متولد خیابان(جاده)بود. هفت خط میدلزبرو در یکی از آن خانه های سازمان شورای جنگ دنیا را به آغوش کشید.پسری که به قول خودش قمارباز درجه یک بهشت بودوحالا به دنیا پا گذاشته است.تیغ زن وجلاد کوچه پس کوچه های خیابان(جاده) تا خودش را در آینه دید کت وشلوار به تن داشت و آقا صدایش کردند.برایان تخس آنقدر شرارت داشت که فنس ها را بالا برود و به اسطوره های میدلزبرو بگوید:پیری های کثیف..برایان نمی توانست مودب باشد ومثل جوجه فکلی های نوپوش اشراف زاده رفتار کند.او را هرکاری هم که می کردی یک قمارباز بود.قماربازها معمولا مست هستند وفحاش..
قرص سیانور را در کمد گذاشت وقسم خورد که اگر امروزهم چاقو روی استخوان هایش بگذارند قرص را با شراب پایین خواهد برد. برایان بزرگ وارث تاج های سلطنتی درمیان بچه پولدارهای از خودراضی لیدز مثل یک نوکر سیاهپوست به نظر می رسید.صدای فحش های الاند رود و چهل هزار بچه وبزرگ سال بد دهن رژه های بر ذهن تار عنکبوت بسته کلایف بود.اما بارقه ای از امید و نامه از خدا. دوازدهم سمپتامبر1974 نامه ی اخراج و رهایی از دست شیطان های در شکل طاووس.طاووس ها همیشه قشنگ نیستند.لیدز جایی که آشغال ها را دم در نمی گذارند..
وقتی صدای ساکسیفون ها و ترومپت ها از صدای هشدار کلیسا بلند تر شنیده شود به این معنی این است که شما یک مشت بی دین هستید.می گفتند عقده ای شده است. ناتینگهام منتظر یک منجی بود.یک چیزی در حد مریم و مسیح.اما رابین هود مرده بود.برای معدنچی ها مهم این است که وقتی میروند پایین معدن تلف نشوند.هیچ کس نمی دانست یک یورکشایری نسبتا احمق می آید و به یاد درخت قرمز ناتینگهام اروپا را روی سرشان خراب می کند.برایان آسمان را کادوپیچ برای معدنچی ها فرستاد.برایان79 برایان 80 برایانی که هفت جام را بدست آورد هیچ فرقی نمی کرد.. وقتی کسی از آن قدر نشناس ها نیاید وبگوید: ممنون کلاف.. یعنی سالها پیش مرده ای وخودت خبر نداری..