" بیشتر بدبختی های ما قابل تحمل تر از تفسیرهایی است که دوستانمان درباره آنها می کنند "  کولتون این روز ها پرسپولیس با علی دایی دوباره روند رو به رشدی را در پیش گرفته است. و پس از یکی دو فصل بسیار بد در جمع تیم های بالای جدول حضور دارد. اما طبق معمول همواره کسانی هستند که بخواهند این تیم را به حاشیه بکشانند با هدف این که در پایان فصل سوژه ای برای نوشتن، جنجال ایجاد کردن، عزل و نصب کردن و یا حتی کسب در آمد کردن داشته باشند. به تازگی در بازی با تیم اصفهانی سپاهان اتفاقاتی در دقیقه 2 این دیدار رخ داد و اشتباه محسن قهرمانی سبب شد تا جنجالی بزرگ طی روز های گذشته به وجود بیاید که به افشاگری هایی از سوی مسئولان پرسپولیس و ارائه مدرک به فدراسیون فوتبال ایران ختم شد. عده ای پرسپولیسی هستند و پشت تیم و مسئولان این تیم ایستاده اند. عده ای نیز در طرف مقابل و در ردیف متهم ( نه مجرم! ) ایستاده و در طرف دیگر این نزاع هستند. اما عده ای  اعم از روزنامه نگار، سرمربی، مدیر، لیدر و هوادار نیز نه این سر دعوا هستند و نه آن سرش . یا به قولی نه سر پیازند و نه تهش! و گودال پر از آب گلالود را به سرعت هم می زنند شاید که چیزی عایدشان شود. همین یکی دو سال پیش بود که نظر سنجی های برنامه 90 مدام و هر هفته در رابطه با ناکامی های پرسپولیس و شکست هایش بود و 90 شده بود تریبون سوال پیچ کردن مسئولان پرسپولیسی. اما این عده که اکنون در هیچ طرف دعوا نیستند هر هفته نظاره می کردند و نیش خندی نیز می زدند. چرا که هوا برای پرسپولیس بد مسموم بود و هوای آن ها آفتابی تر از سواحل اردوهای خارجی که می رفتند. تا این که بالاخره پرسپولیس توانست این حواشی را کنار بزند و دوباره به جمع مدعیان باز گردد و دیگر خبری از قهر و اخراج بازیکن و مربی و باخت های پشت سر هم و ... نباشد. در نتیجه 90 نیز ( همین جا باید بگویم که عادل و برنامه اش را به عنوان یکی از پاک ترین افراد این فوتبال قبول دارم ) سوژه چندانی در رابطه با شرایط پرسپولیس برای نظرسنجی برنامه و سوال پیچ کردن مسئولانش در اختیار نداشت. و خب این بار سوژه را در تیم دیگری یافته بود که به سرعت با واکنش همان افراد رو به رو شد و عادلی که 2 سال تمام سوژه برنامه اش پرسپولیسی بود به ناگاه متهم به پرسپولیسی بودن و حمایت از این تیم و بر هم زدن جو تیم های رقیب شد.  تا این که بحث انتقال خلعت بری به میان آمد. آن دسته از دوستان محترم اما سودجو که مطمئن بودند که فدارسیون هزینه انتقال خلعت بری را به پرسپولیس نخواهد داد و این هزینه را باید در جای مهم دیگری از جمله مبلغ قرارداد باقی مانده یک بازیکن ملی پوش نام آشنا را بدهد چیزی نمی گفتند و از دور به ریش پرسپولیسی ها و خلعت بری می خندیدند. تا این که باز هم سر و کله میلیاردر های پرسپولیسی پیدا شد. بابک زنجانی و حسین هدایتی افرادی بودند که می خواستند تقبل کنند که هزینه این انتقال را بدهند. اینجا بود که این سودجویان دوباره میدان را آماده دیدند و با وارد کردن اتهامات بی اساس به تیم پرسپولیس و این دو سرمایه گزار جو را علیه این انتقال متشنج کردند. حال این که مثلا بابک زنجانی جایی بدهی دارد و اکنون می خواهد مبلغ قرارداد خلعت بری را پرداخت کند نمی دانیم چه ربطی به این ماجرا و این دوستان داشت. شاید این دوستان خود را در مقام دادستانی کل کشور و مدعی العموم بودن را وظیفه اصلی شان می دانند. هر چه که بود باز هم تیرشان خطا رفت و انتقال انجام شد و خلعت هم به پرسپولیس پیوست. آن ها هم گویی فراموش کرده بودند که یکی از رقبای مالی همین بابک زنجانی و حسین هدایتی در فوتبال ایران پشت تیمشان ایستاده و صاحب چند بازار بزرگ هم در سطح کشور و منطقه نیز می باشد. بر می گردیم به بحث اصلی و روز فوتبالمان. مسئله داوری و اشتباهاتش همواره در لیگ ما بحث داغی بوده است و تمامی تیم ها و مربی ها نیز به این مسئله اعتراض داشته اند و همه هم از این مسئله زیان دیده اند یک تیم کمتر یک تیم بیشتر و یک تیم هم بعضا خیلی بیشتر سود برده یا زیان دیده است. همین ابتدای فصل بود که استقلالی ها داوری بازی با ذوب آهن را کردند پیراهن عثمان و کلی هم بالا و پایین پریدند. تراکتوری ها پنالتی اشتباه و گل نشده پرسپولیس را حتی در خواب هم با خود تکرار می کردند. داوری سپاهان و استقلال نیز به همین شکل بود باز هم استقلالی ها معترض بودند و فریاد می زدند و حقشان را می خواستند. اما چه می شود که به ناگاه تا علی دایی و تیمش از این قضیه آسیب می بینند و جلو می آیند و فریاد می کشند و می گویند مدارکی داریم و حتی مدارکشان را هم ارائه می کنند و از سوی فدراسیون هم مدارک قابل تاملی خوانده می شوند همه عقب می کشند و این بار می شوند دایه مهربان تر از مادر برای جامعه داوری ایران. همان هایی که طی این هفته ها داوری را تا سر حد مرگ می کوباندند همان هایی که فصل گذشته از داوری سود زیادی بردند نیز حالا عقب کشیده و دایی را باند باز لابی گر و دروغ گو و شارلاتان خطاب می کنند. آیا از کلیه موازین خود طی تمام این هفته ها باز گشته اند یا این که می خواهند این وسط اگر کسی ضرر کرد پرسپولیس باشد و اگر کسی سود برد همه باشند؟ شاید هم می ترسند که اگر رسوایی به بار آید چیزی در حد و اندازه های کالچوپولی باشد و دامن خیلی ها را بگیرد. هر چه که هست در سودجویانه ترین حالت ممکن کنار ایستاده اند و این آب را می خواهند برای پرسپولیس گل آلود کنند و حالا اسطوره احترام گذاشتن به جامعه داوری و دفاع از ادبیات محترمانه در حین سخن گفتن شده اند. هر چه که هست خوب یا بد به زودی مشخص می شود و یا دامن شهریار را می گیرد یا دامن تمام آن هایی که به یک باره نه تنها سکوت کرده اند بلکه رنگ عوض کرده اند و حامی طرف مقابل دعوا نیز بعضا شده اند.