یکی شان آن قدر سریع بود که حاضرم قسم بخورم ماراتن المپیک را داغان می کرد.سه نفرشان بیماری کلیوی داشتند.بعد از بازی خون سرفه می کردند.دررختکن شفیلد این قدر سرفه کردند که کمک داور بازی مسموم شد.پزشک تیمشان جز چند سوزن و پارچه چیزی همراه خودش نیاورده بود.پیراهن هایشان نخی بود.اما خوب بودند.خیلی خوب.هروقت تیمشان عقب می کشید مربی شان بلند می گفت:داس پدر.آن موقع بود که همه شان مثل تلاش برای زنده ماندن آن قدر بدوند که کتانی هایشان تکه تکه شود.ایتالیا خجالت کشید که گل بزند.هروقت جیانی ریورا سرعت می گرفت همه شان فریاد می زدند :جین! بعدش پارک سونگ جین شبیه گرازی وحشی از محوطه جریمه ایتالیا چمن را درو می کرد می آمد به سمت ریورا.انگار پارچه قرمزی به سمتش گرفته باشند.طوری می آمد سمت ریورا که اگر می رسید پاهایش را می داد دستش.آخرین نقشه اضطراری شان نامش بود:معدن! وقتی در زمین می گفتند معدن انگار کره شمالی 22 بازیکن در زمین داشت.اگر به ساندرلند بروید هنوز هم بقایای کتان کفش وجود دارد!
با پرتغال در یک هتل بودند.از کارناوال اشرافی ها صدا می آمد:اوزه بیو.که مثلا بازیکنان کره شمالی بترسد.ساعت8 شب تیم کره شمالی در رختخواب بودند اما فرناندو کروز هافبک پرتغال ساعت 11 داد می زد اوزه بیو! او برای نادانسته هایش تا ساعت 1 فردا فقط می گفت اوزه بیو!ساعت 5 صبح پرتغال خوابیده بود که کره شمالی در پارک هیلتن لیورپول داشت تمرین خودکشی انجام می داد.دقیقه 1 بازی دروازه بان گفت:داس پدر.یکی مثل فرفره ژاپنی پیچید وهمانند رعد وبرق توپ را از دریچه آئورت آمریکو کرد داخل دروازه.حوالی دقیقه 20 یکی فریاد زد: تی سان هه.لی دونگ وون 21 ساله تا اسم خواهر بزرگترش را شنید قطار سریع والسیر ی شد تا تور دروازه آمریکو33 ساله را بشکافد.پرتغال مات ومبهوت رمز ها بود که مینگ ری هیون ساعت جیبی اش را در آورد و بر زمین کوبید که یانگ سونگ گوک دقیقه 25 سر رسید پرتغال به اسکوربرد خیره ماند.3_0 ...
در شبی که شش های پرتغالی ها از کار افتاده بودند کره شمالی پشت تیر بار نشسته بود. .که مرد خواب آلوده آمد..مردی که تا ساعت4 صبح فکر خشت و خواج و پیک بوده و مارتینی اش را به جای قهوه خورده بود ناگهان در ساعت15:30 دقیقه به وقت گرینویچ ظهور کرد.پشت محوطه جریمه کره فقط فریاد های حماسی به گوش می رسید.اوزه بیو مثل خرس بیدار شده از خواب زمستانی به شکار آمد.آمد تا پارک دو ایک را بفرستد معدن .گل که می زد داس های کمونیستی را بر سر تی سان هه می زد.از داور که پنالتی می گرفت پارک سونگ جین را به بیگاری می برد.طوفان پلنگ سرخ اشک های مردان سفید پوش را جاری کرد.از گودیسون پارک تا معدن ووتاهه 90 دقیقه بیشتر طول نکشید.بعد از بازی لبخند اشک آور مردان زغال سنگ.در گریه آورترین مصاحبه قرن پارک دو ایک گفت که یاد گرفته است فوتبال بالاتر از برنده شدن است اما پارک دو ایک چه می داند وقتی که در ژانویه2014 خبر درگذشت اوزه بیو دنیا را متاثر می کند هیچ کس از سریع ترین بازیکن ناشناخته جهان خبر ندارد.چه می داند وقتی دربنفیکا همه از قهرمانی اروپا حرف می زنند اوبا صورت اندود از زغال 1000 متر زیر زمین جان می دهد..
pitchinvasion.net/blog/2009/06/17/north-koreas-fairytale-in-the-1966-world-cup
theguardian.com/football/2010/jun/08/north-korea-world-cup-middlesbrough
Dictators and Democracy.fusi.j.p.carr.R(1979)