شعر از خودم (نظر بديد لطفا)
۳۳۶ بازدیددوشنبه ۱۲ مرداد ۱۳۹۴ - 0۹:۲۷
این مطلب توسط کاربران طرفداری ارسال شده است و دیدگاه طرفداری نیست.
چه نويسم امروز
بنويسم من از آن دوست كه شب دشمن شد
يا از آن عشق كه تو خالي بود
يا از آن يار كه خود يار دگر ياري بود
يا از آن زن كه سرش پايين بود
پي ناني مي گشت
بهر آن طفل يتيم
كه پدر بر سر كارش جان داد
صاحب كار ولي كار نداشت
كه پسر بيمار است
و همي نان خواهد
فصل وجدان پري است
چون درختي نماندست دگر
و كلاغي هم نيس
كه زند پر و شود ملئبه اي
بهر اين نسل خطرناك بشر
اي خداوند بزرگ
كشتي نوح كجاست
اين بشر پست تر از حيوان است
اين جهان بيمار است
و من اندر كارم
همچنان حيرانم
چه نويسم امروز


