از حمام نمره اومديم بيرون توي برف خانومي محجبه بساط كيسه و ليف و.. دستش گرفته بود رفت جلو و نصف ليف و كيسه و جورابهاي اون را خريد.. تعجب كردم گفتم: واسه كي ميخري!؟ ما كه تازه از حمام اومديم بيرون، اونوقت چرا اينهمه زياد....!؟؟ گفت: اگه من و تو ازش نخريم كي ازش بخره.؟ اون توي اين سرما واسه حفظ شرافتش و ناموسش ايستاده وگرنه ميتونست توي بغل يكي توي جاي گرم و نرم فاحشگي كنه...! پس بخر و بخريم تا اونهم با شرافت زندگي كنه.! برگشت و كل خريدش را گذاشت توي حمام و گفت: نصرت اينها را بزار دمه دست مردم بگو صلواتي...! روحش شاد، جهان پهلوان تختي صلوات