* بازیسازی که مثل یک ماهیِ بیرون از آب بود *
سر بابی چارلتون :
خیلی کارهاست که انگلیسیها به درستی و حقیقتا در انجامش عاجز بودهاند. یکی از آنها نمایش هیجان و احساسات عمومی است و دیگریاش قطعا فقدان بازیسازهای فوتبال است. البته خود انگلیسیها همیشه گفتهاند آنها بازیکنان خوب فراوانی داشتهاند. فوتبال نوین را به جهان عرضه کردهاند و از بالهای کناری زمین گرفته تا مدافعان و مهاجمان گلزن، همه اینها را داشتهاند ولی انگار نقش بازیساز اصلا در فوتبال انگلیس تعریف نشده و شغلی خارجیپسند و غیرعادی به حساب آمده است. شاید تنها بشود از بابی چارلتون به عنوان فوتبالیستی نام برد که خصوصیات بازیسازی در شکل فوتبالش دیده شده است.
چارلتون فوتبالش را به عنوان یک مهاجم شروع کرد ولی زمانی که سیستم 2-4-4 به فوتبال نوین جهان پا گذاشت او به هم یک خط عقبتر آورده شد و نقش یک بازیساز را پیدا کرد. چارلتون توپ را از خط دفاع میگرفت، راه میافتاد، چند بازیکن را جا میگذاشت و دست آخر تصمیم میگرفت که توپ را شوت کند یا در بعضی وقتها پاس هم بدهد.
شکل فوتبال بابی چارلتون به بازیسازهای خیلی خلاق و در خدمت تیم نمیخورد ولی آنقدر توانایی داشت که بتواند یک بازی درهم ریخته را یکه و تنها از آب و گل درآورد. شاید اگر فابیو کاپلو در جامجهانی 2010 چنین بازیکنی داشت، حالا قهرمانی در یک جامجهانی را هم به افتخاراتش اضافه کرده بود ولی به نظر میرسد که نسلهای اخیر انگلیسیها از به وجود آوردن چنین استعدادی ناتوان بودهاند. چارلتون شبیه کسانی بود که آب نمیبینند وگرنه شناگران ماهری هستند!