قصاب می گفت: دیوانه است!نانوا می گفت:از دست این مگس های مزاحم. پدر ومادر بچه ها با هم می گفتند:با او بازی نکنید خانم همسایه می گفت:ولگرد عوضی. پلیس می گفت:اطراف شکلات فروشی ها پرسه بزنی خون ات پای خودت است.(خدا)گفت:بیا اینجا پسرم... امروز چه نصیبت شده بچه؟ چند کرون و پول سیاه.. خب.حالا پول ها را رد کن بیاید.. پول ندارم.همه شان را دادم به جول(دختر خانم مگنت) چی؟؟تو آشغال ترین دزدی هستی که سراغ دارم..خب حالا چی از مادماذل گرفتی .نگو که انجامش ندادی.. (چشمک) قول داد که راس ساعت 7 بیاید کنار پنجره تا تماشایش کنم آخی..تو یک احمق بیچاره ای..من با این پول خاله شنلی رو برات ردیف می کردم ..لعنتی.. چند کرون دادی تا یک شپشوی دانمارکی رو تماشا کنی؟!! بچه ها زلات را ببینید اون یک احمق بی خاصیته.. گزارش یک مورد مشکوک به ایستگاه پلیس رودخانه سین_پاریس با احترام به دستگاه پلیس پاریس در پی پیش آمدی مشکوک درحوالی منطقه سین و رعایت حق شهروندی خواستم به اطلاع برسانم چند شب پیش در همان مکانی که یک دختر خودکشی کرد مردی نیمه های شب ساعت3 در کنار رودخانه گریه می کرد و با لهجه ی غریب و مخصوص کشور های اسکاندیناوی با خودش حرف می زد.در مورد مشخصات ظاهری شخص هم باید بگویم قد حدود 2 متر و موهای بلند که بسته شده بودند لازم به ذکر است مرد چندین بار نیز به زبان فرانسوی ادعای خدایی کرد.جهت همکاری بیشتر با شماره درج شده تماس بگیرید از شهروندان شهر_امضا بی نام