طرفداری- هنگامی که منچستریونایتد در حال بررسی جذب لوییز نانی از اسپورتینگ لیسبون بود، کارلوس کیروش -–دستیار وقت سر الکس فرگوسن در کادر فنی منچستریونایتد - تنها به دنبال مطمئن شدن از یک نکته درباره نانی بود و آن نکته هیچ ارتباطی با توانایی های آن بازیکن 20 ساله پرتغالی در درون زمین نداشت.
اورلیو پریرا - رییس هیئت استعدادیابی اسپورتینگ لیسبون - درباره این رخداد می گوید: "او (کیروش) نمی خواست از کیفیت های نانی چیزی بپرسد. کیروش از قبل، همه چیز را راجع به او می دانست. کارلوس تنها می خواست راجع به شخصیت نانی و اینکه آیا او قادر به تحمل تغییرات حاصل از انتقال به کشور و باشگاهی جدید هست یا خیر سوال کند. او می خواست راجع به ذهنیت نانی بداند و اینکه آیا او خواهد توانست فشار حاصل از بازی کردن در منچستریونایتد را تحمل کند؟"
پریرا در جواب هموطنش به او اطمینان خاطر داده بود که هیچ نگرانی ای از این بابت وجود نخواهد داشت. او می گوید: "من او را از بابت نگرانی هایش آرام کردم و به او گفتم بله، تو داری یک بازیکن کامل را می خری" و چندی بعد آن انتقال به طور رسمی انجام شد. 8 سال پس از آن روزها، در حالی که نانی پس از پشت سر گذاشتن دورانی پر فراز و نشیب برای آخرین بار در حال آماده شدن برای ترک همیشگی اولدترافورد است، شاید می توان این گونه نتیجه گرفت که کارلوس کیروش در شک کردن به توانایی های غیرفوتبالی نانی محق بوده است.
هنگامی که در تابستان سال 2007 اعلام شد که منچستریونایتد با هزینه ای 30 میلیون پوندی، پدیده پورتو - اندرسون - و لوییز نانی را جذب کرده است، موجی از خوشحال و هیجان در بین هواداران منچستریونایتد ایجاد شد. آن ها به تازگی از شکوفا شدن کم نظیر استعدادهای یکی دیگر از بازیکنان خریداری شده شان از لیگ پرتغال - کریستیانو رونالدو - در حال بهره مند شدن بودند و ایده کلی این بود که سر الکس فرگوسن و سرویس استعدادیابی منچستریونایتد در قاره اروپا موفق به پیدا کردن و جذب دو بازیکن دیگر از نوع رونالدو شده اند.
اندرسون که در آن زمان تنها 19 سال داشت، هافبک جنگنده ای بود که برای جایگزینی طولانی مدتی روی کین در میانه میدان در نظر گرفته شده بود، در حال که نانی بازیکنی هجومی با مهارت های مشابه کریستیانو رونالدو بود که شاید می توانست در آینده حتی به حد و اندازه های او برسد. با این حال اوضاع چنانچه که متصور می شد برای این دو بازیکن پیش نرفت، هرچند که نباید از این نکته گذشت که هر کدام از آن ها در برهه هایی لحظه هایی خوب و حتی عالی را در اولدترفورد رقم زدند.
اندرسون در اوایل سال 2015 از یونایتد جدا شد و این در حالی بود که این باشگاه مایل بود تا هر چه زودتر از دست پرداخت حقوق هفتگی بالای او خلاص شود. در مورد نانی، او روندی کاملا متفاوت را در مقایسه با رونالدو در پیش گرفت. بر خلاف رونالدو که شروعی غیرقابل پیش بینی را در اولدترافورد تجربه کرد و از وینگری خودخواه با روندی آرام و پیوسته به یکی از منعطف ترین و خطرناک ترین عناصرتهاجمی اروپا تبدیل شد، نانی هرگز نتوانست این مسیر ثابت و تدریجی را طی کند.
نانی در اولین فصل حضورش در منچستریونایتد، نشانه هایی از نبوغ و استعداد خالصش را در لابه لای بازی هایی که با هدر دادن و بی دقتی بیش از حد او همراه بود نشان داد، اما با این حال نکات منفی بازی او به پای نخستین فصل حضورش در لیگ برتر و همچنین عدم پختگی او به دلیل سن کم نوشته شد. متأسفانه، این مسیری بود که او هرگز نتوانست خود را از آن جدا کند و به بازیکنی با ثبات و قابل اعتماد تبدیل شود، حتی زمانی که هر دو عنصر ذکر شده در سطرهای بالا از عذرهای او خط خورده بودند.
