
دودکش برنده؛ برای بزرگترین شخصیت تاریخ فوتبال اتریش…
۷۰۶ بازدیدجمعه ۲۳ مرداد ۱۳۹۴ - ۱۸:۳۷
این مطلب توسط کاربران طرفداری ارسال شده است و دیدگاه طرفداری نیست.
جلوی نیمکت تیم از مه و ابر و دود سیگار پوشیده شده بود. نیمه دوم وقت های اضافه و اوج هیجان و نبرد. سلتیک اگرچه در ابتدا پیش افتاده بود اما 2 دقیقه بعد ایزریل برای فاینورد نتیجه را برگردانده بود. یکی از بازیکنان به کنار مربی رفت؛ ” برنامه ات چیست مربی؟ زانوی بازیکن ها می لرزد!” جواب قاطع و مشخص بود؛ ” من مربی ام مرد، این تیم کاری می کند که من بگویم و من به آن ها گفته ام قهرمان می شوید. حرفم را گوش نکنند تا 3 سال عذابشان می دهم!” 2 دقیقه بعد “اووه کیندوال” دروازه را گشود تا فاینورد قهرمان اروپا لقب گیرد، 4 دقیقه بعد وقتی داور سوت پایان را به صدا در آورد و تیم هلندی مشغول خوشحالی بود، به بازیکنانش پیوست. ” آخرین باری باشد که وقتی می گویم برنده شوید، 116 دقیقه حرفم را کنار می گذارید!”
ما هم “هاپل” را داریم!
دوران فوتبال او افتخار آمیز است، هرچند شاید قابل مقایسه با دوران مربی گریش نباشد. 5 قهرمانی لیگ و سومی جام جهانی برای یک بازیکن فوتبال آمار بدی نیست. سال 1962 که بر روی نیمکت ” آدو دن هاگ” نشست، شروع کرد به ساختن و نسلی که او پرورش داد، هر 2 جام رسمی تاریخ باشگاه را به ارمغان آورد. یکی را خودش و دومی را بوسکو. در سال هایی که آژاکس با میشل در هلند یکه تازی می کرد، یک جام حذفی را از چنگشان بیرون آورد. وقتی “بن پیترز” پس از قهرمانی لیگ با فاینورد کنار رفت، هواداران فاینورد می گفتند: ” آن ها ( آژاکس) میشل را دارند، ما پیترز را نداریم!” در همان وقت مدیریت بیانه ای داد تنها با یک جمله: “ما هم هاپل را داریم.”
و با هاپل بود که فاینورد به اوج افتخار رسید. قهرمانی در اروپا و جام بین قاره ای. بیرون کشیدن لیگ از چنگال آژاکسی ها و در نهایت ارائه متدی از فوتبال، چیزی که میشل در مورد آن می گفت: ” این لعنتی زودتر از من به آن رسید!” تبلوری از 4.3.3 که با آن نوع نوینی از فوتبال را به نمایش می گذاشت!
دوران او در فاینورد به اتمام رسید. پس از توقفی کوتاه در سویل اسپانیا امپراتوری کوچکی در بروژ بلژیک به راه انداخت و شاید اگر نابغه دیگری همچون لاتک در “بروسیا مونشن گلادباخ” نبود، برای باشگاه بلژیکی هم یک قهرمانی اروپا به ارمغان می آورد. فراتر از بازی ها و نتیجه ها، این تیم او و فوتبال او بود که به دل می نشست. 4.3.3 مستحکم و پویا و به دور از هر گونه اضافه کاری. تاکتیک و آنتی تاکتیک را با تلفیق می نمود و اثر هنری خود را به روی مستطیل سبز نمایش می داد.
پیوستنش به هامبورگ باعث ترک عادت نشد! کنار زدن امپراتوری بایرن و مونشن گلادباخ کار راحتی بود و این بار با بازیکنی در قد و قامت فیلیکس ماگات، حتی قهرمانی اروپا هم در دسترس بود. فیلیکس ماگات در این رابطه می گوید: ” همه بازیکنان هیجان زده بودند! بازی با یونتوس، تیمی که شیره آ، تاردلی، روسی و بهترین بازیکن جهان میشل پلاتینی را در ترکیب خود داشت. ما با هر بازیکنی به نحوی کنار می آمدیم ولی حتی لحظه ای نمی توانستیم از تصور بازی مقابل پلاتینی فرار کنیم. برای 2 روز، تمام تمرینمان صحبت از پلاتینی بود. بالاخره من طاقتم تمام شد و پیش او رفتم. به او گفتم: “مربی، برای پلاتینی باید چکار کنیم؟ تنها دو روز به بازی مانده.” واکنشش عصبیم کرد. با پوزخند گفت پلاتینی؟ سیگارش را روشن کرد و تمرین بازیکنان را تماشا کرد. دو روز بعد، ما قهرمان شدیم و کسی اثری از پلاتینی در زمین بازی ندید! آنها پلاتینی را داشتند؟ ما هم هاپل را داریم!”
آقای مربی
سوپر گل دقیقه 9 ماگات کافی بود تا هاپل، تبدیل به اولین مربی تاریخ شود که با دو تیم مختلف قهرمانی اروپا را جشن می گیرد. قبل تر از آن، یک قدم نهایی را برای جاودانه شدن کم آورده بود. زمانی که رابی رنسنبرینک به یاد 4 سال قبل که تک به تک های پیاپی را به سپ مایر افسانه ای می کوبید، این بار تیرک دروازه را نشانه رفت و همانطور که دست نسل طلایی هلند را از جام جهانی کوتاه کرد، دست دو تن از برترین مربی های تاریخ فوتبال را نیز از کسب مدال طلای این جام برید. هاپل اما فراتر از این جام بود. یک مربی از جنسی که انگلیسی ها به آن ها می گویند “boss”. مقتدر، کم حرف، عملگرا و در عین حال پایبند به بازی زیبا و صد البته کسب قهرمانی! معروف به سیگار کشیدن چنانکه در یکی از بازی های ” اف سی سواروسکی” یک بسته سیگار را تمام و کمال مصرف کرد. دانش تاکتیکی او در مربی گری چنان برتر بود که احتمالا آریگو ساکی تنها شخصیت تاریخ باشد که بتواند از این زاویه با او رقابت کند. رساندن تیم هایی همچون بروژ بلژیک، فاینورد و هامبورگ به نسل طلایی خود مطمئنا اتفاقی تصادفی نیست و هرگز نمی توان سهم او را در پرورش دادن تیم هایی که با آن ها نتیجه گرفت نادیده انگاشت.
پایان خط…
سیگار، حرص، داد و فریاد و فوتبال عاقبت هاپل را به پایان خط رساند. در سن 66 سالگی، اولین مربی قهرمان 4 لیگ برتر اروپا در مبارزه با سرطان شش، از معدود شکست های دورانش را تحمل کرد و به سرای باقی شتافت. 4 روز بعد در یک دیدار دوستانه، اتریش به مصاف آلمان رفت و کلاه هاپل، بر روی نیمکت تیم تا پایان بازی گذاشته شده بود.
جانی رپ، وینگر هلند و آژاکس در دهه 70 می گوید: ” ما با میشل و کرایف کار کرده بودیم و یاد گرفته بودیم فقط صحبت های این دو را در زمین گوش دهیم! هاپل تنها کسی بود که بعد ها آمد و ما را متقاعد کرد که صحبت های او را گوش دهیم، به او احترام بگذاریم و جانمان را به پای دستوراتش بگذاریم.”


