آن چه گواردیولا برای فوتبال به ارمغان آورد
اگر اولتراهای طرفدار مادرید و دوستداران مورینیو را به کناری بگذاریم که به دلیل تقابل تاریخی رئال و بارسا و همچنین گواردیولا و مورینیو شاید با نگرشی منفی به گواردیولا بنگرند. اما برای اکثر دوستداران فوتبال وی شخصی قابل احترام است، که هم در دوران بازی اش فوتبالیستی مشهور، باهوش و پرافتخار بود و هم دردوران مربیگریش. پپ جدا از توانایی های فنی شاید به خاطر سجایای اخلاقی اش بیشتر مورد ستایش باشد. در دوران بازی اش بازیکنی در خدمت تیم و کم حاشیه بود که همین روند را در دوران مربیگریش نیز ادامه داد. کسی که برای باخت هایش به جای داور، بازیکنان یا شرایط خارجی بیشتر خودش را مقصر می داند. در تمامی سال های حضورش در فوتبال به ندرت با مدیران تیم، یوفا، داوران، بازیکنان و اصحاب رسانه درگیری پیداکرده است. که شاید این مسئله به کانون کنترل درونی گواردیولا بر می گردد. افراد با کنترل درونی افرادی هستند که به جای توجیه عملکردشان با مسائل بیرونی سعی در حل آن و پیدا کردن ایرادات در عملکرد خود به جهت بهبود دارند. این افراد به عملکرد خود اعتماد دارند د بدون حاشیه کار میکنند. حتی در روزهای اخیر با وجود اظهارات چندباره زلاتان در این مسئله نیز سعی کرده است تا با سکوت خود به دامن زدن حاشیه برای خود و تیمش کمک نکند
اکثر طرفداران فوتبال بارسلونای قدرتمند را با گواردیولا به یاد می آورند، ولی برای کسانی که سال های ابتدای دهه نود را به یاد می آورند. بارسلونای یوهان کرایف نیز همین جایگاه را برایشان را دارد. فارغ از این مسائل می خواهیم در مقاله زیر به تفکرات گواردیولا ومهمترین نو آوری هایی که وی در شیوه بازی فوتبال ابداع کرد می پردازیم.
1. به کمال رساندن فلسفه فوتبالی به نام تیکی تاکا
واقعیت این است که مبدع تیکی تاکا پپ نبوده و نیست. این سبک بازی سال هاست که در لاماسیا تبدیل به پارادایم غالب شده است. بازیکنان از همان زمان ورود با این فلسفه بزرگ می شوند و رشد می کنند. سلف پپ رایکارد شروع کننده دوره طلایی بارسا در اروپا بود و پپ میراث وی را به بهترین نحو ادامه داد. خانه تکانی در بارسا جهت از بین بردن نقاط ضعف، تکیه بیشتر به تیکی تاکا، و بازی دادن به بازیکنان جوان در ابتدای ورودش از مهمترین شاخصه های کاریش در سال اول کارش در تیم اصلی بارسا بودند
2. اضافه کردن دروازه بان به عنوان یک خط
اعتقاد به بازیسازی از خط دفاع و حضور دروازه بان در تاکتیک های تیمی، کاری بود که پیشتر آن چنان مورد استفاده قرارنگرفته بود و اگر هم پیش از این استفاده شده بود به اندازه بارسای پپ تداوم نداشته است. مشارکت والدز در بازی تیمی شاید در مواقع معدودی منجر به اشتباهات بزرگی گردد. ولی در موارد بسیاری نیز باعث از دست نرفتن توپ و تداوم مالکیت توپ بارسا می گشت که میتوانست منجر به حمله ای دیگر گردد.
3. مالکیت توپ عنصری حیاتی
این واقعیتی است که تا زمانی که توپ در دست شماست حریف شما خلع سلاح شده است.به عبارتی مالکیت بالای توپ در دستان شما و پاسکاری های متعدد علاوه بر این که می تواند منجر به به اشتباه حریف گردد، فرصت ضربه زدن به تیم شما را نیز از حریف سلب می کند. این مالکیت در سال هایی که با وجود تورام، مارکز، پویول، و بعدها پیکه بارسا صاحب خط دفاع قدرتمندی بود باعث می گشت تا در صورت از دست رفتن توپ با وجود چنین ازیکنان با صلابتی کمتر خطر دروازه این تیم را تهدید کند. مصدوم شدن و افت پویول و عملکرد نه چندان شاخص پیکه و ماسچرانو پاشنه آشیل تیم بارسا در دو سال گذشته بود
4. تاکتیک بازپس گیری
فشار بر تیم حریف درست از لحظه ای که توپ توسط بارسا از دست داده می شد شروع می گشت. این فشار باعث می گشت تا موج سوم حملات بارسا در صورت مالکیت مجدد توپ شکل بگیرد که به دلیل باز شدن دفاع و تغییر آرایش تیم مقابل آسیب پذیری حریف را بیشتر می کرد. سال پایانی گواردیولا در بارسا و سال بعد که تیتو این امر را بر عهده داشت به ندرت شاهد عملکرد مقتدری در این زمینه از بارسا بودیم. این تاکتیک علاوه بر هوش و بازیخوانی بالا به استقامت بدنی زیادی احتیاج دارد که اجرای آن را در هر تیمی با چالش مواجه می کند
5. هافبک ها همه کاره تیم پپ
پپ در فلسفه کاری اش بارها بیان کرده بود که به جای 22 بازیکن خوب ترجیح می دهم 15-16 بازیکن شاخص داشته باشم. بازیکنان در تیم های پپ بایستی توانایی بازی در پست خای مختلفی را داشته باشند. هنگامی که تیم به شما برای پستی غیر معمول نیاز دارد بایستی به خوبی از عهده انجام شرح وظایف خود بر آیید. هافبک ها به دلیل تاکتیک پذیری بیشتر و شرکت در دفاع و حمله به طور همزمان در طول یک بازی از توانایی های بیشتری برای اجرای این تفکر برخوردارند. نمونه های این تغییر پست ها در بارسا و بایر مونیخ به چشم می خورد
6. حذف پست شماره 9
در بارسا گواردیولا پس از سال اول و رفتن اتوئو عملا در اکثر بازی ها از مهاجم شماره 9 استفاده نمی کرد و از بازیکنی در نقش 9 کاذب استفاده می کرد. این تغییر تاکتیک باعث شد تا شناوری بازیکنان در خط حمله بیشتر شود و حملات غیر قابل پیش بینی تر گردند.
7. ابداع سیستم 0-6-4
در بازی های بسیاری در زمان پپ بارسا از سیستم فوق استفاده می کرد. در این سیستم مهاجمانی به سبک کلاسیک قرار نداشتند. تغییر مکان بازی دائما در بین بازیکنان خطوط جلو انجام می گرفت. عملا با قرار گرفتن 6 هافبک در خط میانی و حضور مداوم تمامی آن ها در حمله و دفاع قدرت تیم در هر دو فاز به نحو چشمگیری افزایش پیدا می کرد. بعدها این سیستم در اسپانیای دل بوسکه نیز جای خود را باز کرد.
باید دید این فیلسوف خوش اخلاق فوتبال در پایان دوران خود در بایرمونیخ چه دستاوردهای دیگری برای فوتبال به ارمغان می آورد