ریو فردیناند در سال 2010 و زمانی که تصور می شد نانی در نهایت به فاکتور 'ثبات' دست یافته بود، درباره او این چنین گفته:
نانی این پتانسیل را دارد که هر کاری که بخواهد را انجام دهد. او یکی از تیزترین بازیکنان جهان است، قدرت ضرب توپ بالایی را با هر دو پا دارد و پتانسیل تبدیل شدن به بازیکنی در بالاترین سطح ممکن را دارد.
قبل و بعد از این گفته فردیناند، لحظات - و به طور مشخص گل هایی - وجود داشت که تنها از صفت 'فوق العاده' برای توصیف آن ها می توان بهره جست، اما مهارت های دیوانه وار او هرگز موجب تبدیل شدن او به بازیکنی در حد و اندازه های کریستیانو رونالدو در زمان پیوستن به رئال مادرید نشد. نانی همچون هم وطنش دارای ست کاملی از سرعت، چابکی، راحتی در استفاده از هر دو پا و شم گلزنی بود، با این وجود در هیچ فصل و برهه ای نتوانست که تمام این خصوصیات را برای بیش از چند بازی پیاپی در کنار هم ارائه دهد.
در سال 2012، 5 سال پس از ورود نانی به اولترافورد، فرگوسن همچنان از عدم پختگی او حرف می زد. در موردی خاص که اشتباه نانی در لو دادن توپ در آخرین دقایق بازی موجب گل خوردن یونایتد و حذف آن ها توسط چلسی در جام اتحادیه شد، سرمربی کهنه کار شیاطین سرخ به تندی لب به انتقاد از نانی گشود. در طول یک سالِ پس از آن شب، نانی در معدود دفعاتی موفق به انجام درخشش های موردی سابقش می شد. با این حال، چند بازی موثر پیاپی که در نهایت با درخشش او در مقابل ردینگ انجام شد، بار دیگر سر الکس فرگوسن را مجبور به ستایش از وینگر پرتغالی اش کرد. او درباره وضعیت نانی گفته بود:
ترجیح می دهم که نانی را تا پایان قراردادش حفظ کنم. فکر می کنم که ما حضور در ترکیب اصلی تیم را به او تضمین کرده بودیم، اما او خودش می تواند متضمن حضوش در ترکیب اصلی باشد. عملکردهایی مانند آن چه که چند شب پیش از او دیدیم می تواند تضمین کننده باشد. ما تمام سعی خود را می کنیم زیرا او واقعاً بازیکنیست که می تواند موجب پیروزی شما در بازی شود.
جایگزین فرگوسن - دیوید مویس - نانی را متقاعد کرد که قراردادش را با یونایتد تمدید کند، چیزی که حالا یک اشتباه به نظرمی رسد. پس از اینکه مصدومیت و عدم آمادگی موجب شد تا نانی نتواند در فصل 2014-2013 تأثیرگذار نشان دهد، او در فصل گذشته به تیم سابقش - اسپورتینگ لیسبون - قرض داده شد. در قراردادی که از لحاظ مالی، باز هم این منچستریونایتد بود که بخش عمده حقوق او را پرداخت می کرد. در شرایطی که معلوم شده که این وینگر پرتغالی جایی در برنامه های لوییز فن خال برای فصل آینده ندارد، حال، نانی در آستانه امضای قرارداد با فنرباحچه قرار دارد و این درحالیست که هنوز 3 سال از قرارداد او با یونایتد مانده است، سالهایی که همه افراد مرتبط در این باشگاه امیدوار بودند که موجب بازگشت ستاره پرتغالیشان به فرم سابق - حتی همان فرم غیر آرمانیِ کم ثباتش - شود. شاید اگر الکس فرگوسن همچنان سکان هدایت شایطین سرخ را در دست داشت، هرگز اجازه چنین سقوط و پایان ترژیکی را به نانی نمی داد. یکی دیگر از خریدهای ناموفق و پرتغالی منچستریونایتد در سالهای اخیر -–ببه - در مصاحبه ای به فریاد کشیدن فرگوسن بر سر بازیکنان تیم اشاره کرده بود و در اشاره ای قابل توجه گفته بود:
این اتفاق راجع به نانی بارها رخ می داد. آقای فرگوسن همواره اشتباهی را در کارهای نانی پیدا می کرد تا بر سر او داد بکشد. شاید این بدین خاطر بود که فرگوسن فکر می کرد که نانی هنوز هم می تواند به سطح کریستیانو رونالدو برسد.
