پائولو دیبالا در 15 نوامبر 1993 در ایالت کوردوبا در آرژانتین متولد شد. نام مستعار وی " لاجویا " در زبان اسپانیایی به معنی جواهر است. وی آغاز دوران بازیگری خود را در " اینستیتوتو کوردوبا " در کشور خود گذراند و پس از درخشش خیره کننده توسط استعداد یاب های باشگاه پالرمو کشف شد و در 29 آوریل 2012 به دستور " ماوریسیو زامپارینی " جذب شد و قراردادی 4 ساله با پائولو جوان منعقد کرد. پائولو 21 ساله آرژانتینی در همان ابتدا با ستاره های هموطن خود مانند" لیونل مسی " ، " سرجیو آگوئرو "و همچنین " خاویر پاستوره " مقایسه می شد و این عامل را به عنوان یک محرک و سوپاپ اطمینان برای ادامه راه خود می دید. بعد از تأیید وی در 20 ژوئیه 2012 و رسمی شدن وی به عنوان بازیکن باشگاه سیسیلی اولین بازی خود را در برابر لاتزیو تجربه کرد. 11 نوامبر 2012، آغاز یک دوران بود،زمانی که جوان آرژانتینی خواست که روزنه ای به سوی موفقیت برای خود باز کند... در جریان بازی پالرمو و سمپدوریا که منجر به برتری پالرمو با نتیجه 2-0 شد توانست اولین گل خود را در سری آ و دومین گل تیمش را به ثمر برساند. اوج دوران این پسر فصل 2014-2015 رقم خورد،گویی که میخواست جا پای بزرگان بگذارد،آن روزنه تبدیل به شکاف شده بود،دیگر فقط یک استعداد نبود،ستاره ای نو ظهور بود که به سرعت لنز دوربین های شبکه های تلوزیونی اروپایی را به سمت خود منعطف کرده بود. وی در این فصل زوج درخشان و رویایی را با "وازکوئز" که ملیتی ایتالیایی-آرژانتینی داشت تشکیل داد و در نیم فصل توانست 10 گل به ثمر برساند و فصل موفق خود را با 13 گل و 10 پاس گل به اتمام رساند. زامپارینی مدیر عامل باشگاه پالرمو ، می توان گفت خوش حال ترین مرد روی زمین است، شاید هنوز این باور برایش سخت بود که چه جواهری در صندوق دارد،ناگهان با حجمه ای از درخواست ها مواجه شد،کلافه و گیج بود،مصاحبه های پیوسته ای از او و دیبالا انجام می شد،پاسخ ها یکدست نبود اما از این مطمئن بود که او را به هر قیمتی از دست نمی دهد. قیمت پیشنهادی برای این جوان برای باشگاه های متمول مانند بارسلونا و پاریس مهم نبود، آنها میخواستند و می گرفتند اما زامپارینی خودش می گفت که اولویت با باشگاه یوونتوس است،خود دیبالا هم می خواهد که به این تیم تورینی بپیوندد، اما مشکلی وجو داشت قیمتی که برای این جوان در نظر گرفته بودند زیاد بود!! زامپ گفت : " کمتر از 40 تا نمی دهم". در این میان تیم اینتر هم نخواست که از قافله دیبالا عقب بماند،تمام سعی و تلاش خود را کرد تا این جوان را به خدمت بگیرد اما او هم با یوونتوس هم درد بود،قیمت پیشنهادی کمی نا معقول به نظر می رسید اما گویی خواهران سری آ که بر تعدادشان کاسته شده بود نمی خواستند فرزند نو رسیده خود را از دست دهند. دیبالا گاهی مانند ماهی سر میخورد و شبها خواب بندر بارسلون را میدید اما زامپ عقیده دیگر داشت،گفت ما حتی پیشنهادات اینتر را هم برسی کردیم،تمام سعی ما این است که در ایتالیا بماند،فرقی نمی کند یووه یا اینتر! مذاکرات ادامه یافت و بالاخره به توافقی با باشگاه یووه صورت گرفت و در تابستان 2015 تا سال 2020 این جوان به افتخار سیاه و سفید نایل آمد. اما بحث روز این روزهای یوونتوس شماره 10 است .. زمانی که این شماره روی پیراهن اسطوره هایی مثل پلاتینی،دل پیرو خود نمایی میکرد و سال های خوش زیادی فقط بر تن بازیکن های خاص این تیم تورینی احساس امنی داشت حالا مثل مستأجری شده که باید زود نقل مکان کند. توز پاسدار لایقی برای این شماره بود، تعصب به این پیراهن و باشگاه او را مانند یک اسب رام شده ساخت که فقط به صاحبش سواری میداد و به موقع شیهه میکشید. توز رفت تا به خانواد برسد،خداحافظ آپاچی...! حالا چه کسی باید این پیراهن را بر تن کند ؟ این سوالی است که باید مطرح کنیم..! آیا باید این شماره بازنشست شود؟ مانند کاری که اینتر با 4 زانتی و میلان با 3 مالدینی انجام داد؟ شاید یووه بخواهد خاطرات این شماره ادامه داشته باشد! اما چه کسی می تواند؟ شاید آن شخص این جوان آرژانتینی باشد.. ..... امیدوارم مفید بوده باشه..# سیاه و سفید نهایت درک فوتبال