کاپیتانها در زمین مسابقه حتی از سرمربی تیم نقش مهمتری دارند و شاید در زمین بازیکنان بیشتر به حرف کاپیتان خود تا سرمربی گوش می دهند و سرمربیان هم بیشتر دستورات تاکتیکی خود در حین بازی را به کاپیتانها می گویند تا به بازیکنان انتقال دهند. اما هر کسی می تواند کاپیتانی خوب از آب دربیاید؟ من بشخصه طرفدار نیمار نیستم اما بعضی از رفتارهای فوتبالی اش را دوست دارم ، بازیکنی که به خوبی روی اعصاب بازیکنان حریف و داور راه می رود و به نوعی جو را به نفع تیم خود می کند. اینها تنها در شرایطی اتفاق می افتد که تیمش از حریف جلو باشد اما زمانی که تیم عقب باشد همه چیز معکوس می شود انگار نیمار تیم خود را با حریف اشتباه گرفته و روی اعصاب و روان خود و هم تیمیها و مربیانش می رود. نیمار به قول معروف آن خمیر مایه کاپیتان شدن را به خوبی در خود دارد اما بعضی از رفتارهای او مانع این می شود که ما به عنوان یک کاپیتان به او دید مثبتی داشته باشیم . یک کاپیتان علاوه بر اینکه بایدروحیه جنگندگی و جاه طلبی خوبی داشته باشد باید رهبر و مدیر و کسی باشدکه در شرایطی بحرانی تیم خود را جمع و جور کند که متاسفانه به نظر میاد نیمار به خاطر تجربه کم وسن پایین هنوز به اون درجه از این قابلیت نرسیده که روی اعصاب خود کنترل مناسبی داشته باشد. البته با این نکته که همیشه ستاره تیم باید کاپیتان تیم هم باشد مخالف صددرصد هستم چون یک کاپیتان خوب هماهنطور که گفتم باید دارای قابلیت های دیگری باشد و لزوم ستاره بودن برای کاپیتانی رو مناسب نمی دونم. یکی از همین فوق ستاره ها لیونل مسی است (بازیکن مورد علاقه من) که نمونه بارز از این دست بازیکنان می باشد که برای کاپیتانی مناسب نیستند. مسی بازیکنی خوب و بسیار عالی از نظر فنی و اخلاقی می باشد اما حس جنگندگی و رهبری و مدیرت خوبی ندارد پس در شرایط حساس و زمانی که تیم نیاز به تزریق روحیه و حس جنگندگی دارد عملا کاره ای نیست همانند فینال جام جهانی که ماسکرانو به جای مسی وظیفه روحیه دادن به بازیکنان را داشت (همان عکس معروف). اما نیمار اگر اصلاحاتی در رفتار خود داشته باشد و هم چنین با بالا رفتن سن و تجربه شاید بتواندکاپیتانی خوب برای تیم ملی و باشگاهی خود باشد.