اگر فرگوسن واقعاً چنین طرز فکری را داشت - که طبق شواهد، همین گونه بوده است - آن وقت او را در این زمینه نمی توان تنها پنداشت. بسیاری از هواداران منچستریونایتد و شاهدان عینی بازی نانی نیز این پتانسیل را در نحوه بازی، فیزیک، کیفیت گل ها و پاس گل هایی که او در سال های نخستین حضورش در یونایتد نشان داده بود، مشاهده کرده بودند. همان گونه که در اولین توئیت عکس پایین مشاهده می کنید، نانی پس از سسک فابرگاس دارای بهترین میزان "پاس گل به ازای دقیقه" در تمام طول تاریخ لیگ برتر انگلستان می باشد.
به هر دلیلی، نانی موفق به عملی کردن چیزی که از عهده آن بر می آمد نشد. شاید او روحیه و اراده قوی ای که رونالدو همواره از آن بهره می برد را نداشت وشاید هم تدبیرهای سخت گیرانه سر الکس فرگوسن که در راستای بیرون کشیدن او از سلول و صدف دورش بود، نتیجه ای عکس داد و بیش از پیش او را به انزوا کشاند. به طور حتم او فردی درون گرا تر از رونالدو بود، کسی که توجه عمومی و رسانه ای اجبارگونه همراه با فوتبالیست ها را دوست نداشت. نانی کسی بود که در روزهای اول حضورش در اولدترافورد به همراه کریستیانو رونالدو و در خانه او زندگی می کرد و پس از انتقال به منزلی جدید، اعتراف کرده بود که گاهی اوقات از تنها زندگی کردن در خانه ای بزرگ می ترسد. نانی حتی در سال 2010 پا را فراتر گذاشت و در مصاحبه ای اعلام کرد که اگر منچستریونایتد می توانست رفیقی را از اسپورتینگ لیسبون برای او جذب کند، بسیار عالی می شد. او حتی در حین حضور در یک جلسه تبلیغاتی شرکت نایکی توسط شاهدان حاضردر جلسه، 'خجالتی' و 'نگران' توصیف شد.
این مشاهدات را نمی توان لزوماً مبنای نتیجه گیری قرار داد، اما آن ها این مدعا را ثابت می کنند که ما با بازیکنی روبرو بودیم که توانایی تحمل شرایطی را که فوتبال برای یک فوتبالیست مطرح به همراه می آورد، نداشت. زمانی که رونالدو باشگاه را ترک کرد و همگان از نانی به عنوان جایگزین و ادامه دهنده راه وی نام بردند، او می بایست شرایط سخت تری را تحمل کرده باشد.
اکنون، نانی پس از پشت سر گذاشتن یک فصل دراسپورتینگ در حال منتقل شدن به لیگ ترکیه است، لیگی که به شدت در داخل ترکیه دنبال می شود اما خارج از آن تقریباً دنبال کننده ای ندارد. جای تعجب نخواهد بود که با توجه به طبیعت حاکم بر فوتبال ترکیه و عدم توجه رسانه های بزرگ بر روی بازی های او، وی مجدداً به فرم خوبی باز گردد.
اگر بدین واقعیت توجه کنیم که نانی و اندرسون در زمان حضورشان در منچستریونایتد موفق به کسب 4 عنوان قهرمانی در لیگ برتر و یک عنوان قهرمانی در لیگ قهرمانان اروپا شدند، اطلاق عبارت 'یک نا امیدی بزرگ' به تجربه آن ها در اولدترافورد امری مضحک به نظر خواهد رسید، اما با این حال این عدم تناسب افتخارات با عملکرد این دو بازیکن، چیزی از واقعیت را تغییر نمی دهد. آن ها یقیناً یک نا امیدی بزرگ بوده اند. همگی ما در بیش از یک مورد، بازیکنان با استعدادی را دیده ایم که فرگوسن را مجبور به خریدشان کردند، اما موفق به برآورده کردن انتظارات نشدند و در آن زمان، همه ما به اندازه خود فرگوسن از عدم تبدیل و رشد آن ها به بازیکن مورد انتظار، عصبی و نا امید بودیم.
حال، باز این گونه به نظر می رسد که کیروش به درستی به این نکته شک کرده بودکه آیا بازیکن مد نظرش توان تحمل فشارهای وارده بر یک بازیکن ستاره در اولترافورد را دارد یا خیر. نانی و رونالدو را شاید بتوان دستمایه یک مطالعه علمی درباره موضوع بازیکنانی قرار دارد که ارزش استعدادهایشان را نمی توان به درستی پیش بینی کرد. در حالی که آن ها از باشگاهی یکسان آمدند و دارای توانایی های مشابهی بودند (هستند)، تمام چیزی که موجب تفاوت بی حد و حصر خروجشان از اولدترافورد شد را می توان حجم 6 اینچی و تو پُرِ قرار گرفته بین گوش هایشان دانست.



