طرفداری - در رابطه با جفری کوندوگبیا حقیقتا بحث خاصی نیست، یعنی علی الحساب بحث خاصی نیست. گرچه زمان می تواند بهترین قاضی در رابطه با انصراف میلان از خرید وی باشد اما دست کم روی کاغذ شرایط به ما می گوید که میلان و گالیانی در هر صورت با انصراف از خرید وی، ضرر کرده اند. درست است که حدود 40 میلیون یورو مبلغ سنگینی محسوب می شود اما باید پذیرفت در این بازار حباب دار و کاذب که به لطف چند مدیر خاص پول حکم علف خرس را پیدا کرده، هافبکی با استعداد و جوان که سابقه بازی در مراحل پایانی لیگ قهرمانان اروپا را نیز دارا است، حدود همان 40 میلیون ارزش دارد.بعید است میلان بتواند بازیکنی ملی پوش با  خصوصیات کوندوگبیا را کمتر از قیمتی که اینتر خریداری کرده، از این بازار بیرون بکشد.البته همان طور که گفته شد زمان در نهایت در رابطه با این انتقال قضاوت خواهد کرد اما روی کاغذ شرایط به ما می گوید که کوندوگبیا این پتانسیل را دارد که تا 2 سال آینده قیمت خودش را 2 برابر کند. با همه این تفاسیر حتی اگر از لحاظ فنی عدم امضای قرار داد با کوندوگبیا را برای میلان و گالیانی شکست تلقی نکنیم، باز هم از لحاظ روانی نمی توان گالیانی را سرزنش نکرد. عدم خرید کوندوگبیا آن هم در کورسی نفس گیر با رقیب سنتی بازار میلان را از لحاظ روانی به شدت تحت الشعاع قرار داده است و همین مساله ممکن است روی دیگر گزینه های میلان نیز در ادامه فصل نقل و انتقالات تاثیر غیر مستقیم بگذارد. با این حال نمره گالیانی آن قدر ها هم منفی نیست. گرچه او با انصراف از خرید کوندوگبیا بسیاری را ناامید کرد، اما انصراف وی از خرید جکسون مارتینز تا حدی توانست کارنامه منفی او را تا اینجا نجات دهد.گرچه بسیاری انصراف از خرید بازیکن کلمبیایی پورتو را نیز یک ناکامی برای میلان و گالیانی تلقی می کنند، اما حقیقت قصه تفاوتی جدی دارد. 35 میلیون شاید در این بازار برای جفری کوندوگبیا مبلغ زیادی نباشد، اما این طور نیست که بتوان آن را برای هر بازیکنی پرداخت کرد. خرید جکسون مارتینز 28 ساله از پورتو(تیمی که استاد فروش خیره کننده بازیکنان است) 35 میلیون برای میلان هزینه می توانست در پی داشته باشد. اگر به بازار دقیق تر نگاه کنیم در همین حوالی یوونتوس توانسته ماریو مانژوکیچ را که تنها چند ماه از جکسون مارتینز بزرگ تر است، با مبلغ 15 میلیون یورو راهی تورین کند. یعنی کمتر از نصف مبلغی که میلان قرار بود صرف خرید مارتینز کند. با این تفاوت  که مانژوکیچ رزومه ای فوق العاده قوی تر از مارتینز دارد. در 3 تیم معتبر و بزرگ اروپا و 2 لیگ درجه 1 این قاره، آماری قابل قبول و غیر قابل انکار از خود به ثبت رسانده که این مساله در مقایسه با مارتینزی که تنها در لیگ پرتغال و پورتو سابقه درخشش داشته، تفاوتی معنا دار دارد. بازار حقیقتا حباب دار و کاذب است اما نه آن قدری که میلان 35 میلیون یورو برای مهاجمی با رزومه و سن و سال جکسون مارتینز پرداخت کند. سوء تفاهم نشود، جکسون به هیچ عنوان بازیکن بدی نیست. اتفاقا کیفیت فوق العاده بالایی دارد. بازیکنی فیزیکی و چند بعدی در فاز تهاجمی است اما بحث بر سر قیمتی است که او قرار بود با آن راهی سن سیرو شود. میلان برای شروع مجدد درخشش خود در فوتبال اروپا نیازی نیست لزوما در یک فصل بریز و بپاش آن چنانی داشته باشد. خریدن بازیکنان اسمی بدون توجه به جزئیات، رزومه و قیمت آن ها لزوما به موفقیت ختم نخواهد شد. میلان نیاز به بازیکنان متفاوت در ابعاد مختلف دارد و نیازی هم ندارد یک شبه بار خودش را برای درخشش مجدد در اروپا ببندد. گالیانی که به واسطه کروات زرد معروفش به "مردی با کروات زرد" در میان بسیاری از هواداران میلان علی الخصوص در ایران معروف شده، شاید در قبال کوندوگبیا تصمیم اشتباهی گرفته باشد، اما به هیچ عنوان نمی توان او را به علت انصراف از خرید جکسون سرزنش کرد. جکسون مارتینز آن بازیکنی نیست که میلان به قمار روی او احتیاج داشته باشد. این قمار می تواند روی بازیکنی انجام شود که آینده میلان را تامین کند. بازار روزهای ابتدایی خودش را سپری می کند و رسما پس از پایان کوپا آمریکا به تپش اصلی خود خواهد رسید. جای نگرانی چندانی برای هواداران میلان وجود ندارد. عدم خرید کوندوگبیا و مارتینز به کلی استراتژی میلان را در بازار تغییر داده است و اکنون باید منتظر فعالیت متفاوت میلان در بازار باشیم. همین که گالیانی تا پای امضای قرار داد با 2 گزینه مجموعا 80 میلیون یورویی رفته، نشان می دهد که پول در مجموعه باشگاه وجود دارد و این روزها در این بازار عجیب و غریب این پول است که حرف اول و آخر را می زند. به این ترتیب می توان پیش بینی کرد که خرید های میلان نیز از راه برسد. عدم  خرید کوندوگبیا می تواند ناامید کننده باشد و امتیازی منفی در کارنامه گالیانی تلقی شود اما باید پدیرفت هوشمندی وی در انصراف از خرید مارتینز جای تقدیر دارد. خرید های میلان در راه خواهند بود، اوضاع آن قدر ها هم تیره و تار نیست...