طرفداری-  مشخص است که تیم نفت تهران و مدیریت با ثباتش نمی خواهد روال موفق خود را با واگذاری مربی خود به استقلال از بین ببرد. این خطر برای آن ها وجود دارد که حضور منصوریان در استقلال با خطر خروج بازیکنان نیز روبه رو شود و این دیگر به معنای واقعی آینده این باشگاه موفق را زیر سوال می برد.

سابقه باشگاه استقلال نشان می دهد که این تیم پرطرفدار به واسطه نام و شان و شخصیت بالائی که دارد بارها مربیان تحت قرارداد با تیم های دیگر را به تیم خود آورده است و امروز نیز در چنین فکری است. در سال 75 زنده یاد ناصر حجازی در حالی که سرمربی تیم ماشین سازی بود بعد از باخت استقلال به پرسپولیس در دربی و حضور علی فتح الله زاده به عنوان مدیر عامل به عنوان سرمربی انتخاب شد. در سال 78 منصور پورحیدری در حالی که به عنوان سرمربی تیم ملی مشغول به کار بود و همزمان مدیریت فنی استقلال را نیز به عهده داشت به دلیل در پیش بودن بازی دربی یک هفته قبل از تقابل با پرسپولیس جانشین سوکومورخوف شد و بعد از تیم ملی کناره گرفت . در سال 86 هم فیروز کریمی با وجود قرارداد با استقلال اهواز و مخالفت برادران شفیع زاده به عنوان سرمربی استقلال از سوی فتح الله زاده انتخاب شد. حالا به نظر سبک مدیریت فتح الله زاده به بهرام افشارزاده نیز سرایت کرده است و او بعد از کنار گذاشتن قلعه نویی  به دنبال علی منصوریان سرمربی نفت تهران است. با این حال آن چه افشارزاده با آن دچار است این است که شرایط فعلی با گذشته قابل مقایسه نیست.

استقلال در سال 75 به عنوان تیم دوم ایران در رقابت های جام در جام آسیا شناخته می شد و فوتبال ایران و آسیا آن چنان آماتوری بود که همراه با حجازی 5بازیکن کمکی نیز از لیگ آزادگان به استقلال پیوستند تا همه دست به دست هم بدهند که استقلال در مسابقات آسیائی موفق شود. در سال 78 هم استقلال هنوز آن چنان وجهه و جایگاه داشت که حضورش به عنوان تیم دوم ناکامی تلقی شود و برای به دست آوردن روال موفقیت منصور پورحیدری تیم ملی ایران را به خاطر آن رها کند. حتی استقلال رده پائینی  سال 86 هم جذابیت های زیادی را برای فیروز کریمی ایجاد می کرد و از آن سو برادران شفیع زاده هم با وجود مخالفت اولیه هنوز در دل خود را یک استقلالی می دانستند. اما حال به نظر می رسد استقلال برای به دست آوردن منصوریان مقابل تیمی می ایستد که بیشتر از آن ها به  این مربی محتاج هستند. نفت تهران در حال حاضر ماشین سازی تبریز و استقلال اهواز  نیست که حضور یا عدم مربی  فرق چندانی در نتیجه نهائی جدول رده بندی آن ها نداشته باشد. آن ها مدتی دیگر در چهارچوب رقابت های لیگ قهرمانان آسیا به میدان می روند و با تیم فعلی شانس زیادی برای صعود به مراحل پایانی دارند. چگونه می توانند چنین امری را به خاطر استقلال تهران مسکوت بگذارند که  جائی در رقابت های آسیائی ندارد و می تواند مربیان دیگر را نیز در این برهه به خدمت بگیرد. نفت بعد از منصوریان باید دنبال مربی بگردد که بتواند این تیم را جمع کند و البته مشخص هم هست که خیلی از این بازیکنان با چالش جدائی مواجه خواهند شد. اگر منصوریان به استقلال بیاید حتما باید بعضی بازیکنان نفت را نیز با خود به استقلال ببرد که بتواند کمی به موفقیت امیدوار باشد. به واقع مدیران استقلال که فکر نمی کنند تنها صرف حضور منصوریان می تواند آن ها را به موفقیت برساند؟

بهرام افشارزاده از لحاظ سابقه مدیریتی رزومه خوبی از خود به جای گذاشته و در  یک سال گذشته نسبت به رقیب سنتی خودشان آرامش بیشتری را به اردوگاه آبی پوشان برگردانده و البته از جنجال ها و اقدامات تاسف آور مدیر قبلی نیز به دور است، ولی مشخص است که به نوعی این مدیر اصفهانی نیز به دنبال ناکامی های فصل گذشته دچار بهم ریختگی فکری شده و برای فصل آینده استقلال به جمع بندی مناسبی دست نیافته است. تلاش به دست آوردن منصوریان به هر قیمتی اوج این سرگردانی، درماندگی  و بهم ریختگی است که حالا افشارزاده به آن دچار شده است و به نوعی نشان دهنده تفکر ماکیاولیستی است که برای به دست آوردن هدف وسیله را توجیه می کنند. به قول پائولو کوئلیو قاعده کیمیاگری هم این است که وقتی آرزو و هدفی داری همه کائنات دست به دست هم می دهند که بتوانی این آرزو را تحقق بخشی. حالا مدیران استقلال هم فکر می کنند گنج  در همین نفت خوابیده است و باید از روی جنازه اش رد شوند و همه  نیز با آن ها همدست شوند.