معنی تاکتیکی رونالدو برای بنیتز
هنگامی که راجرزسرمربی لیورپول به خاطر پیداکردن راه حلی برای تیمش تا ساعت 3صبح با تاکتیک برد وچایی دردفترکارش ماند،روزنامه های اسپانیایی این مسئله را به طعنه علیه آنجلوتی بیان می کردند که وی نهایتش تا ساعت 5بعدظهردنبال راه حل بگردد واگرپیدا نکرد ازپرز می خواهد که سریعا یک ابرستاره بخرد تا بحران را فیصله دهد،طبق عقیده اسپانیایی ها نه فقط آنجلوتی بلکه هیچ مربی رئالی زیاد خودش را درگیرجریانات تاکتیکی نمی کند.زیرا ثروتمندها ضعفایشان را با پول برطرف می کنند وکمتربا تفکر..البته این عقیده روزنامه های اسپانیایی است که ازنزدیک جریانات این تیم راپیگیرهستند.اما با آمدن بنیتزگویی می توان کمی متفاوت به این مسئله نگاه کرد و اکنون مربی را درباشگاه دید که درصورت نیازتا خود صبح هم دردفترکارش می ماند. اما چرا نسبت به بنیتزاین دیدگاه وجود دارد؟زیرا قبل ازنگاه کردن به رزومه کارهای تاکتیکی وی،اینکه دراولین مصاحبه اش درمورد برنامه های تاکتیکی زیادی که برای ابرستاره اش دارد می گوید،ابرستاره ای که مربیان قبلی تنها کاری که نسبت به او می دادند آزاد گذاشتنش برای انجام دادن هرکاری بود،همین مسئله تفاوت بنیتزواسلاف قبلی را نشان می دهد..پس با این مقدمه بهتراست این مسئله را بازکنیم که نقش رونالدو درفلسفه تاکتیکی رافابنیتزچیست:
اولین جمله رافا با موضوع رونالدواین بود:ازوی درپست شماره 9(مهاجم مرکزی)استفاده خواهم کرد.آماربه ما می گوید که دروهله اول پشت این قضیه تفکری نهفته است زیرا درفصل گذشته رونالدو مجموعا 47بازی درلالیگا ولیگ قهرمانان برای رئال بازی کرد،دو باردرپست هافبک تهاجمی و با آماردوگل وبدون پاس گل وبا معدل امتیازی 8.کریستیانو 29باردرپست وینگرچپ بازی کرد که مجموعا 34 گل زد و12پاس گل نیزداد،با معدل امتیازی 8.1دهم..16بارهم درپست مهاجم مرکزی به میدان رفت که 22گل زد و7پاس گل داد،بامعدل امتیازی 8.7دهم..پس آماربه ما می گوید که وی بیشترین تاثیررا درپست شماره9برای تیمش داشته و ازاین بابت باید تئوری رافا بنیتزرا قابل قبول دانست..اما ماجرا روی دیگری نیزدارد که آیا درفلسفه بازی بنیتز و وظایفی که وی برای مهاجم مرکزی درنظرمی گیرد رونالدو می تواند موفق شود یا خیر؟؟!!اگربخواهیم ناپولی ولیورپول را به عنوان دوتیمی که به اندازه کافی زیرنظربنیتزبوده اند تا تفکرات خودرا به آنها قالب کند درنظرگرفته ونقش شماره 9های آنها در4.2.3.1محبوب رافا تحلیل کنیم به دو نفربا خصوصیاتی درکلیات شبیه به هم وشاید درجزئیات متفاوت نسبت به هم یعنی فرناندو تورس وهیگواین می رسیم.به مهاجمانی مانند این دو نفربه اصطلاح (تارگت)می گویند زیرا همواره بیشترین نزدیکی را به چهارچوب حریف نسبت به دیگرهم تیمی های خود دارند.رونالدو نیزاین ویژگی را دارا است که درتمام لحظات به چهارچوب حریف نزدیک باشد هرچند نمی توان واقعا او را یک مهاجم تارگت صرف نامید،زیرا اوتوانایی بازی به عنوان (مهاجم فضا)را دارد،ویژگی که تورس وهیگواین ازآن بهره نمی برند واگرمهاجم هدف نباشند بهتراست نباشند تا اینکه به عنوان وینگر(مهاجم فضا)ازآنها استفاده شود.درحال حاضرمی توان ازلوییس سوارز به عنوان نزدیکترین بازیکن دراین شباهت به رونالدو نام برد که درهردو نقش می تواندموثرباشد.دومین نکته به بازی پرتعدادبا وینگرها درتیمهای بنیتزمربوط است پس برای این امرشماره 9باید یک سرزن خوب هم باشد چنانچه تورس وهیگواین هم بودند ورونالدو نیزکه درزدن ضربات سرو موفقیت دردوئل های هوایی ازآنها هم بهتراست.سومین مقوله که یکی ازمهمترین نکات است بحث ضدحملات درتیمهای بنیتزاست،ضدحملاتی که دراکثریت موارد با یک الی دوپاس بلند درعمق مهاجم شماره 9را فراری می دهند.تورس به لطف پاسهای دقیق جرارد روشی جدید ازضدحمله به نام ضدحمله تک زوج ساختند واین یکی ازدلایل اصلی گرایش 4.2.3.1درلیورپول به 4.4.1.1بود،تورس همواره خود را با جرارد هماهنگ می کرد که اکنون کجاست ودرصورت دریافت توپ چه کانالی روبرویش است،گاهی اوقات هم می شد که تورس با یک پاس دقیق جرارد را به حرکت می انداخت،ولی این مسئله درتیم ناپولی به علت سرعت کم هیگواین قابل اجرا نبود به همین دلیل بنیتزازروش ضدحملات کلاسیک(ضدحملاتی که با یک گروه 4،5نفره وپاسهای کوتاه وحرکتهای بدون توپ انجام می گیرد)استفاده نمود،البته وظیفه هیگواین این بود که درپیشروی توپ دخالت نکرده وتنها سعی کند خودرابه آخرین دفاع حریف برساند،تاآخرین پاس را دریافت کرده وازقدرت تمام کنندگی اش استفاده کند،درواقع می توان اینگونه گفت که وقتی ناپولی با یک گروه چهارنفره ضدحمله می زد به شکل 3+1حرکت می کردند.