جوان خردمند
۲۹۱ بازدیدیکشنبه ۲۴ خرداد ۱۳۹۴ - ۱۰:۵۵
این مطلب توسط کاربران طرفداری ارسال شده است و دیدگاه طرفداری نیست.
هیأتی از بازرگانان وارد مجلس امیری شدند. جوانی باهوش به نیابت از مردم خودش شروع به صحبت کرد. امیر از او پرسید : از تو بزرگ تر در مجلس نیست ؟
جوان دانا با شهامت گفت : ای امیر ارزش انسان به خرد و زبان اوست.
اگر ارزش انسان به سن باشد حتما در این مجلس کسی هست که از شما در حکومت توانا تر باشد. در این هنگام امیر ساکت شد و از پاسخ به جوان عاجز شد . سپس پس از چند ثانیه به او گفت:
.
.
.
.
.
.
چه گهی خوردی پدسگ؟ :|
منو مسخره میکنی؟
و سپس دستور داد تا فیل های قصر را به همراه تخت پادشاهی در حلق جوان فرو کنند.
عه o_O
ببخشید قرار نبود امیر عصبانی بشه اینجوری برینه به داستان آموزندمون :|
شما لایکتو بکن :)


