مسی دریبل نمی‌زند، می‌دود و از بین بازیکنان تیم حریف عبور می‌کند. مسی شادی گل خاصی ندارد، بعد از گل از ته دل می‌خندد و به سوی تماشاگران می‌دود. زندگی خصوصی آرامی دارد و با دختری که از ۱۱ سالگی عاشقش بوده، زندگی می‌کند. همه او را به یک بازیکن فرازمینی تشبیه می‌کند، اما او حتی از ستاره های درجه دو فوتبال دنیا هم ساده‌تر و زمینی‌تر زندگی می‌کند. برخلاف کریس رونالدو که از «پیروزی» لذت می‌برد، او شبیه کودکی است که تنها از «فوتبال» لذت می‌برد. تمام زندگی او به فوتبال محدود شده و حتی وقتی می‌خواهد برای مراسم توپ طلا ابتکاری به خرج دهد و کت و شلوار خاصی بپوشد، مدل عجیب لباسش همه را به خنده می‌اندازد. او اصلا اهل نمایش نیست، نه در فرش قرمز مراسم فیفا، نه در زمین فوتبال. کمتر پیش آمده که در زمین فوتبال گل نمایشی بزند. کمتر پیش آمده که کسی را نمایشی دریبل کند. کمتر پیش آمده که در شادی گل‌هایش بخواهد کار خاصی کند. او ساده‌ بازی می‌کند و با زبان ساده فوتبال بهترین بازیکن دنیا به حساب می‌اید. اگر انیماتورهای ژاپنی چند سال دیرتر به فکر ساخت کارتون «فوتبالیست‌ها» می‌افتادند، احتمالا نقش اول را چیزی شبیه به مسی طراحی می‌کردند. پسری بیمار که عاشق فوتبال است و به خاطر مشکل مرموزی که مدتی است درگیرش شده، وسط بازی فوتبال تعوع می‌گیرد، اما با همان وضع برای تیمش گل می‌زند. این داستان کاملا سینمایی است. برای صحبت از مسی نباید سراغ آمار رفت. شاید بهتر باشد به جمله طلایی آرسن ونگر ارجاع بدهیم: «وقتی بازی مسی را می‌بینید، انگار دارید پلی استیشن تماشا می‌کنید». این حرف کسی است که در سال‌های گذشته آرسنال با مربیگری او «پلی استیشنی‌تر» از همه تیم‌های اروپا بازی کرده. تولدت مبارک مسی , عشق تمام نشدنی بلوگرانا