آلفردوی عزیز یک سال از عروجت گذشت. آسوده و با آرامش در دنیای جدیدت خوش باش...خوب موقعی رفتی تا اتفاقات ننگین این روزها را نبینی...روحت زمان خوبی را برای پرواز انتخاب کرد،مدت کوتاهی بعد از دیدن دهمین قهرمانی تیم همیشگی ات در اروپا. جام را در دستان قدیس دیدی و رفتی...گل زیبای راموسی را دیدی که شبیه ترین بازیکن به خوانیتو است... شاد باش که این روزهای سیاه کامت را در آخرین سالهای عمرت تلخ نکرد... حالا کاپیتان مقدس به زور از باشگاه محبوبش اخراج میشود،آن پسر شبیه به خوانیتو میخواهد برود و جامی که هرساله به احترام پدر معنوی باشگاه برگزار میشد،جای خود را به تورهای تبلیغاتی آبرو بر داده است! میبینی هیچ خبر خوبی از اینجا برایت نداریم! راستی،آنجا چه خبر؟؟؟ حدس میزنم عصرهای بهشت را با پوشکاش و خوانیتو به نزد پدر میروید؟اگر پدر خبر ندارد،بگذار همینطور بماند...نمیخواهیم با دانستن اینکه میراثش به دست کفتاران افتاده قلبش به درد بیاید...