گاهی وقت ها شرایط به گونه ای رقم میخوره که اصلا انتظارش رو نداری.... ولی خب وقتی پای شرفت در میونه به خاطرش پا روی خیلی چیز ها میزاری... داستان فینال جام جهانی 2006 نیز از این قاعده مستثنی نبود زیزو همه کار کرد برای تیمش.. تو فینال آتزوری قدرتمند لیپی رو به زحمت انداخت و جلوی بوفونی که همچون کوهی بود و اون همه تماشاگر با خیال راحت چیپ زد ولی.... ولی وقتی پای شرفت برسه وسط اونم تو آخرین بازیت تو مستطیل سبز خیلی سخته که قید جام رو بزنی.. این کار از کمتر کسی بر میاد ولی زیزو با بقیه فرق داشت... نه واسش اون جام مهم بود نه اینکه جلوی اون همه دوربین بخواد همچین حرکتی انجام بده.. شرفش به همه چی ارجحیت داشت... تو اون شب زیزو تنها بود.. زیزو بود و جامی که لیاقت نداشت برای دومین بار توسط یکی از خدایان مستطیل سبز بوسیده بشه