طرفداری- نام 'منچستریونایتد'، سالهاست که با خریدهای نامدار گره خورده است. برای مقطعی کوتاه در سال 2010، این سنت کنار گذاشته شد، زمانی که سر الکس فرگوسن، قیمت گذاری ها در بازار نقل و انتقالات را زیر سوال برد. در ژانویه 2011، مدیر اجرایی سابق منچستریونایتد - دیوید جیل - در مصاحبه ای گفت:

ما به ندرت ستارگان فوتبال را جذب کرده ایم. ما بازیکنانمان را با بازی کردن برای منچستریونایتد به ستاره تبدیل کرده ایم و این روند تا همیشه ادامه پیدا خواهد کرد.

این اظهار نظر جیل پس از آن گفته شد که وین رونی باشگاه را متهم به فقدان داشتن 'شور و اشتیاق' کرده بود. رونی همچنین گفته بود که کمپین شال های سبز و زرد که توسط هواداران یونایتد و علیه گلیزرها - مالکان باشگاه - راه افتاده بود، موضوعی سیاسی بوده است. ادعایی که بعدها خلاف آن ثابت شد. با وجود اینکه بخش قابل توجهی از بازیکنان جذب شده توسط منچستریونایتد در طول تاریخ، خود را با پیشرفت کردن در همین باشگاه مطرح کرده اند، اما بسیاری از آن ها نیز بازیکنانی بوده اند که سال ها در فوتبال انگلستان اثبات شده بودند و انتقال آن ها به یونایتد با شکسته شدن رکورد گران ترین نقل و انتقالات بریتانیا همراه می شد. دنیس لاو دوره رخ دادن این انتقالات نیز گوناگون بوده اند. دنیس لاو، برایان رابسون، روی کین، ریو فردیناند و حتی دیمیتار برباتوف که تنها دو سال قبل از جمله مذکور جیل به قرمزهای شهر منچستر پیوسته بود. همه این بازیکنان در زمان پیوستن به منچستریونایتد، در مقیاس خودشان به عنوان یک ستاره فوتبال شناخته می شدند. هنگامی که شیاطین سرخ موفق به جذب خوان سباستین ورون شدند، سر الکس فرگوسن در مصاحبه ای با سایت باشگاه گفت:

هرگز تصور نمی کردم روزی فرا برسد که چنین مبلغی را صرف جذب یک بازیکن کنم. اما این کاری است که منچستریونایتد باید انجام دهد.

