امروز که حرفای جان اسپراو رو در مورد ایران توی سایت داشتم میخوندم واقعا برای خودمون متاسف شدم
قطعا همه شما صحبت های اسپراو رو بعد بازی خوندید.نمیخوام در مورد تعریف ها و تمجید هاش حرف بزنم که البته واقعا باید در این مورد ازش قدردان بود اما میخوام به نگرش خارجی ها به ایران حرف بزنم.
اولین جمله ای که اسپراو گفته این جمله است :((اولین چیزی که من را تحت تاثیر قرار داد، این بود که اینجا بر خلاف چیزی که انتظار داشتم، همه مهمان نواز و فوق العاده بودند.))
من این جمله را تا به حال تقریبا از زبان همه توریست ها شنیده ام از سپ بلاتر و اسپراو گرفته تا دوچرخه سوارانی که برای تور دوچرخه سواری به ایران آمده بودند.واقعا چرا هر کسی که به ایران سفر میکند میگوید :((ایران برخلاف انتظار ما بود))
قطعا جواب این سوال در دستان خود ماست.این تصویر را ما و اطرافیانمان در ذهن آنها ساخته ایم.با آمدن نام ایران تصویر یک جامعه بسته و عقب افتاده در ذهن همه خارجی ها ایجاد میشود و دلیل این تفکرات رفتار های ماست.
دیشب پس از حرکت قابل تقدیر آمریکایی ها در برابر روزه داران ایرانی خیلی از بچه متصل ها اومدن و شروع کردن به شعارهای الکی که آی اینا تظاهر کردن وای اینا مارو قول زدن و سپس بعد از اون شروع کردن به میان آوردن مسائلی که ربطی به این ماجرا نداشت.مثل حمله آمریکا به هواپیمای ایرانی که سالها پیش اتفاق افتاده است.شاید در اون زمان اصلا تیلور ساندر به دنیا نیومده بود.اون وقت ما میاییم و اینارو به خاطر اتفاقی که ربطی بهشون نداره مواخذه میکنیم.مثل اینکه پدربزرگ من زده یکی رو کشته و قانون میاد من و پدرم و کل خانواده رو اعدام میکنه.مسئله ای که واقعا خنده داره و این خنده وقتی تلخ تر میشه که مسئولان هم همچنین تفکری دارند و نتیجه اون پخش نشدن سرود آمریکاست.
حالا من از این دوستان سوالی دارم
مگر شما علم غیب دارید که میگویید این کار آنها فقط یک تظاهر بود؟
اصلا بر فرض که شما راست میگویید بله کار آنان تظاهر بود اما با همین تظاهر سیلی از تقدیر ها را به سوی خود کشاندند اما ما با پخش نکردن سرود آمریکا سیلی از انتقادات را به سوی خود کشاندیم.اگر آنها با تظاهر خود را ملتی با فرهنگ و شعور نشان میدهند پس چرا ما با کارهایمان خود را ملتی بی فرهنگ نشان میدهیم؟
همینجاست که به حرف قبلی خودم باز میگردم.هر تصویری که در ذهن دیگران در مورد ما ساخته میشود نتیجه رفتار های ماست.
حرف هایم را با این سخن پیامبر پایان میدهم که میفرماید:((تشخیص کفر و ایمان در یک شخص همانند آن است که در شبی تاریک و در چاهی تاریک تر و در زیر سنگی مشکی رنگ مورچه ای را بتوان دید)).