کالوِرو ( چارلی چاپلین ): این خونه ی منه … اینجا. ترزا ( ویرجینیا چریل ): فکر می کردم از تئاتر متنفری. کالوِرو: آره هستم. از دیدن خون هم بدم میاد، ولی توی رگهامه. City Lights| روشنایی های صحنه1931| چارلی چاپلین