طرفداری 1) "فرگی" بعدی... الکس نیل (نورویچ) محل تولد نیل و فرگوسن تنها 10 مایل نسبت به هم فاصله دارد، اما شباهت آن ها به همینجا ختم نمی شود. مربی حال حاضر نورویچ تنها 34 سال دارد، اما تا همین حالا با دو تیم مختلف -  قناری ها (لقب نورویچ سیتی) و باشگاه سابقش "همیلتون" - موفق به صعود به لیگ بالاتری شده است. او نسبت به سن و سالش از اعتبار و دانش بالایی برخوردار است. نیل در برخورد با رسانه ها خوش مشرب و دوستانه رفتار می کند، اما با این وجود، شخصیت او از دیگران احترام را می طلبد و انداختن نگاهی به چشمان پولادین او به شما این حس را منتقل می کند که او در صورت نیاز با ایده استفاده از "سشوار" (اشاره به عبارت معروف "سشوار فرگی" که به فریادهای سر الکس فرگوسن در بین دو نیمه بر سر بازیکنانش اطلاق می شد و معمولاً با واکنشی مطلوب از منچستریونایتد در نیمه دوم همراه بود) مخالف نخواهد بود. 2) فن خال بعدی... پاتریک کلایورت (کوراکائو) کلایورت که سابقه بازی کردن برای لوییز فن خال را در آژاکس و بارسلونا دارد، مایل بود که به عنوان دستیار او در منچستریونایتد فعالیت کند، اما سرمربی با تجربه هلندی به او توصیه کرد که روی پاهای خودش بایستد. بنابراین کلایورت به سرزمین کوچک اجدادی اش در جزایر کارائیب -–کوراکائو - رفت تا کارش را در آنجا شروع کند. او تا همین حالا، تیم ملی این کشور را از دو مرحله آغازین مقدماتی جام جهانی بالا برده است. او تیمی منتخب از بازیکنانی که در لیگ هلند مشغول به بازی هستند را جمع آوری کرده است و تیم تحت هدایتش، فوتبال زیبایی را نیز به نمایش می گذارد. کلایورت با داشتن شخصیتی رک و قاطع همچون لوییز فن خال، به گرفتن شغلی خوب در یک تیم اروپایی فکر می کند. 3) ونگر بعدی... گایزکا گاریتانو (بدون تیم) گاریتانو یک دیوانه فوتبال به معنای واقعیست، کسی که در دوره تعطیلی دو هفته ای لیگ اسپانیا به مناسبت تعطیلات سال نو به انگلستان سفر کرد تا مسابقات فوتبال را به عنوان یک هوادار فوتبال معمولی از نزدیک تماشا کند. او یک مربی استثنائی از لحاظ دانش فردیست و مطمئناً طولی نخواهید کشید که باشگاه بزرگتری نسبت به ایبار - باشگاه فصل قبل وی - او را به خدمت گیرد. گاریتانو با وجود اینکه توانست در فصل گذشته ایبار را در لالیگا حفظ کند، اما از این باشگاه برکنار شد. باقی ماندن باشگاه کوچکی همچون ایبار در لالیگا تنها به نبوغ سرمربی فصل گذشته اش وابسته بوده است. او پس از روی کار آمدن در سال 2012، ایبار را از دسته سوم اسپانیا به لالیگا منتقل کرد. گاریتانو که در ایالت باسک متولد شده است، همچون ونگر که در آلسیک به دنیا آمده است، دارای هویت محلی خاصی می باشد. او همانند ونگر از دانش بسیار بالایی برخوردار است، در زمینه روزنامه نگاری مدرک دانشگاهی دارد و به سراییدن شعر علاقه مند است. 4) ویاش بواش بعدی... جان مک کینستری (رواندا) مک کینستری که در ایرلند شمالی متولد شده است - همانند ویاش بواش - حرفه مربیگری اش را در دهه سوم زندگی اش با شغلی در رده ملی آغاز کرد. او رئیس آکادمی فوتبال کریگ بلیمی در سیرالئون بود که در 27 سالگی با پیشنهاد تیم ملی این کشور روبرو شد. مک کینستری تیمش را در روندی ثابت بهبود داد تا اینکه در مقدماتی جام ملت های آفریقا نتایج بدی را کسب کرد و از کارش برکنار شد. او پس از آن بلافاصله به عنوان سرمربی تیم ملی آینده دار رواندا انتخاب شد و در اولین تجربه سرمربیگری اش در این کشور، بردی بسیار خوب را در خاک موزامبیک کسب کرد. مک کینزی در 29 سالگی یک مربی مدرن و متودگراست که استفاده اش از آنالیز ویدئویی، تفاوت بزرگی را در دوران هدایت تیم ملی سیرالئون به وجود آورد. او گونه جذابی از فوتبال را ارائه می دهد و در آینده ای نه چندان دور به اروپا باز خواهد گشت. 5) کرایف بعدی... هنریک لارسون (هلسینگبورگ) اعتبار لارسون در فوتبال سوئد جای هیچ پرسشی ندارد و همچون کرایف، او در حال هدایت تیمی است که زمانی در آن بازی می کرد. شانس های قهرمانی هلسینگبورگ احتمالا کم تر از شانس حفظ کردن تیم کوچک فالکنبرگ در لیگ سوئد می باشد -–کاری که او در فصل گذشته موفق به انجام آن شد. در حالی که در میانه های فصل جاری لیگ سوئد قرار داریم، لارسون به همراه هلسینگبورگ در میانه های جدول لیگ کشورش قرار دارد. همانند کرایف، لارسون باید بتواند تا از نام بزرگش در فوتبال دفاع کند و باز هم همانند کرایف، لارسون امیدوار است که پسر 18 ساله اش - جوردن لارسون - بتواند از سایه نام خانوادگی اش بیرون آمده و به یکی از بازیکنان اصلی تیم تحت هدایت پدرش تبدیل شود. 6) گواردیولای بعدی... ادی هووه (بورنموث) گاهی با خود فکر می کنید که آیا ممکن است هووه هیچ اشتباهی را انجام دهد؟ (مگر اینکه یک هوادار بهت زده برنلی باشید). او در اولین فصل سرمربیگری اش در بورنموث - تیمی که در فصل قبل تر برای آن ها بازی می کرد - موفق شد تا تیمی که به نظر می رسید مقدّر به سقوط شده است را در لیگ دسته اول حفظ کند. در فصل دوم، او بورنموث را به لیگ برتر رساند. تیم هووه بازی هجومی شگفت انگیزی را به نمایش می گذارد. آن ها صبوری در حفظ توپ را با توانایی شان در تغییر نابود کننده سرعت بازی در یک چشم به هم زدن ترکیب می کنند. با این حال، هووه طبع خونسردی را در کنار زمین و خارج از آن دارد. هووه تنها 37 سال سن دارد، اما افتخارات کسب شده او بیشتر از چیزیست که اکثر مربیان در تمام طول دوران حرفه ای شان کسب می کنند. او همچون گواردیولا، نام خود را در باشگاه مورد علاقه اش جاودانه کرده است. 7) کلوپ بعدی... توماس توخل (دورتموند) گویی که دورتموند برنامه ای بی کم و کاست را از پیش تدارک دیده بود. سابقه موفقیت در ماینز؟ تیک. حدوداً در رنج سنی 40 سالگی؟ تیک. کاریزماتیک، برون گرا و بی آرام و قرار، اما با ذهن فوتبالی عالی که قادر به رقابت با بهترین هاست؟ تیک. دانستن اینکه چه زمانی باید تیم را ترک کند؟ تیک. توخل به اندازه کلوپ سرگرم کننده نیست، اما او بیشترین شباهت ممکن را به کلوپ دارد و پس از اینکه در سال 2014 با ماینز به مقام هفتمی دست یافت، برای یک فصل از فوتبال کناره گیری کرد. او حالا این انگیزه را دارد که همان فوتبال هجومی ای که هواداران دورتموند به آن عادت کرده اند را ارائه دهد. لحظات کسل کننده از عملکرد مثبت او خواهند کاست. 8) سونس بعدی... سینیشا میهایلوویچ (آث میلان) کدام چهره شناخته شده ای که با وجود کارنامه کاری پر نوسان در مربیگری، چندین بار موفق به گرفتن پست های مربیگری در بالاترین سطح فوتبال شده است؟ یکی دو نام به ذهن می رسد، اما این بار نیز این میهایلوویچ بود که با شانس خوبش موفق به گرفتن سکان هدایت میلان شد. هرچند او در دو فصلی که در سمپدوریا حضور داشت موفق شد تا جایگاه این تیم را در سری آ تثبیت کند، اما بازگرداندن روسونری به دوران اوج خود یک انتظار بسیار بزرگ از او خواهد بود. میلانی که در سالیان اخیر، تعداد زیادی از نام های بزرگ را در راس کادر فنی اش قرار داده است تا بلکه موفق شوند روزهای پر شکوه گذشته را از نو بازسازی کنند. فارق از اینکه میهایلوویچ در گذشته برای اینتر میلان به میدان رفته است، دوران ناموفق سرمربیگری او در فیورنتینا و تیم ملی صربستان موجب تداعی یک کارنامه سیاه و سفید برای او می شود. 9) مورینیو بعدی... روبرتو استلونه (فروسینونه) استلونه پس از اینکه به همراه تیمش صعودی غیر منتظره را به سری آ تجربه کرد، تیم تحت هدایت خود را "جنگنده و با استعداد" خواند. این اولین باریست که این باشگاه کوچک ایتالیایی که در 50 مایلی رم قرار دارد موفق به صعود به سری آ شده است. چنین ویژگی هایی به گوش مورینیو آشنا خواهد آمد و مهاجم سابق ناپولی و تورینو که تنها 37 سال سن دارد از واقع گرایی خاصی برخوردار است که در آینده برای او مفید به عمل خواهد آمد. هر چند تیم فروسینونه به تازگی از دسته سوم فوتبال ایتالیا به دسته دوم صعود کرده بود، اما آن ها در فصل گذشته دومین تیم سری بی از لحاظ گل زنی به شمار می رفتند. نکته جالب در این بین این است که با وجود زدن گل های زیاد، 13 پیروزی از مجموع 20 پیروزی این تیم تنها با اختلاف یک گل حاصل شده است. آن ها در آخرین دیداری که برای صعود به سری آ به میدان رفتند، به شایستگی ثابت کردند که شخصیت تیمی قدرتمندشان موجب می شود تا در مواقعی که به پیروزی نیاز حیاتی دارند، نتیجه لازم را کسب کنند.