نژادپرستي بيگانگان در برابر نژادستيزي ايرانيان(2 و پاياني) سورنا فيروزي* : چندی است که بررسی تبار ایرانیان ارزشمند شده است. در كنار آن،‌ بمباران اين موضوع در ذهن ايرانيان كه بحث از نژاد يك ملت، بي‌معنا،‌ غير اخلاقي و از مد افتاده است،‌ نيز يك الگوي روشن‌فكرانه‌ي سده‌›ي بيست و يكمي نمايش داده شده است. مصداق اين الگو را نيز تبليغات منفي بر ضد «راسيسم» در غرب و ديگر نقاط جهان معرفي مي‌كنند. اين نوشته درباره‌ي اهميت يا بي‌ارزش بودن هويت تباري يك ملت گفتمان مي‌كند، در دو بخش آماده شده كه در بخش نخست آن پيش‌تر گذاشته شد و بخش دوم و پاياني پيش روي خوانندگان است. نام تاریخی هویت تباری ایرانیان برپايه‌‌ي نوشته‌هاي داریوش یکم و خشایارشا که با آوردن واژه‌های «آری یَ چیثرَ»(:آریایی‌چهر) پس از نام خود، نام پدر، نام دودمان، نام جمعیت(پارسی)، یک هویت تباری بالاتر و بزرگ‌تری از پارسی را نشان داده‌اند، می‌توان گواهی داد که نام «آریایی» یک نام ساختگی، نوین، استعماری و فاشیستی نبوده، بلکه نامی تاریخی و کهن برای تبار ایرانیان است. در جهان باستان، نژادها با ویژگی‌های چهره و پوست شناخته می‌شده‌اند (مانند اتيوپيايي) و همان‌گونه که نوشتن واژه‌ی«پارسی» پیش از واژه‌‌‌‌ی آریایی، معنای این واژه را روشن می‌کند، آریایی‌چهر به مفهوم تباری بزرگتر از پارسی و دیگر جمعیت‌های ایرانی بوده وبه معنای آریایی‌تبار است. جریان‌های ايران‌ستیزانه و غلفت ما ايرانيان پژوهش‌های ژنتیک جمعیتی، مانند بررسی‌های «کاوالی اسفورتسا» نشان داده‌اند که نژاد عرب، هرگز به اين گستردگي معرفي‌شده، نيست. همچنین نژاد ترک، مردمان ترکیه نیستند، بلکه زردپوستان مغول‌سان وچشم‌بادامی آسیای میانه هستند. در حالی که امروزه عرب‌زبان‌ها(آن‌هایی که فکر می‌کنند به دلیل همسانی زبانی، وابسته به یک تبارند!) بدون در نظر گرفتن مرزهای سیاسی، از عمان تا مراکش خود را عرب دانسته و زیر یک اتحادیه گرد هم آمده و از «جهان عرب»(!) سخن می‌رانند و یا دولت ترکیه با محور قرار دادن نام نژادی «ترک»، از برادري ترک‌زبان‌‌ها در هر کشوری ياد مي‌كند. در برابر، «ایران» یک نام سیاسی کهن است که در بردارنده‌ی یک مرز ناپایدار در درازای تاریخ بوده است. زمانی مرزها تا آن سوی کرانه‌های دریای اژه رسیده بود و زمانی تا رود فرات و امروز تا مهران و اروندرود. بپنداریم امروز یک سرزمین همسایه‌ی جنوبی را تصرف كنيم. آن‌گاه تکلیف عرب‌های آن سرزمین چیست؟ آیا به آن‌ها می‌توان آریایی و یا وارثان تاریخ گذشته‌ی ایران گفت و یا تنها شهروندان ایران(با حفظ تمامی حقوق اجتماعی) دانسته می‌شوند؟ یا وارون آن موضوع کردستان عراق در روزگار صفوی. قطعا امروزه کردستان عراق، دیگر از آن ایران نیست و ساکنانش نیز ایرانی نیستند، چون این هویت سیاسی در آن‌جا دیگر وجود ندارد. اما اگر هویتی بالاتر از هویت سیاسی، یعنی هویت تباری مطرح شود (آریایی بودنِ مردمان تاریخی منطقه از گستره‌ي پشتون‌ها و تاجیک‌ها تا کُردهای سوریه)، آنگاه دیگر دل‌نگران مسايل اهریمنی تجزیه‌طلبی و هویت‌سازی نخواهیم شد که هیچ، بلکه بستری برای یکپارچه‌سازی ذهنی و تاریخی و راه‌بردی با مردمان هم‌تبار و هم‌تاریخ آن سوی مرزها نیز خواهیم