آمدن این بازیکنان به یونایتد و روند پیوسته پیشرفت بازیکنان آکادمی این باشگاه همواره با هم در ارتباط بوده است. پروژه 'زیدان ها و پاوُن ها' متعلق به رئال مادرید که بعدها به 'کهکشانی ها' تغییر نام داد، با این قصد قبلی طراحی شده بود که جذب ستارگانی همچون زیدان با تزریق استعدادهایی از بازیکنان آکادمی کاستیا همچون پاون همراه شود، اما این بالانس در رئال مادرید هرگز به گونه ای که در منچستریونایتد برقرار بود، حاصل نشد. 'کانتوناها و نویل ها' - نامی که هرگز وجود خارجی نداشت - به طور قابل توجهی موفقیت آمیز تر بود. در کنار پرورش بازیکنان متعلق به آکادمی باشگاه، سر الکس فرگوسن ید طولایی در خرید بازیکنان جوان با استعداد و پیشرفت دادن آن ها داشت. در مواردی، این روش به طرزی خارق العاده موفق از آب در می آمد. دوران حرفه ای فوتبال وین رونی را می توان سندی بر این مدعا قرار داد. یقیناً نام کریستیانو رونالدو را نیز باید به این لیست اضافه کرد. گاهی اوقات نیز این معجزه صورت نمی گرفت. نانی و اندرسون را نمی توان سرمایه گذاری های پر بازدهی بر شمرد. فیل جونز نیز همچنان موفق به اثبات خود نشده است. هر 3 بازیکن با قیمت های گرانی خریده شده بودند. به طور مشابهی، همه خریدهای نامدار یونایتد نیز خوب از آب در نیامدند. ورون را می توان نمادی از بازیکنانی دانست که با قیمتی گران به منچستریونایتد پیوستند و نتوانستند تأثیری بزرگ را از خود به جای بگذارند. از دیگر سو، نمی توان قهرمانی منچستریونایتد در فصل 2013-2012 را تنها به پای رابین فن پرسی نوشت، اما چیزی که نیاز به توجیه ندارد این است که او تأثیر عظیمی را در آن قهرمانی داشت. از سویی دیگر نیز می توان به آنخل دی ماریا - گران قیمت ترین خرید تاریخ باشگاه منچستریونایتد - اشاره کرد که تا به امروز موفق به برآورده کردن انتظارات نشده است. با این وجود، همانگونه که همه می دانند، دی ماریا بهترین پاس گل دهنده فصل گذشته یونایتد بود. او همچنین بعد از سسک فابرگاس، بیشترین تعداد موقعیت های گل 100% را در فصل گذشته لیگ برتر فراهم آورد(13) . با این وجود، موفقیت او را باید 'نسبی' دانست تا 'کامل'. هنگامی که وضعیت دی ماریا را در کنار عملکرد کمتر از حد انتظار فالکائو قرار می دهیم، پروژه کهکشانی های یونایتد را می توان شکست خورده دانست. از بین خریدهای یونایتد در تابستان گذشته، آندر هررا را می توان موفق ترین بازیکن جدید این تیم دانست. در تابستان جاری اما، مهم ترین نیاز منچستریونایتد به بازیکنانی است که یکسره به ترکیب اصلی این تیم وارد شوند و توان ایجاد تفاوت را داشته باشند؛ خرید هایی نامدار به معنای واقعی. خریدهایی که به طور کارگشایی توان ایجاد تأثیر مثبت را در درون زمین داشته باشند، نه آن که تنها جیب اسپانسرهای باشگاه را از پول پر کنند. منچستریونایتد به گونه ای حیاتی به این دست از خریدها نیاز دارد. اگر علاقه یونایتد به جذب راموس و شواین اشتایگر صحت داشته باشد - که رسانه های معتبر می گویند دارد - آن ها خریدهای پر نام و نشانی خواهند بود که موجب تقویت یونایتد در مناطقی می شوند که این تیم دقیقاً در آن نواحی نیاز به تقویت شدن دارد. در صورتی که یونایتد بتوند بازیکنی در حد و اندازه های گرت بیل را جذب می کند، جایگاهی حاضر و آماده برای او در ترکیب این تیم وجود خواهد داشت. تاریخ نشان داده است که بازیکنی با چنین خصوصیاتی قادر به زدن گل های فراوان و فراهم کردن پاس گل هاس زیادیست و نقش پر رنگی را در موفقیت منچستریونایتد می تواند ایفا کند. تیم فعلی منچستریونایتد پر از بازیکنان کاربردی می باشد. بازیکنان چند پسته ای همچون دالی بلیند و اشلی یانگ شاید در بالاترین سطح فوتبال نباشند، اما داشتن آن ها در تیم بسیار مفید است. به جز داوید ده خیا که ممکن است در تابستان یونایتد را ترک کند، شیاطین سرخ نیازی به جذب بازیکنان پشتیبان برای بازیکن های ترکیب اصلی ندارند. می توان برای پست دفاع راست استثنائی را قائل شد، جایی که فن خال نیاز به گرفتن یک بازیکن ذخیره برای آنتونیو والنسیا دارد. البته این در صورتیست که سرمربی یونایتد از عملکرد دفاع راست فعلی خود رضایت داشته باشد و قصد جایگزین کردن بازیکنی را به جای او نداشته باشد. با این حال، رافائل هنوز عضوی از این باشگاه می باشد و فیل جونز، کریس اسمالینگ و پدی مک نیر، همگی تجربه بازی کردن در دفاع راست را دارند. یونایتد بیشتر از اینکه به غنی کردن ترکیبش از لحاظ عمق کیفیت نیاز داشته باشد، به بهبود ترکیب یازده نفره تیمش محتاج است. بازیکنانی که در فصل گذشته کارِ فن خال را راه انداختند و موفق به کسب رتبه چهارم شدند، شایسته تقدیرند، اما این بازیکنان در تمام طول فصل عملکردهای بی ثباتی را به نمایش گذاشتند. یونایتد با کسب رتبه چهارم به هدف و مأموریت اصلی اش در فصل قبل دست یافت، اما تلاش آن ها در لیگ بعدی باید چند سطح بالاتر رود. خط تولید بازیکنان آکادمی باشگاه نتوانسته است که نیازهای باشگاه را رفع کند. البته که نباید چنین انتظاری را هم داشت. تزریق بازیکنان آکادمی به تیم اصلی همواره بخشی از 'پاسخ' به نیازها بوده است، نه پاسخ اصلی به نیازهای تیم .یادمان باشد که خود سر الکس فرگوسن – بنیان گذار نسل طلایی منچستریونایتد – گفته بود "منچستریونایتد برای حفظ خود در بالاترین سطح فوتبال ملزم به جذب بازیکنان گران قیمت است". 'دی ماریا ها و مک نیرها' می تواند لقب خوبی برای برنامه فعلی منچستریونایتد باشد. این باشگاه نیاز به سرمایه گذاری بر روی استعدادهای جدید دارد؛ چه بر روی بازیکنان آکادمی و چه بر روی بازیکنان جذب شده از باشگاه های دیگر. اما باید از تابستان سال گذشته این درس را گرفت که هر بازیکن گران قیمتی یا بازیکن ثابت شده ای به کار نخواهد آمد. شاید آن ها باید از این امر اطمینان حاصل کنند که بازیکنان مد نظرشان باید با  لیگ برتر، فلسفه باشگاه و سرمربی تیم هماهنگ باشند. با این حال تنها، به این دلیل که دی ماریا کمتر از توانایی هایش نشان داده و فالکائو عملکرد دور از انتظاری را داشته نباید از خرید های گران قیمت نا امید شد. با در نظر گرفتن قدرت تبلیغاتی منچستریونایتد و پول های کلانی که از طرق مختلف تجاری به دست می آورند، مایه شرم خواهد بود که آن ها از سرمایه گذاری روی بازیکنان گران قیمت روی برگردانند. این به معنی برطرف کردن مشکلات تیم برای آینده ای کوتاه مدت نخواهد بود، بلکه اطمینان یافتن از داشتن پتانسیل لازم برای تأمین آینده طولانی مدت باشگاه خواهد بود.