یونایتد پیش از این خیلی صادقانه همانطوری رفتار میکرد که بود: کاپیتالیستیترین باشگاهِ فوتبالِ دنیا. اما به یک باره و ظرفِ 72 ساعت همه چیز خراب شد
روری اسمیت
کاری که یونایتد فصلِ پیش با خریدِ دی ماریا و انتقالِ قرضیِ فالکائو کرد، بازیکنانی که نیازی بهشان نداشت، مثلِ این بود که اد وودوارد یک دسته اسکناسِ 50 پوندی را از جیبش در بیاورد و به بقیه پز بدهد که پول داریم! یونایتد پیش از این، در شرایطی که تمامِ تیمهایِ بزرگِ دیگر دم از داشتنِ فلسفهای خاص و مشخص برایِ خرید و فروشِ بازیکنان داشتند، خیلی صادقانه همانطوری رفتار میکرد که بود: کاپیتالیستیترین باشگاهِ فوتبالِ دنیا. اما به یک باره و ظرفِ 72 ساعت همه چیز خراب شد.
یونایتد با خریدِ متئو دارمیان و به خصوص مورگان اشنایدرلین تمامِ رویکردِ قبلیاش را زیرِ پا گذاشت. اینکه چطور لیورپول دو سال این همه از ساوتهمپتون خرید کرد و متوجه نشد که مهمترین بازیکنش چه کیست، واقعا برایِ خودش معمایی است. یونایتد حالا این بازیکن و دارمیان، که بیشتر شبیهِ گری نویل است تا دنی آلوس، را دارد. حدسِ اینکه ون گال چه استفادهای از اشنایدرلین خواهد کرد، سخت است. چون او گزینههایِ زیادی به ون گال میدهد. اشنایدرلین میتواند هافبکِ دفاعیِ تک در 2-4-4 دایمند باشد، یا در 1-3-2-4 یکی از دو هافبکِ میانی، به عنوانِ مهرهیِ دینامیکتر، باشد، و یا در 3-3-4 یکی از شاتلرها باشد. در واقع یونایتد با خریدِ اشنایدرلین ضعفی که 10 سال در خطِ میانیاش بود را یکباره برطرف کرد.
این رویکردی کاملا جدید، و اتفاقا تنها فلسفهیِ ارزشمندِ فوتبال است: پیدا کردنِ ضعفِ تیم و برطرفِ کردنِ آن. پر کردنِ حفرهها با بهترین بازیکنِ قابلِ دسترس.