Hello
سلام؟
Is there anybody in there
کسی اونجا هست؟
Just nod if you can hear me.
اگه صدامو میشنوی ققط کافیه سرت رو تکان بدی
Is there anyone at home?
کسی خونه هست؟
Come on, Come on, Come on, now
زود باش زود باش….الان
I hear you’re feeling down
میفهمم که حس بدی داری
I can ease your pain
من میتونم دردت رو تسکین بدم
Get you on your feet again
دوباره تو رو روی پاهات وایستونم
Relax.
راحت باش
I’ll need some information first
من باید اول یه سری اطلاعات داشته باشم
Just the basic facts.
ققط چیزای اصلی
Can you show me where it hurts
میتونی به من نشون بدی کجات درد داره؟
There is no pain you are receding
دردی نیست تو داری دور میشی…
A distant ship’s smoke on the horizon.
از اون دورای افق دود کشتی میاد ، امیدوار باش
You are only coming through in waves
و داری از تو مو ج ها میای.
Your lips move but I can’t hear what you’re saying
لبهات داره تکون میخوره….ولی صدات رو نمیشنوم
When I was a child I had a FEVER My hands felt just like two balloons
وقتی من بچه بودم ؛ تب کردم ؛ دستام دقیقا شده بود مثل 2 تا بالون
Now I’ve got that feeling once again
الان دوباره اون حس داره بهم برگشته
I can’t explain, you would not understand
من نمیتونم توضیح بدم , نمیتونی درکش کنی
This is not how I am.
این چیزی نیست که من هستم
I have become comfortably numb
من … دارم به صورت دلپذیری بی حس میشم
I have become comfortably numb
من … دارم به صورت دلپذیری بی حس میشم
O.K.
باشه
Just a little pin prick
فقط یه سوزن کوچیک
There’ll be no more aaaaaaaaah
دیگه دادی در کار نیست
But you may feel a little sick.
ولی شاید یه کم احساس ناخوشی کنی
Can you stand up?
میتونی بلند شی؟
I do believe it’s working, good
باور دارم که موثر خواهد بود
That’ll keep you going through the show
تو رو برای رفتن به (اجرای) نمایش آماده نگه میداره
Come on it’s time to go.
زود باش وقته رفتنه
There is no pain you are receding
دردی نیست تو داری دور میشی…
A distant ship’s smoke on the horizon.
از اون دورای افق دود کشتی میاد ، امیدوار باش
You are only coming through in waves
و داری از تو مو ج ها میای.
Your lips move but I can’t hear what you’re saying
لبهات داره تکون میخوره….ولی صدات رو نمیشنوم
When I was a child
وقتی من بچه بودم
I caught a fleeting glimpse
احساس کردم کسی به من نگاه میکنه
Out of the corner of my eye.
گوشه ی گوشه ی چشمم دیدمش
I turned to look but it was gone
من گشتم تا ببنمش ولی اون رفته بود
I cannot put my finger on it now
نمیتونم بهش اشاره کنم
The child is grown
بچه بزرگ شد
The dream is gone
رویاش رفت
but I have become comfortably numb
ولی من باید به طرز دلپذیری بی حس بشم