روزی دروازه کاسیاس را مقابل هلند گلباران کرده، روزی دیگر لادسیما را در دستانش قرار داده، برزیل را مقابل چشمان هوادارانش با هفت گل مغلوب آلمان کرده، پپ را بعد از چهار سالِ رویایی از بارسلونا جدا کرده و کمی بعد مقابل تیم سابقش قرار داده، گاهی در کسوت مدیر باشگاه، کارلتو را از رئال اخراج کرده، گاهی دست در دست روزگار گذاشته و تیتو ویلانووا را از ما گرفته، زمانی یوونتوس را به دسته پایین تر فرستاده، دقیقا زمانی اتلتیکو را قهرمان کرده که آراگونس، اسطوره این باشگاه دیگر میان آنها نبوده، در ضربات پنالتی قهرمانی لیگ قهرمانان اروپا را از بایرن مونیخ گرفته اما سال بعد آنها را به سه گانه رسانده است.
در آستانه جام جهانی رویس، فالکائو، ریبری، فان در فارت و والکات را خانه نشین کرده. روزی با تحریک داور توسط رونالدو موجب اخراج رونی شده و روزی دیگر در تیم باشگاهی شان آنها را کنار یکدیگر قرار داده. چه بسیار بازیکنانی را که مقابل تیم سابق شان قرار داده و مجبور به گلزنی کرده، رونالدو را مقابل منچستر یونایتد، موراتا را مقابل رئال و خیلی های دیگر که بعد از گل زدن به تیم سابق شان شادی نکردند.
پیراهن منچسترسیتی را بر تن یار وفادار چلسی، لمپارد، کرده، لباس منچستر یونایتد را بر تن بازیکن سابق آرسنال، فن پرسی، جرارد را از آنفیلد جدا کرده، ژاوی را از نیوکمپ، یورگن کلوپ را از وست فالن (سیگنال ایدونا پارک)، سر الکس فرگوسن را از اولدترافورد. هر روز که می گذرد یکی یکی آنهایی که دوست داریم را از ما گرفته.
حالا ما دست تکان می دهیم برای دروگبا، ژاوی، جرارد، آنچلوتی، لمپارد، کلوپ و یا قبل تر از اینها برای پویول، تیتو، پپ و همه آنها که خاطره ساز لحظه های خوبمان بودند. با رفتن شان غصه دار می شویم و درد می کشیم و گریه می کنیم و همانطور که با پشت دست اشک هایمان را پاک می کنیم، می گوییم فوتبال است دیگر، چه می شود کرد!
معشوق ما، این عروسِ هزار داماد هر روز بر مراد یکی بوده، شادی را از یکی گرفته و به دیگری تقدیم کرده. سالیان سال است که با چرخش توپ گرد فوتبال، باری دیگر دل به ساختن رؤیای تازه بسته ایم و فراموش کرده ایم که این دل بستن ها، چه بر سر ما آورده است.



