با نگاه کردن به این تصویر(و تصاویر مشابه) حس عجیبی بهم دست می ده.یه جور غرق شدن در خاطرات.هر تکه این تصویر منو به یه قسمت از زندگیم می بره.فوتبال اصلا از زندگیم جدا نیست.این بارها بهم ثابت شده.با نگاه کردن به هر تکه از این تصویر نه تنها انبوهی از خاطرات فوتبالی مربوط به اون فصل در ذهنم تداعی می شه بلکه تقریبا همه اتفاقات اون سالی که همزمان با هر فصل این تصویر بوده تو ذهنم میاد و مثل فیلم جلوی چشمام رژه میره.حالا نمی دونم این موضوع تقصیر زندگی پرماجرای منه یا این بارسای "ماجرا ساز" که با هر بازی و هر لحظه خودش برام خاطره و یادگار باقی گذاشته و در تار و پود لحظه هام پیچ خورده.بد حس غریبیه. فغان از این عقربه ثانیه شمار بی رحم که گرد سرد زمانه رو روی این بارسا و این زمانه هم می شونه و خاطرات رو برام به خطرات تبدیل می کنه...