سال ها پیش در حوالی خیابان های مادرید فرزندی متولد شد که از نسل آخرین فرشته های خالق هستی در این کره ی خاکی بود... یک فرشته ی معصوم در سرزمین ماتادورها..چطور چنین چیزی ممکن است؟؟! ولی تقدیر چنین بود که در همچین سرزمینی که زمانی آوردگاه جنگ های فراوان و تحمل حواشی بسیار بود فرزندی رشد کند که سال ها بعد دل میلیون ها نفر را تسخیر خود کند..فرشته ی قصه ما از یک خانواده ی نجیب بود.پدرش دن پدرو طرفدار سر سخت فوتبال بود آن هم در کشوری که مردمش از دیرباز علاقه ی شدیدی به گاو بازی داشتند..پدر طرفدار تیم دوم پایتخت بود و از همین رو پسر را نیز به سمت این تیم سوق داد ولی حیف از جماعتی که حتی با قهرمانی در جام جهانی همراه با تیم کشور خود ارزش های این پسر را درک نکردند.خسوس خیل مربی وقت اتلتیکو او را نخواست آن هم تنها به خاطر جثه ی ضعیف و لاغر اندام او..سرنوشت فرشته ی قصه ی ما در چند خیابان آن سوتر نهفته بود..برنابئو پسر نیک را صدا میزد.مگر فرشته ای را سراغ دارید که به رنگ سفید آراسته نشده باشد؟!! فرشته ی قصه ما وارد تیم اول شهر خود شد..جایی که سرنوشتی شگفت انگیز او را صدا میزد.با آن سن و سال کم به تیمی وارد شده بود که تاریخ غنی را پشت سر خود می دید.. داستان اتخاب شماره اش اما جالب تر...خوان اسنایدر به رئال زاراگوزا پیوسته بود. شماره 7 تیم خالی شده بود و دو ورودی پر سر و صدای فصل، یکی لادروپ بود که شماره 10 را بر تن کرد و دیگری فرناندو ردوندو که او هم 6 را انتخاب کرد. هیچکس حاضر نمی شد ریسک کند و پیراهنی که "ال بوتره" در آن درخشیده بود را بر تن کند.شماره 7 افسانه ای بود اما نمی توانست خالی بماند.در همین حین بود که خورخه والدانو برگه ی آس خود را رو کرد و در یک اقدام عجیب شماره ی افسانه ای تیم را بر تن بازیکنی کرد که سیبیل های پشت لبش سبز نشده بود.. پسر نیک اسپانیا در فصل 95-94 کار خود را با حضور در تیم سوم رئال مادرید آغاز کرد و در ۷ بازی اول خود ۱۳ گل برای تیمش به ثمر رساند. در اکتبر ۱۹۹۴ خرخه والدانو مربی وقت رئال مادرید از این بازیکن جوان و با استعداد در ترکیب تیم خود استفاده کرد. در آن زمان فرشته تنها ۱۷ سال و ۴ ماه سن داشت و به عنوان جوان ترین بازیکن تاریخ باشگاه رئال مادرید در ترکیب اصلی این تیم شناخته شد. او در اولین فصل حضور خود در رئال مادرید ۲۸ بار در ترکیب این تیم حضور پیدا کرد و ۹ گل نیز به ثمر رساند که اولین گل وی در بازی مقابل اتلتیکو مادرید تیمی که کار خود را از آنجا آغاز کرده بود..جایی که او را تبعید کرده بودند و در دومین حضور خودش در لالیگا به ثمر رسید.در همین هنگام بود که برنابئو غرق در شادی و پرشور از فریاد شد..دنیا شاهد بود که پس از هوگو سانچز، برنابئو هیچگاه اینچنین فریاد شادی را سر نداده بود. فریادی که در فصل اول تنها 10 بار سر داده شد. اما آنقدر ادامه پیدا می کرد که هیچکس در تاریخ به آن نرسیده بود. در پایان همین فصل فرشته به همراه هم تیمی های خود جام باشگاههای اسپانیا را فتح کرد. نوبت به نقش آفرینی در عرصه ی ملی بود جایی که او با گلزنی در مقابل یوگسلاوی امید را پس از سال ها به چشمان ماتادور ها باز گرداند.گلی که توسط دو ایالت زده می شد..پاس از کاتالان ضربه نهایی از کاستیل...دورانش در تیم ملی به تراژدی می مانست! 