طرفداری - در این مسئله که نقش تاکتیک ها و علی الخصوص تکنولوژی در فوتبال مدرن با توجه به پشرفت طبیعی دنیا، پررنگ تر شده است، هیچ شکی وجود ندارد. با این حال اما بسیاری از طرفداران عامیانه فوتبال به غلط معتقدند که در گذشته های دورتر مثلا در دهه 20 یا 30، تاکتیک ها چندان وجود خارجی نداشته اند. این تصور نه تنها اشتباه است بلکه اتفاقا در همان دهه های یاد شده تحولات و نقش های تاکتیکی گوناگونی به وجود آمده است که منشا تحولات آینده بوده است. برای پی بردن به این مساله نیاز به مطالعه جدی و تخصصی در حوزه تاریخی تاکتیک وجود دارد. یکی از برجسته ترین و جذاب ترین مسائل تاکتیکی که در اواسط دهه 20 و اوایل دهه 30 میلادی توجه بسیاری از علاقه مندان به فوتبال را به خود جلب کرد، تاکتیک و سیستم موسوم به «W-M» بود که بعدها منشا تحولات گسترده ای در فوتبال شد. در واقع تمامی تاکتیک هایی که امروز طرفداران فوتبال مدرن به آن می بالند و فخر می فروشند، همگی از گذشته سرچشمه گرفته اند که یکی از مهم ترینِ آن ها همین سیستم «W-M» محسوب می شود. گرچه جاناتان ویلسون پژوهشگر و تاکتیک نویس قهار دنیای فوتبال معتقد است که سیستم موسوم به «W-M» مدتی قبل از هربرت چپمن سرمربی مشهور انگلیسی نیز اختراع و مورد استفاده قرار گرفته، اما در حوزه تاکتیکی فوتبال از خودِ هربرت چپمن به عنوان مخترع و بنیان گذار «W-M» نهایی نام برده می شود. در هر صورت جدا از این چالش تاریخی که جاناتان ویلسون طی مقاله ای جنجالی در وبسایت گاردین مطرح کرده، اصلِ موضوع فوق العاده جذاب به نظر می رسد. سیستم «W-M» به اعتقاد بسیاری از پژوهشگران فوتبال توانسته تحولی عظیم در دهه 20 و 30 دنیای فوتبال ایجاد کند و تاثیر قابل توجهی نیز بر آینده آن داشته باشد. آرسنال با سیستم «W-M» توانست 4 بار فاتح جزیره شود و یک بار نیز اف ای کاپ را به خانه ببرد. «W-M» به علت چینش منحصر به فرد بازیکنان و تنوع خارق العاده ای که در بازی ایجاد می کرد، فوق  العاده کاربردی بود. هربرت چپمن فقید با به کار گیری این سیستم توانست  شکل و شمایل جذابی از بازی با 14 بازیکن را در زمین ارائه دهد. همین طور که در تصویر مشخص است، «W-M» به شکل 3-2-2-3 یا به اعتقاد بعضی دیگر از تاکتیک نویسان 1-2-2-2-3 در زمین اجرا می شد. همان طور که می بینید چینش خاص بازیکنان در زمین شکل و شمایلی از حروف انگلیسی W و M را پدیدار آورده است که به همین علت نیز این چینش با عنوان همین 2 حرف شناخته می شود. هربرت چپمن با قرار دادن 4 بازیکن در 2خط در میانه میدان، به لطف حضور همیشگی 3 بازیکن در خط حمله و همچنین خط دفاع، توانست تیمش را در فاز تهاجمی صاحب 7 بازیکن و در فاز تدافعی نیز صاحب 7 بازیکن کند و تعادلی الهام بخش به نقاط مختلف زمین تیمش ببخشد. بسیاری از تاکتیک نویسان به طور فانتزی معقدند که چپمن تواسته بود با این تعادل خیره کننده تیمش را در زمین مسابقه به جای 11 بازیکن، صاحب 14 بازیکن کند. تعادلِ خیره کننده «W-M» تیم را به طور یکسان در نقاط گوناگون زمین قرار داده بود و به اصطلاح بازیکنان را یکدست در مستطیل سبز «پخش» کرده بود. مهم ترین پستِ سیستم «W-M» که چپمن فقید نیز روی آن تاکید فوق العاده ویژه ای داشت،تک مدافع میانی تیم بود که در نقش «stopper» در سیستم قرار می گرفت و از مهم ترین مهره های سیستم محسوب می شد.

 

چندی پیش گروهی از دانشجویانِ پژوهشگر فوتبال مقاله ای را منتشر کردند و در آن به طور تخصصی و خیلی ریز به مقایسه سیستم  «W-M» با سیستم های رایج فعلی دنیا همچون 2-4-4 یا 1-3-2-4 پرداختند و نتیجه گیری کردند که «W-M» توانایی مقابله با این سیستم ها را روی کاغذ دارد. با این حال در انتهای مقاله تاکید شده بود که بازگشت به این سیستم در فوتبال مدرن امری بعید به نظر می رسد چرا که کمتر سرمربی حاضر است ریسک امتحان این مساله را قبول کند. «W-M» یکی ازسیستم ها و تاکتیک های بی شمار فوتبال در گذشته های دور است. همان گذشته هایی که بسیاری به اشتباه آن را فاقدِ تاکتیک آن چنانی می دانند و بازی کردن در آن زمان را امری ساده و ابتدایی تلقی می کنند. فوتبال پدیده ای است تاریخی که همچون پدیده های دیگر با توجه به اقتضای زمان های گوناگون، تغییر و تحولات زیادی در آن رخ داده است اما باید توجه داشت که همچون سایر پدیده ها، گذشتگان از مهم ترین ارکان پیشرفت در آینده بوده اند. دهه 20، دهه 30 و حتی دهه های قبل از آن نیز فوتبال شاهد تاکتیک های مختلفی بوده که در زمان خود فوق العاده ارزشمند بوده اند. هیچ دورانی از فوتبال را نمی توان با دوران دیگر مقایسه کرد و برچسب های تک کلمه ای به آن زد. مطالعه تخصصی در رابطه با تاریخ فوتبال، نه تنها تاکتیک -  بلکه در همه زمینه ها قطعا بهترین راه برای قضاوت خواهد بود.