شعرفوق العاده زیباو پر محتوای" پیغام ماهی ها" ازکتاب "حجم سبز"سهراب سپهری: رفته بودم سر حوض تا ببينم شايد عكس تنهايي خود را درآب ، آب در حوض نبود . ماهيان مي گفتند : (( هيچ تقصير درختان نيست )) ظهر دم كرده تابستان بود ، پسر روشن آب لب پاشويه نشست وعقاب خورشيد ، آمد او را به هوا برد كه برد . به درك راه نبرديم به اكسيژن آب . برق از پولك ما رفت كه رفت . ولي آن نور درشت ، عكس آن ميخك قرمز در آب كه اگر باد مي آمد دل او، پشت چين هاي تغافل ميزد ، چشم ما بود . روزني بود به اقرار بهشت . "تو اگر در تپش باغ خدا را ديدي ، همت كن و بگو ماهي ها ، حوضشان بي آب است ." باد مي رفت به سروقت چنار من به سروقت خدا مي رفتم .