2000 و 2006 نتوانست حریف زیدان شود، 1998 و 2004 با درخشش زوبی زارتا و کانیزارس نتوانست حتی مرحله گروهی را پاس کند و 2008، هنگامی که تیم ملی اسپانیا متحد تر از هر زمان دیگر نشان می داد و فرشته ی قصه ما هم از سوی اسطوره های افسانه ای لالیگا به عنوان بهترین بازیکن فصل انتخاب شده بود، پسر نیک مادرید سهم بسزایی در بدست آوردن ۶ جام معتبری که رئال مادرید در بین سالهای ۱۹۹۸ تا ۲۰۰۳ به مجموعه افتخارات خود اضافه کرد ایفا نموده است. او در سالهای ۲۰۰۰،۱۹۹۸ و ۲۰۰۲ جام قهرمانان باشگاههای اروپا را به همراه رئال مادرید فتح کرد که در این میان در بازی های فینال سالهای ۲۰۰۰ و ۲۰۰۲ رائول برای تیمش در مقابل والنسیا و بایرن لورکوزن گلزنی کرد. در میان جام های داخلی نیز او چهار بار جام قهرمانی باشگاههای اسپانیا را در سالهای ۲۰۰۱،۱۹۹۷،۱۹۹۵ و ۲۰۰۳ به همراه رئال مادرید فتح کرد. و اما این پایان ماجرا نبود..درخشش بی پایان او باعث شد که پس از خداحافظی کاپیتان فرناندو هیرو از باشگاه و تیم ملی به گوشه ای از حق خود برسد و فرماندهی باشگاه و تیم ملی را در مستطیل سبز بر عهده بگیرد... سفید های مادریدی که هم اکنون به قو های سپید مادرید شهرت یافته بودن کاپیتانی را در کنار خود مشاهده میکردن که درک روشنی از هوش، گلزنی، تکنیک و صد البته فادار بودن داشت. در ۲۸ سپتامبر ۲۰۰۵ او در بازی مقابل المپیاکوس یونان در لیگ قهرمانان اروپا و در نود و هفتمین حضور خود در این رقابتها با گلی که در این بازی به ثمر رساند نام خود را به عنوان اولین بازیکنی که در تاریخ این رقابت ها پنجاه بار توپ را از خط دروازه حریفان عبور داده است مطرح کرد و رکورد قبلی باشگاه رئال مادرید را نیز که در اختیار آلفردو دی استفانو بازیکن افسانه ای رئال مادرید بود را کنار زد. داستان او اما در رئال مادرید ادامه پیدا می کرد. از فرار 70 متری و دریبل ناز کشویی و قهرمانی اروپا با طعم آقای گلی تا شلیک رویایی به قلب جدایی طلبان شرقی و بغل پایی که گویی بوت دلش نمی آمد آن را مهار کند. از هتریک در قهرمانی اروپا و تبدیل به شدن آقای اروپا تا دانسته شدن به عنوان بهترین بازیکن تیم کهکشانی از سوی سر الکس فرگوسن. آقای گل اروپا و آقای گل تیم اول اروپا شد و همیشه، پس از هر گل، خوشحالی جاودانه خود را نثار جایگاه حلقه ازدواجش می کرد.نثار همسر مهربان اش مامن سانز و صد البته چهار پسر دوست داشتنی اش. افسانه "رائول مادرید" را کامل کرد، راهی دیار روهر شد تا ماموریت ناتمام خود را در اروپا به اتمام برساند. آلمان های سرد را چنان شیفته خود کرد که دو سال پیراهنش را، همان 7 افسانه ای را بایگانی کردند. حتی اعتراف بارسایی ها هم شنیدنی بود وقتی اعتراف می کردند که: "با رائول خاطره ها دارند!" ماموریت او، چه درخشش در فوتبال بود و چه فتح قلب ها، در هر صورت او موفق بود! حال وقت بازگشت به خانه بود جایی که برای اولین بار هفت افسانه ای را بر تن کرده بود..باز هم بوی غوغای فرشته در زمین به مشام می رسید..همه کار کرد..گل زد..تعویض شد ولی حالا زمان آن رسیده بود که مهم ترین وظیفه ای عمرش را به سر انجام برساند..تعین جانشین برای پادشاهی که خود 16 سال آن را به ارث برده بود..چه کسی توان این را داشت که این وظیفه ی مهم را بر دوش بگیرد..پسر نیک قصه ی ما تصمیم خود را از مدت ها پیش گرفته بود..جانشین باید فردی از دل این شهر بود کسی که خاک های این شهر را خورده است..تاج پادشاهی به قدیس رسید و حال زمان آن رسیده بود که لباس پادشاهی نیز به شخص مطمئنی واگذار شود..لباسی که تار و پودش بوی پادشاهی میداد باید به پسری می رسید که از یک جزیره ی کوچک آمده است.. نشانه ها غیر قابل انکار بودند. هر دو دشمن را به سکوت دعوت کرده بودند. هر دو با یک چشم برای رئال مادرید گل زده بودند. کریستیانو رونالدو پادشاه جدید مادرید لقب گرفت. تاج پادشاهی از سوی پادشاه سابق به او اهدا شد. پادشاهی که برای همیشه در قلب "مادریدیسمو" جا داشت. پسر نیک برنابئو، برای همیشه در قلب فوتبال جاویدان شده است. ♥♥♥ *رائول افسانه ای تولدت مبارک* ♥♥♥ "متن با اندکی تصرف"