از این تصویر چه نتیجه ای میشود گرفت؟؟؟؟چرا انسان تا به این حد به جنون کشیده میشود؟؟؟؟؟؟اشکال از دین هست؟؟؟؟یا اشکال از انسان ها؟؟؟؟؟چرا وجدان کسانی که این کارو کردن تحریک نشد؟؟؟؟؟؟؟شاید جواب این سوال این باشد که این افراد در جامعه ای بزرگ شدند و زندگی کردند که توهین و کشتن یک زن تنفروش ممانعتی با اصول اخلاقی نداشت....همانند سرباز شوروی که به اکتفای بزرگ شدن در جامعه ای که نفرت های وطنی در اون برای افراد تزریق شده بودند و در برلین به زنان المانی ت....ز کرد و جسدهاشونودر خیابانهای برلین رها کرد و این کار وجدانشو بدرد نیورد...یا سرباز هیتلری که در جامعه ای بزرگ شد که کشتن یک انسان به صرف یهودی بودن ممانعت با اصول اخلاقی نداشت.......اشکال سرباز هیتلری و سرباز شوروی و البته این انسان ها یک چیز بود:اجازه دادند جامعه برایشان اصول اخلاقی تعریف کند.خودشان برای خودشان اصول اخلاقی درست نکردند...جامعه هایی بنام ایران ایدلوژیک.شوروی کمونیست.المان فاشیستی برایشان این کار را انجام دادند.
بنظر شما کسی که جریت نکرد برخلاف جریان اب حرکت کند و اصول اخلاقی جامعه رو قبول کرد چه فرقی با انسانی دارد که در عراق زندگی کرد و اصول اخلاقی جامعه رو قبول کرد و انسانی رو صرف بهایی بودن یا شیعه بودن کشت؟؟؟؟؟؟بنظر شما این انسان ها در این تصویر چه تفاوتی با تروریست های داعشی دارند؟؟؟؟؟یک تفاوت:تروریست داعشی در عراق بدنیا امد و جریت نکرد برخلاف جریان اب حرکت کند و این افراد در ایران ایدلوژیک اسلامی بدنیا امدند و جریت نکردند بر خلاف جریان اب حرکت کند.هردو ارزش های جامعه خود رو قبول کردند و جامعه براشون اصول اخلاقی ساخت نه خودشون...تفاوت در این بود:یکیشون در ایران بدنیا اومد و یکی در عراق و به همین راحتی و با یک اتفاق شانسی که دست این انسان ها نبود تبدیل شدند به انسان سوز و داعشی........
آیا به خودمونم نگاه کردیم؟؟؟؟؟؟؟ما جریت داشتیم اصول اخلاقی را خود برای خودمان بسازیم یا اجازه دادیم جامعه برایمان این کار را بکند؟؟؟؟؟؟اگر این جریت را داشتیم باید به خودمان ببالیم و بگوییم که مهم نبود من در چه جامعهای بدنیا میومدم چون مطمینا تبدیل به یک داعشی یا انسان سوز نمیشدم.باید به خود ببالیم
واگر جواب سوال نه بود و اجازه دادیم جامعه برای ما اصول اخلاقی درست کند باید از خود دو سوال کنیم:1.شاید من در افغانستان یا عراق یا شوروی بدنیا میامدم,,,,انوقت من باید تبدیل میشدم به یک جانی؟؟؟؟؟؟2.ایا این جامعه جامعه ای قابل اطمینان است که مرا ساخته؟اگر جوابتا خیر است نیاز دارید تغییراتی جدی در خود بوجود بیاورید و اگر جوابتان بله است باید بگویم متاسفانه شما دارید با اصول اخلاقی که توسط جامعه به شما تزریق شده درمورد جامعه قضاوت میکنید...پس متاسفانه جوابتان قابل قبول نخواهد بود.....
حتی اگر قبول کنیم این جامعه جامعه ای قابل اطمینان است باید به این مساله فکر کنیم:من باید شکرگذار این باشم که در یک اتفاق شانسی در یک جامعه "خوب" بدنیا امده ام و اگر این شانس "خوب"من به بدشانسی تبدیل میشد احتمال منی که اصول اخلاقیم را جامعه برایم درست کرده تبدیل میشدم به یک داعشی و یا سرباز هیتلری(هرچند که خوده داعشی هم فکر میکند در بهترین جامعه بدنیا امده چون اصولا با اصول تزریقی جامعه درمورد جامعه قضاوت میکند)خنده دار است...ما باید شکر گذار این باشیم که "خوش شانس"بودیم وگرنه به یک جانی تبدیل میشدیم........
هدفم از تمام این صحبت ها این بود:خودتان برای خودتان اصول اخلاقی درست کنید......نگذارید جامعه برایتان اصول درست کند و جریت کنار گذاشتن اصول جامعه را داشته باشین و از این کار نترسید.نترسید که توسط جامعه تنبیه بشید و در جامعه ای مثل عراق و یا ایران ایدلوژیک با نام گرفتن کافر تنبیه شوید.در المان هیتلری با واژه ای بنام نازی فروش!تنبیه بشوید.............هیـــــــــچ وقت برای جامعه ارزش هایتان را عوض نکنید
مثال برای جامعه امروز ایران:من میخواهم در این جا به یکی از اصول جامعه حال حاضر ایران حمله کنم.........نمیخواهم بگم که این اصل اخلاقی اصل صحیحی است یا خیر........نه......فقط میخواهم با خودمان رو راست باشیم و ببینیم که ایا این اصل توسط جامعه به ما تزریق شده است و یا خود برای خود ساخته ایم............نام این اصل این است:وطن پرستی......صادقانه ایا ا این اصل را خود برای خودمان ساختیم و یا از جامعه الهام گرفتیم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ایا ما از ترس تنبیه شدن با اسامی ماننده وطن فروش و مذدور اجنبی این اصل اخلاقی رو قبول کردیم و یا با منطق و تفکرات خود به این اصل رسیدیم؟؟؟؟؟و یا از ترس تنبیه جامعه هیچ گاه نخواستیم این حس را زیر سوال ببریم؟؟؟(کاری که یک عراقی از ترس کافر شناخته شدن نخواهد کرد)
من باز هم تاکید میکنم نمیخواهم در مورد خوب یا بد بودن این اصل حرف بزنم.......فقط میخواهم از طریق زیر سوال بردن یکی از مقدسترین اصول جامعه ما شرایط یک داعشی و یا یک فاشیسته نازی را برایتان مجسم کنم...خواستم سختی کنار گذاشتن اصول جامعه را برایتان شبیه سازی کنم..........زیر سوال بردن اصول اخلاقی جامعه بسیار سخت است ولی بنظرم برای انسانیت لازم است........