طرفداری - یوونتوس همیشه ستاره ای در ترکیبش داشته که توجه مالکان دیگر تیم ها را به خود جلب کند و بخواهند با انواع روش های متداول و گاهی غیر متداول آن ها را ترغيب به ترک تیم کنند. اما بیانکونری هیچگاه تیمی فروشنده نبوده و همیشه برای تداوم موفقیت ها، ساختار کلی تیم را خدشه ناپذیر نگه می داشته است. حال اما، به نظر می رسد تابستان پیش رو شرایط سختی در انتظار مدیران تیم باشد. کارلوس توز که یکی از ارکان پیروزی های تیم بود به دلیل خواست قلبی اش و با احترام متقابل و بهترین آرزوها از طرف مدیریت باشگاه به بوکا نقل مکان کرد تا توانایی های چشم نوازش را در سال های پایانی بازیگری برای تیم محبوبش خرج کند. به دنبال آپاچی، آندرآ پیرلو هم هوای بازی در خارج از اروپا را در سر دارد و اگرچه رفتن او به آمریکا قطعی به نظر می رسد اما شاید بتوان حداقل یک نیم فصل دیگر او را در مرکز میدان و با لباس سیاه و سفید دید. پاول پوگبای خوش آتیه و جوان هم که یکی دو سالیست به کانون توجهات در پنجره نقل و انتقالات بدل شده و لحظه ای نامش از صفحه خبرگزاری ها محو نمی شود. ویدال اما وضعیت جالب تری دارد. او در رقابتی نزدیک با بایرن به تور یووه افتاد و از همان روزها شنیدن شایعه رفتنش از یووه عادی شده است. حفظ کینگ آرتور در کنار پوگبا، همیشه از شروط آنتونیو کونته برای قبول ادامه فعالیت در یوونتوس بود و برچسب غیر قابل فروش بودن به او سنجاق شده بود. در همین حین، با افت نسبی که بعد از مصدومیت و جام جهانی گریبانش را گرفته بود کمی هم از تنش ها و شایعات فاصله گرفته بود اما انگار دوباره و در این روزها باز به سوژه رسانه ها بدل شده است. پیرلو و ویدال جزو پیشاهنگ های رنسانس یووه بودند که با انتقالشان از سال 2011 و تقویت خط هافبک تیم پایه های یوونتوس فعلی را شکل دادند. در حقیقت آن ها اولین آجر های این عمارت بودند که در سال بعد از آن و با اضافه شدن تدریجی پوگبا و توز، دیوار های آن بالا و بالا تر رفت.

بعد از فروکش کردن خشم هواداران از رفتن ناگهانی و توام با ناراحتی کونته در تابستان 2014 و شوک انتخاب آلگری به عنوان جانشین او، بزرگترین بحث کارشناسان، به چالش کشیدن انتخاب مدیران یووه و تردید بسیار در موفقیت آلگری در فصل پیش رو بود. تنها راه برای آلگری، اثبات خودش در زمین و با نتایجی بود که می گرفت. تا اواسط نیم فصل اول و با وجود نتایج خوب تیم، اما هنوز هم با دیده تردید به او نگریسته می شد و موفقیت ها به پای کونته نوشته می شد. با شکست در فینال سوپر کاپ و از دست دادن قهرمانی و البته تاکتیک های بحث بر انگیز ماسیمیلیانو، او دوباره به سیبل انتقادات بدل شد اما سرانجام و رفته رفته او قدرتش را به رخ کشید و در پایان با دبل در ایتالیا و حضور در فینال لیگ قهرمانان، نه تنها دهان منتقدین را بست بلکه همه را مجذوب توانایی هایش کرد تا آنجا که از او به عنوان کاندیدای بهترین مربی سال یاد می شود. حالا این آندره آ و تیم مدیریتیش بودند که سر در ابرها داشتند و با غرور در خیابان های تورین راه می رفتند. ندود، ماروتا و پاراتیچی حالا معماران تیمی بودند که بارسا را در فینال آزار داده بود. هرچند که هنوز در قواره تیم کاری موجی، جیرائودو و بته گا نیستند اما بعد از فجایع آلسیو سکو، دستاورد های آن ها فوق العاده جلوه می کرد. در حقیقت آن ها استایل منحصر به فردی هم در خرید بازیکنان آزاد دارند که بدل به شاخصه خاص آن ها شده و موضوع مقالات زیادی را به خود اختصاص داده است.

حالا اما، با پایان فصل 15-2014 و بعد از سرخوشی ها از افتخارات و البته خریدهای زود هنگامی مثل دیبالا، مانژوکیچ و البته خدیرا با قیمت صفر، دلهره ها کم کم نمایان می شوند. شایعاتی که یکی پس از دیگری به واقعیت تبدیل می شوند و تیمی که به سمت فروپاشی می رود.هنوز غم رفتن توز و چالش پر کردن خلاء او برای هواداران باقی است که خبر رفتن پیرلو و شایعه فروش ویدال به گوش می رسد و البته خریدارانی که حاضرند پیشنهاد هایی حتی بالاتر از لیبل 100 میلیونی پوگبا ارائه دهند. شاید اگر تیفوسی ها همچنان لوچیانو موجی را در راس نقل و انتقالات یوونتوس می دیدند می توانستند آرامش خود را حتی پس از به واقعیت پیوستند همه این شایعات حفظ کنند، اما ماروتا، با اینکه کم اشتباه بوده، اما هنوز اعتماد کامل هواداران را کسب نکرده است. آندره آ آنیلی که با ورودش به تیم بزرگترین رویاها را دست یافتنیکرده بود حالا با جدی ترین چالشش مواجه است، آن هم در زمانی که مجموعه تحت ریاستش هم پول و هم اعتبار لازم را برای ساختن تیمی که بتواند برای سال های متمادی در میان 6-5 تیم برتر اروپا باشد را در اختیار دارد. تصور می شد آلگری نمره قبولی را بدست آورده و از پیچ پر خطر عبور کرده اما شاید فصل پیش رو، با شرایط و تغییرات زیادی که تیم ممکن است به خود ببیند، بزرگترین امتحان زندگی وی باشد. آیا آندره آ آنیلی قصر با شکوهی که در طول 4 سال و با تحمل سختی ها بنا کرده را، ظرف چند ماه ویران می کند یا قدرت و شخصیتی همچون دیگر آنیلی ها از خود نشان می دهد و از آتشی که برایش به پا کرده اند به سلامت می گذرد تا جایگاهی روی نیمکت سمبلیک خیابان ره امبرتو در کنار جیانی و امبرتو آنیلی پیدا کند. مطمئنا جولای و آگوست 2015 و تصمیماتی که کادر مدیریتی یوونتوس می گیرد، تا سال ها در ذهن هواداران خواهد ماند، اما اینکه آیا از آن ها با افتخار یاد می شود یا نه ..... موضوعیست که تنها می توان منتظر نشست و دید.



