طرفداری / محمد عامریان - در کشورهای توسعه یافته نظیر نروژ و سوئد به زحمت می توان قهرمانی یا مبارزی دید که به یک باره سوار بر اسب می آید و ورق را بر می گرداند. درست برعکس کشورهایی نظیر تانزانیا، ونزوئلا و... که جولانگاه نام هاست. نام هایی که در غیاب سیستم  قرار است به تنهایی گرسنگی، توسعه نیافتگی، نا امنی و فقر را حل کنند و قهرمان مردمانی باشند که سال های سال انتظارشان را می کشیدند. از این حیث فوتبال از جهات مختلفی به سیاست شبیه است، همان اندازه که لباس دروازه بانی به اندازه قبای ریاست جمهوری برای چیلاورت!

بلغارستان، یونان، نیجریه و...نام هایی هستند که در اثر انباشتی از ستارگان نظیر آموکاچی، اولیسه، وست و... یا حضور یک فوق ستاره نظیر استویچکف در یک بازه زمانی توانسته اند حضوری خیره کننده داشته باشند. ستارگانی که مستقل از جریانات داخلی کشور رشد و پیشرفت داشته و به بالاترین سطح رسیده اند و باقی قصه هم که روشن است: ریختن توی خیابان و شبی روی ابرها، بی خیال تورم و... قرار بعدی ما 30 سال بعد تا کشف استویچکفی دیگر. حضوری به درخشندگی یک شهاب، زیبا اما گذرا.

برای ما که دیگر متخصص باخت هستیم و دیرآشنا با کارگروه ها و جلسات آسیب شناسی، کلیشه هایی نظیر لزوم توجه به زیرساخت، استعداد یابی، علم روز و الفاظی ازاین دست بیش از گره گشا بودن، روی اعصاب مخاطب پیاده روی می کنند. به بیانی ساده تر هر عقل سلیمی می داند انگاشتن فوتبال به عنوان عضوی مستقل ازجامعه نادرست ترین تحلیل ممکن را ارائه می دهد. اشتباهی به گزافی حرکت درون یک دستگاه مختصات بدون آگاهی از مبدا آن. همه آنچه جامعه را شکل می دهد از فرهنگ و اقتصاد تا مدیریت و... ما به ازایی توی مستطیل سبز دارند و کیست که نداند، سلول های بیمار، سیستم سالمی نخواهند ساخت.

اصفهان و تهران فرقی ندارد. یک پاس غلط، یک تعویض نابجا دلیل لازم و کافی برای سرایش قصیده از خلاقانه ترین الفاظ چارواداری است روی سکوها، درست مثل چندپیکو ثانیه دیر حرکت کردن پشت چراغ قرمز، فرقی هم ندارد تجریش باشی یا راه آهن. شب ها لایی  کشیدن ساده تر است، به بیان ساده تر شفافیت که نباشد همه چیز ساده تراست. سیاسیون شفاف نیستند و این یعنی فوتبالی ها هم این شانس را دارند که شفاف نباشند (بی اطلاعی ما هواداران، صاحبان اصلی این فوتبال از بسیاری از قراردادها، "می گویم می گویم"های انبوهی ازفوتبالیست ها و مربیان، اتهامات ریز و درشت و فراموش شدن صدی نود و نه تای این اتهامات در پایان، همه و همه نمودهایی ازاین ساختار مه آلود هستند).

عصر ستاره ها سال هاست به پایان رسیده است و "سیستم" اسم رمز امروز فوتبال جهان است. سیستمی که با جوانانی مثل اوزیل و خدیرا، آرژانتین و مسی را 4 تایی می کند و بازنده ای نظیر  ژاپن را به فاصله بیست سال، آقای آسیا. حالا ما متخصصان باخت، اینجا بدون هر کس دیگری درون دهکده خودمانیم. دهکده ای پر از هیجانات مسخره، پر از شش تایی ها و چهار تایی هایی که هنوز خریدار دارد آن هم هزار هزار. اما بیرون از این دهکده توی متروپولیس ها و بین آسمان خراش هایشان بساط دیگری برقرار است. با همین فرمان برویم که داریم می رویم دور نیست روزی که برای گرفتن یک اوت از تیمور شرقی هورا بکشیم.