ولی رونالدو برای بنیتزدرضدحمله هیچ محدودیتی به وجود نمی آورد زیرا به لطف سرعتش که ماده اولیه ضدحمله است هم می تواند با استارت های سریع پاسهای مستقیم ازعقب به جلو را تبدیل به موقعیت کند وهم می تواند درضدحملات گروهی بدون هیچ مشکلی درتمام زمین بازی پاس دادن واستارت زدن برای خلق فضا برای دریافت دوباره توپ را انجام دهد..پس تا اینجا و وقتی تیم توپ را دارد رونالدو تمام خصوصیات بازی به عنوان شماره 9درفلسفه رافا بنیتزرا دارا است،حتی می توان گفت وی بهترین بازیکنی است که درزمانه حاضربیشترین قرابت را با تاکتیکهای بنیتزدارد،اما آیا درفازدفاع ووقتی توپ دراختیارتیم حریف است،بازهم رونالدو می تواند خوب وتاثیرگذارباشد؟؟
میانگین تکل درهربازی 26/.-میانگین توپگیری درهربازی1-این یعنی اینکه کریستیانو حدودا درهر3بازی یک تکل زده ودرهربازی نیزتنها یکباریک حرکت دفاعی موفق وگرفتن توپ ازحریف داشته است واینجاست که آماربرسرتئوری بنیتزدرانتخاب وی به عنوان پست شماره 9می کوبد ونمره منفی می دهد.این مسئله حاصل تفکرات آنجلوتی نیست بلکه عدم تمایل به شرکت درکارهای دفاعی ازخصوصیات منفی رونالدو است.تنها مربی که توانست کمی وی را واداربه دفاع کردن کند مورینیو بود وآنهم تنها درپرس فضای تیم درزمین حریف که ازرونالدو خواسته می شد بین مدافعان آخرحریف حرکت کند تا کانال ارتباطی آنها برای دادن پاس به همدیگرقطع شود.البته این مسئله در90درصدبازیهای تیم تاثیری منفی که ندارد بلکه به علت تازه نفس بودن همیشگی وی درفازتهاجمی حتی تاثیرات مثبت هم دارد ولی قضیه اصلی قهرمان شدن همان ده درصدی است که دربرابرحریفان قدرتمند بازی می شود ودو تیم واقعا دارند11به11بازی می کنند ونبود یک بازیکن درجریان تدافعی تیم واقعا مشخص است،آنجا که به علت عدم تمایل رونالدو به پرس کردن،عملا خط دفاعی حریف بدون مزاحمتی خاص بازیسازی اش را انجام می دهد وتازه بنزما وبیل هم به علت دوندگی های زیاد برای پرس خط دفاعی برای پرکردن جای رونالدو،علاوه براینکه اکثراوقات نمی توانند توپگیری داشته باشند،خیلی زودترازآنچه باید خسته می شوند وشادابی خودرا ازدست می دهند،حتی می توان گفت مصدومیت همزمان شش هفته ای این دونفردرحساس ترین شرایط فصل بی ربط به این ماجرا نیست،هرچنداصلی ترین دلیل آن عدم استفاده ازسیستم چرخشی توسط آنجلوتی قلمداد می شود.بدون شک خود رافا بنیتزنیزبه این مسئله واقف است ومی داند که یکی ازبزرگترین مشکلاتش است،دراین رابطه تاکنون 4 تئوری ازسوی تحلیل گران مطرح شده است:1-استفاده ازرونالدو درهمان پست وینگرچپ و دادن مسئولیت پرس دو مدافع وسط به وینگرراست ومهاجم مرکزی2-استفاده ازبازیکن پست شماره ده درهنگام دفاع برای پرس دومدافع وسط 3-تبدیل سیستم به دو مهاجمه وقراردادن یک مهاجم فیزیکی قدرتی کناررونالدو برای انجام درگیری های شدید4-استفاده ازوی به سبک میلیتو دراینتر2010که مورینیو کاملا وی را ازدفاع کردن معاف ساخته بود ودرعوض میلیتو درهنگام دفاع به نقاط کورحریف می رفت تا درضدحملات ازآنجا به حریف ضربه بزند.
البته می توان چشم امیدی به این تئوری عده محدودی ازتحلیل گران هم داشت که ازبنیتزمی خواهند بصورت ویژه روی دفاع رونالدو کارکند تا خیالش برای تمام فصل ازاین مسئله راحت شود وازرونالدو یک مدافع قوی هم بسازد.
درآخرآنچه که مهم خواهد بود این است که اگربنیتزاین مسئله سخت را حل کند بهترین شماره 9زندگی اش را خواهد داشت که به کمک آن می تواند دوره ای طلایی درمربیگریش رقم بزند،چیزی بزرگترازآنچه که درلیورپول با تورس انجام داد.به هرحال باید صبرکنیم تا متوجه شویم رافابنیتزاین چالش را چگونه حل خواهد کرد به همین دلیل روزهای زیادی او را تا3صبح دردفترکارش با چایی وتاکتیک بردخواهیم دید.
نویسنده:مجتبی مرشدنژاد