راستش می‌خواستم این مطلب را بصورت خصوصی برای سرهنگ علیفر بفرستم ولی هر چه گشتم آدرسی، شماره‌ای، ایمیلی (با فرض اینکه سرهنگ به تکنولوژی‌های جدید اعتقاد داشته باشند) چیزی از ایشان پیدا نکردم. پس تصمیم گرفتم عمومی منتشرش کنم تا شاید شاید شاید به دست‌شان برسد. من چند سؤال از جناب علیفر دارم. سرهنگ! شما به عنوان یک بزرگتر امر گزارشگری (صرفاً از لحاظ سنی البته) به ما بگویید آیا هیچ متر و معیاری برای یک گزارشگر صدا و سیما وجود دارد؟ از خیر صدای گرم و خوب گذشتیم، هیچ نظارتی روی محتوای حرف‌هایی که نود و چند دقیقه مجبور به تحمل‌شان هستیم وجود دارد؟ یعنی صرفاً اگر کسی بتواند نود دقیقه فقط حرف بزند می‌تواند بیاید آنجا گزارشگر شود؟ تابحال شده بعد از یک گزارش، ناظری سرپرستی کسی بیاید و به شمای نوعی بگوید چیزهایی که گفتید بیننده‌های ما را آزار داد؟ تابحال خودتان پشت میکروفون به اعصاب کسی که دارد بازی را نگاه می‌کند فکر کرده‌اید؟ جناب علیفر دیروز زحمت گزارش بازی لیورپول و استوک گردن شما بود. یادتان هست نیمه‌ی اول بازی چه حرف‌هایی زدید؟ یکسره غر و ناله از دست فوتبال ایستا، بازی کند و آلوده شدن فوتبال. اصلا فکر نکردید اگر بازی چنگی به دل نمی‌زند (که با توجه به اینکه اولین بازی فصل بود و دو تیم تغییرات زیادی داشتند خیلی هم دور از ذهن نبود) وظیفه‌ی شماست که کاری کنید تا بیننده پای تلویزیون بنشیند و دستش به سمت دکمه‌ی MUTE نرود؟ سرهنگ دیروز اولین بازی لیگ لیورپول بدون جرارد بعد از چندین سال بود. می‌دانید می‌توانستید به جای اینکه کل بازی را با نق زدن‌هایتان روی اعصاب طرفدارانش بروید، چقدر از این موضوع برای جذب بیننده استفاده کنید؟ شما اینقدر گفتید که فوتبال امروز کند، محافظه‌کارانه و کسل‌کننده شده که یک لحظه به خودمان و فوتبال‌هایی که همین یکی دو سال اخیر دیدیم شک کردیم. بعد فهمیدیم احتمالاً شما فوتبال زیاد نمی‌بینید وگرنه چطور یادتان نمی‌آید بطور مثال پارسال توی همین انگلیس بازی‌های اورتون - چلسی، تاتنهام - چلسی، یونایتد- لستر یا چلسی – بردفورد چقدر جذاب و پر گل بود؟ خیلی راحت می‌شود چندین برابرِ همین‌ها مثال بازی‌های جذاب و پُر گل کشورها و لیگ‌های مختلف توی همین یکی دو سال اخیر آورد. خلاصه که جناب سرهنگ علیفر، صد بار شاید هم هزار بار توی سایت‌ها و روزنامه‌ها به جدی و شوخی به شما گفته‌اند ولی تاثیر نداشته. یک بار دیگر می‌گوییم شاید شاید شاید در شما و همکاران‌تان اثر کرد: آن میکروفونی که جلوی روی شما می‌گذارند مسئولیت دارد، باور کنید. باور کنید مردم وظیفه ندارند بنشینند و غرغرهای حوصله‌سر‌بر شما را بشنوند. خیلی سخت نیست یک لحظه به اعصاب بیننده‌ها فکر کنید. به امید روزی که شما رویه‌ی گزارشگری‌تان را عوض کنید. ولی علی‌الحساب فعلا تا صدای شما را روی بازی شنیدیم داد می‌زنیم که: این کنترل تلویزیون کو؟