک قادر نبود 60 درصد مالکیتِ توپ داشته باشد، اما یونایتدِ فن خال در استمفورد بریج 70 درصد با خیالِ راحت توپ را در اختیار میگیرید. مالکیتِ یونایتدِ سر الکس هم چندان بیشتر از یونایتدِ مویز نبود، اما اختلافِ بارز در میانگینِ شوت به دروازه و گل در هر بازی است. سر الکس وقتی از دستِ بازیکنانش عصبانی میشد که ریسک نمیکردند و فلسفهای – به نظر – ساده داشت: بمبارانِ کردنِ باکسِ حریف توسطِ فولبکها و وینگرها. برایِ همین بود که مهمترین بازیکنانِ تاریخِ یونایتدِ سرالکس وینگرهایش بودند؛ از کاچلسکیس و شارپ تا بکام و گیگز و رونالدو و نانی و والنسیا.
در نیمهیِ اول فصل گاهی احساس میشد تیمِ فن خال از ریسک کردن و از دست دادنِ توپ میترسد و بیشتر از اینکه قصدِ بردن داشته باشد، وسواسِ حفظِ توپ دارد. اما با رویِ فرم آمدنِ اشلی یانگ و ماروان فلینی، فوتبالِ مستقیمِ فن خال هم شروع شد و همین فوتبال بود که 18 امتیازِ حیاتی از 6 بازیِ پیاپی را برایشان کسب کرد و ردهیِ چهارم را به همراه آورد. آمارِ میانگینِ پاسهایِ بلند و کوتاهِ در هر بازی هم بیانگرِ این موضوع است. یونایتد این فصل بعد از کیو.پی.آر و برنلی بیشترین پاسِ بلند را در لیگ برتر داشت.