داشت؛ آن‌چه سال‌ها است كه عرب‌ها انجام داده‌اند و امروزه تركيه نيز به دنبال آن است. از همین روی است که در این سال‌ها، به نام و هویت «تبار آریایی» یورش آورده‌اند، آن را در رسانه‌های فارسی‌زبان باختری و یا برخی نشریات و دانشگاه‌های درون‌کشوری به ریشخند و چالش گرفته‌اند و حتا پس از ناکامی در انکار علمی آن، روی به بی‌اهمیت خواندن «آریایی بودن» یا «آریایی نبودن» ایرانیان آورده‌اند. کار به آن‌جا کشیده شده است که وارون جاهای دیگر از این کره خاکی، با مشروعیت شگفت‌آوری، سخن از هویت‌سازی‌های تاریخی و نژادی مرزی با عنوان ترک و عرب می‌کنند. نیاز هویتی ما و كاربرد آن تنها در باستان‌شناسی ایران است که زیرکانه و به نام «علمی بودن» و «متعصب نبودن»، بیشتر دستاوردهای فرهنگی و مادی را انکار می‌کنند و افسانه مي‌خوانند. دستاوردهایی چون معماری نیاکان را به‌دور از کوچک‌ترین تلاش برای بررسی و سنجش، تنها از روی ظاهر و داده‌های برآمده از مطالعات محدود، وام‌دار بیگانه دانسته و براي ذهن ايرانيان، یک تهی‌سازی فرهنگی و مالکیتی ایجاد می‌کنند. يعني كاري مي‌كنند كه يك ايراني امروزه اصل هيچ‌يك از يادمان‌هاي نياكانش را از ذهن آن‌ها نداند و آن‌ها را تقليدشده بپندارد. يا خاك كشورش را غصبي و از آن گروهي مردم كهن‌تر ناشناس فرض كند. امروزه در ایران، يكنواختي زبان مانند سرزمین‌های عرب‌زبان وجود ندارد. هم‌چنین همانند کشورهای تک‌بعدی چون اسکاتلند(دامن و سازی ویژه)، هند (لباسی ویژه)، یک گونه جامه یا آیین، نشان‌دهنده‌ی مطلق هويت تاریخی و تباری ما نیست که از آن بتوانیم برای هم‌بستگی ملی بهره بریم. در این شلخته‌بازار، به نظر شما، جدا از برخورداري همه ي ‌شهروندان از حقوق يكسان، کدام یک برای هم‌بسته‌سازی مردمان هم‌تبار سرزمینی کهن بهتر است؛ بهره‌گیری از نام «آریایی» ‌و ساختن یک اتحادیه‌ همانند اتحادیه‌ی عرب (با حفظ نام‌های سیاسی کنونی حاکم بر آن‌ها) و یا بهره‌گیری ازنام سیاسی‌ای که می‌تواند ادعاهای خطرناکی چون خاک‌خواهی و جنگ‌افروزی را به بار آورد؟ این است که تجزیه‌طلبان در روزگار نژادسازی‌های خاورمیانه‌ای و باخترزمینی، نام تبار آریایی را هدف گرفته‌اند و هویتی جعلی به نام بومیان غیرآریایی فلات ایران (که هیچ موجودیتی در پژوهش‌های ژنتیکی ندارند) برای نیاکان ما می‌سازند. آن‌ها هر شب و روز با مطرح كردن زياده‌خواهي‌هاي نژادي چون تعلق خوزستان به مردمان عرب (يك مفهوم نژادي)، ‌ناميدن خليج فارس (يك مفهوم تاريخي )‌به خليج عر.. (يك مفهوم نژادي)، و يا ترك خواندن ايرانيان آذربايجاني (يك ادعاي نژادي)،‌ كردارهاي اهريمني خود را با مفاهيم نژادگرايي پيش مي‌برند و در برابر،‌ به ايرانيان پند مي‌‌دهند كه روزگار گفتمان از نژاد پايان يافته است. آن‌چه گفته شد، در راستای جلوگیری از رواج اندیشه‌ی «هویت‌گریزی» است. بی‌توجهی شماری از ایرانیان، به ویژه برخی از مرکزنشینان کشور که امروزه تنها دنبال اقتصاد هستند و تجزیه‌خواهی و توهّماتِ «دگرنژادی» برخی از مرزنشینان، در شبكه‌هاي مجازی، کف خیابان‌ها، ورزشگاه‌ها و درون دانشگاه‌های کشور، آسيب‌هاي پرهزینه به آیند‌ه‌ی ایران خواهند زد. *كارشناس ارشد ژنتيك و كارشناس ارشد باستان‌شناسي