از مرگ کوروش و همچنین اقدامات او بعد از فتح بابل اطلاعات زیادی به مانند چگونگی تولدش در دست نیست.مورخین یونانی نوشته های زیادی در مورد مرگ کوروش دارند.هرودوت میگوید که روایت وی به واقعیت نزدیک تر است.به گفته هرودوت کوروش پس از اینکه زمینه های لازمه برای فتح مصر را فراهم کرد تصمیم گرفت تا قبل از این کار سرزمین های شرقی را ارام کند به همین دلیل لشکری بزرگ فراهم کرد و به طور ناگهانی به ان مناطق که توسط سکاها نا امن شده بود حمله کرد.در ابتدا پیروزی با کوروش بود اما ملکه سکاها تهم‌رییش توانست طی چندین جنگ کوروش را شکست داده و باعث مرگ کوروش شود و سر کوروش را از بدنش جدا کند.اما سپاه شکست خورده کوروش موفق میشوند جسد وی را به پارس بر گردانند.این روایت چندان با مدارک پیدا شده سازگار نیست خصوصا این موضوع ساده که اگر سر کوروش توسط ملکه سکاها از بدن جدا شده چگونه سپاهیان وی توانستند جسد وی را بازگردانند.ابراهیم باستانی پاریزی در مقدمه ای که بر ترجمه ی کتاب « ذوالقرنین یا کوروش کبیر » نوشته است ، آنچه بر پیکر کوروش پس از مرگ می گذرد را اینچنین شرح می دهد : سرنوشت جسد کوروش در سرزمین سکاها خود بحثی دیگر دارد. بر اثر حمله ی کمبوجیه به مصر و قتل او در راه مصر ، اوضاع پایتخت پریشان شد تا داریوش روی کار آمد و با شورش های داخلی جنگید و همه ی شهرهای مهم یعنی بابل و همدان و پارس و ولایات شمالی و غربی و مصر را آرام کرد و جسد کوروش را به پارس انتقال داد. نظر مورخین ترک درباره مرگ کوروش:این عده از مورخین که به پان ترکیسم(گروهی از جوانان عٍمانی که خواهن بازگت عظمت عثمانی به وسیله اتحاد ترکان نه مسشلمانان بودند)گرایش دارند و داشتند نظریه ی هرودوت را قبول دارند و حتی پا را از حد فراتر نهاده و کوروش را پادشاهی خون خوار میدانند و در این باره روایات جعلی زیادی را نقل میکنند از جمله اینکه میگویند هنگامی که تهم‌رییش ملکه سکاها (از نظر خودشون ترک ها)سر کوروش را برید ان را در تشتی از خون انداخت و خطاب به سر گفت تو که انقدر خون میخوردی و سیر نمیشدی حال تا میتوانی از این خون بخور تا سیر شوی.این روایت هرودوت یکی از دهها روایت در باب مرگ کوروش این پادشاه هخامنشی است و بطور قاطع نمی‌توان به آن استناد و تکیه کرد. چگونگی مرگ کوروش کاملا مشخص نیست و مورخانی همچون کتسیاس، بروسوس، گزنفون، تروگ روایات مختلفی در مورد مرگ کوروش آورده‌اند. یکی دیگر از ادعاها و جعلیات پان‌ترک‌ها آرامگاهی منسوب به تهم‌رییش است. آن‌ها معتقداند که قبر وی در سوی شرقی مسجد کبود تبریز قرار دارد. در حالی که این یک جعل است و حقیقت ندارد. در سال ۲۰۰۴ میلادی، باستان‌شناسان قبری را در اطراف تبریز یافتند که جسدی با شمشیری به‌خاک سپرده شده‌بود. دانشمندان پس از تحقیقات DNA از جسد، دریافتند که جنازه متعلق به یک «زن» است، اما تا به‌حال هیچ تاریخ‌نگار یا باستان‌شناسی، ارتباطی میان هویت این جسد و تهم‌رییش، با ملکه ماساژت‌ها نیافته‌است.