بازیکنان پرورش یافته در آکادمی لاماسیا در نیوکمپ محو میشوند...
وقتی مارتین مونتویا در دقیقه 14 دیدار بارسلونا - لوانته در 25 نوامبر 2012 جای دنی آلوز راهی میدان شد لحظه تاریخی برای بارسا شکل گرفت. جایی که هر یازده بازیکن بارسلونا از آکادمی لاماسیا آمده بودند. آن شب لیونل مسی دو گل زد و آندرس اینیستا و سسک فابرگاس هر کدام یک گل تا بارسا 4-0 پیروز شود و بارسلونا هم در پایان فصل به قهرمانی 22 لیگ دست پیدا کرد. آن شب اینها یازده بازیکن بارسا بودند: ویکتور والدس، مونتویا، کارلس پویول، جرارد پیکه، جوردی آلبا، ژاوی، سرخیو بوسکتس، آندرس اینیستا، پدرو و سسک فابرگاس که همهشان فارغ التحصیل آکادمی فوتبال باشگاه در اواخر دهه 1970 توسط یوهان کرایف بهشمار میرفتند. پپ گواردیولا که بسیاری از آنها را راهی میدان کرده بود خودش از لاماسیا آمده بود.
همه آن بازیکنان در بارسلونا به دنیا نیامدهاند، چنان که مسی در 13 سالگی از آرژانتین بار سفر را به سوی لاماسیا بسته. هیچ یک از آنها مستقیما هم راهی تیم اصلی نشدهاند. جوردی آلبا مدتی را در والنسیا سپری کرده و با 14 میلیون دوباره پیراهن بارسا را پوشیده. پیکه دورانی را در منچستر یونایتد سپری کرده و فابرگاس در آرسنال شکوفا شده و حتی بازوبند توپچیها را هم بسته. ولی همه آنها فلسفه شکل گرفته توسط یوهان کرایف را میفهمیدند و گواردیولا هم آنها را در بستر همان فلسفه به اوج رساند. ولی رفتن پپ و سپس مرگ زود هنگام تیتو ویانووا خللی در این روند ایجاد کرد و اکنون همه چیز وارونه شده.
بارسلونا پیش از آغاز فصل 13-2012 که ویانووا رهبری تیم را در دست گرفته بود سوای جوری آلبا فقط یک بازیکن یعنی آلکس سانگ را با 18 میلیون یورو از آرسنال به خدمت گرفت و مارک مونیسا، کریستین تلو، جاناتام دوس سانتوس و مونتویا همه از تیمهای پایه بارسا راهی تیم اصلی شده بودند. بارسا در همان فصل قاطعانه با کسب 100 امتیاز یعنی 15 امتیاز بیشتر از رئال مادرید قهرمان لالیگا شد. تاتا مارتینو در فصل بعد جای ویانووا را در برهه دشواری گرفت و باشگاه تلاش کرد همان روند را حفظ کند. هرچند نیمار از برزیل راهی نیوکمپ شد ولی رافینیا، سرخیو روبرتو، اویر اولازبال و جرارد دیولوفیو از تیم ب بارسا به تیم اصلی پیوستند.
همه آن بازیکنان در بارسلونا به دنیا نیامدهاند، چنان که مسی در 13 سالگی از آرژانتین بار سفر را به سوی لاماسیا بسته. هیچ یک از آنها مستقیما هم راهی تیم اصلی نشدهاند. جوردی آلبا مدتی را در والنسیا سپری کرده و با 14 میلیون دوباره پیراهن بارسا را پوشیده. پیکه دورانی را در منچستر یونایتد سپری کرده و فابرگاس در آرسنال شکوفا شده و حتی بازوبند توپچیها را هم بسته. ولی همه آنها فلسفه شکل گرفته توسط یوهان کرایف را میفهمیدند و گواردیولا هم آنها را در بستر همان فلسفه به اوج رساند. ولی رفتن پپ و سپس مرگ زود هنگام تیتو ویانووا خللی در این روند ایجاد کرد و اکنون همه چیز وارونه شده.
بارسلونا پیش از آغاز فصل 13-2012 که ویانووا رهبری تیم را در دست گرفته بود سوای جوری آلبا فقط یک بازیکن یعنی آلکس سانگ را با 18 میلیون یورو از آرسنال به خدمت گرفت و مارک مونیسا، کریستین تلو، جاناتام دوس سانتوس و مونتویا همه از تیمهای پایه بارسا راهی تیم اصلی شده بودند. بارسا در همان فصل قاطعانه با کسب 100 امتیاز یعنی 15 امتیاز بیشتر از رئال مادرید قهرمان لالیگا شد. تاتا مارتینو در فصل بعد جای ویانووا را در برهه دشواری گرفت و باشگاه تلاش کرد همان روند را حفظ کند. هرچند نیمار از برزیل راهی نیوکمپ شد ولی رافینیا، سرخیو روبرتو، اویر اولازبال و جرارد دیولوفیو از تیم ب بارسا به تیم اصلی پیوستند.
قضیه ساده است: ذهنیت بارسلونا طی رقابت با رئال مادرید تغییر پیدا کرده و رویکرد کهکشانی رئالی یافته. به اینها رقابتهای مدیریتی و سیاسی را هم بیفزایید تا روشن شود که لاماسیا در آغاز یک پایان قرار دارد.
نسل طلایی لاماسیا نقش تاریخیاش را انجام داده، مثل نسل طلایی منچستر یونایتد 1999 و آژاکس 1995. ولی یعد چی؟ آیا طرفداران بارسا در این دوران که تلویزیون و پول ناشی از کسب پیروزی همه چیز را تعیین میکند میخواهند باشگاهشان به آکادمی فوتبالشان تکیه دهد؟