اختصاصی طرفداری- در حالی که در ینگه دنیا، آمریکایی ها مشغول جشن گرفتن روز استقلال خود هستند، ایتالیایی ها دلیل مهم تری برای شادی دارند. درست نه سال از بهترین شب زندگی ام می گذرد. شبی که یاد گرفتم مهم نیست چقدر مشکلات داری، مهم نیست که روزگار علیه تو شده است، مهم نیست همه چیز یک شبه بر باد رفته است، فقط کافیست تا پایان راه برای حیات تلاش کنی تا روزی، در برلین، در آن مکان مقدس، دنیا را فتح کنی.

داستان همان همیشگی بود، همان همیشگی ایتالیایی. فوتبال را با آتزوری شناختم. از همان روز اول به من یاد دادند که ما فوتبال را سینمایی بازی می کنیم. برای ما خود داستان است، شادی، غم، غیرت، عشق به سبک یک ایتالیایی. آنها هالیوودی های فوتبال بودند. چهره هایی جذاب که هر کدام مانند اساطیری از سرزمین چکمه ای، توانایی خاص خود را داشتند. برای من از باجو، آن دم اسبی آسمانی آغاز شد. همان فوتبالیستی که برای هنرش در زمین مستطیلی، باید نامزد اسکار می شد. شاید برای شما از نگاه نافذ فاکتی شروع شده باشد. شاید برای شما از آن لاجوردی خوش رنگی که همیشه از عشق سخن می گفت، شروع شده باشد. اگر از همین امسال به جمع فوتبالی ها پیوستید، شاید برای شما از رگ های ورم کرده استفانو استورارو و آن گام های مردانه شروع شده باشد.
این عشق باید روزی به ثمر می رسید. ما دیگر به اینجایمان رسیده بود. ما باید همان قهرمان آمریکایی می شدیم که در طول فیلم همواره در لحظات پایانی شکست می خورد اما در پایان، هَپی اندینگ به مخاطب تزریق می کند. ما باید همان خنثی کننده بمبی می شدیم که دقیقا یک ثانیه قبل از انفجار، آن را خنثی می کند. کار نباید به آن پنالتی های لعنتی کشیده می شد. روبرتو دونادونی در نیمه نهایی 90، روبرتو باجو در فینال 94، لوییجی دی بیاجو در یک چهارم 98 و البته آن قاچاقچی مواد در سال 2002، به حد کافی داستان را سینمایی کرده بودند. حالا ما باید کاری می کردیم که مخاطب از جایش بلند شود، فریاد بزند، اشک بریزد تا همه چیز به رویایی ترین شکل ممکن پایان یابد.

نه سال قبل در چنین روزی، 23 سرباز پس از فتح کایزرسلاترن و هامبورگ، راهی وستفالن شدند و از این ماموریت سربلند بیرون آمدند. شاید بتوان آن سی دقیقه وقت اضافه نیمه نهایی جام جهانی 2006 را خوش رنگ و لعاب ترین تصویری که از قاب تلویزیونی پخش شده، نامید. مارچلو لیپی، آن پدر خوانده دنیای فوتبال، در حال پاک کردن شیشه عینکش است. کامورانزی همه را ترسانده و یاکویینتا قرار است دوباره ناجی شود. جیلاردینو در همان ثانیه های ابتدایی توپ را به تیرک دروازه می کوبد. چند دقیقه بعد زامبروتا تیرک عمودی را با توپ می لرزاند. آلمان کمی به خود می آید و بوفون با سیوی فوق العاده، مانع اسطوره شدن پودولسکی می شود. الساندرو دی پیرو به زمین می آید. بازی دوباره تحت تاثیر آتزوری قرار می گیرد. شوت پیرلو را لمن به زیبایی به کرنر می فرستد. کرنری که در تاریخ فوتبال ماندگار می شود. در آن دو دقیقه پایانی، ایتالیایی زیبا ترین زبان دنیا است.
Arriva il pallone, lo mette fuori Cannavaro! Poi ancora insiste Podolski... Cannavaro! Cannavaro! Via il contropiede con Totti, dentro il pallone per Gilardino, Gilardino la può tenere anche vicino alla bandierina, cerca l'uno contro uno, Gilardino, dentro Del Piero, Del Piero... Gol! Aleeeex Deeel Piero!!! Chiudete le valigie, andiamo a Berlino! Andiamo a Berlino! Andiamo a prenderci la coppa! Andiamo a Berlino

فریاد "ایتالیا-ایتالیا"در ورزشگاه طنین انداز می شود. و البته برای او که فقط یک ماه در زندگی اش خوب بود. برای او که فقط آمده بود ما را قهرمان کند. برای فابیو گروسو...



