بارها پيش اومده انريكه به خاطر استراحت دادن به بازيكناي اصلي، از بازيكناي ذخيره و يا به اصطلاح تيم دوم استفاده كرده. شكي نيست ميدون دادن به بازيكناي جوون و كم تجربه از خصوصيات مربي هاي بزرگه و تعادل فوتبالي بين نيمكت و تيم اصلي ايجاد ميكنه. البته در مورد بازيكناي ذخيره و اصلي مطلب ديگه اي هم هست كه در ادامه بهش اشاره مي كنم.
اما وقتي پاي جام در ميونه، قواعد مربيگري روبروي تيمي كه فيزيكي بازي ميكنه و هميشه امتياز گرفتن ازش سخته، تغيير ميكنه.
وقتي تيم با تركيبي از بازيكناي اصلي و ذخيره بازي ميكنه، بازيكناي اصلي بايد ضمن اينكه وظايف خودشون رو به نحو احسن انجام بدن، ضعف بازيكناي ذخيره رو هم پوشش بدن. خوب به راحتي ميشه تصور كرد با اين شرايط كيفيت بازي به چه ترتريب خواهد بود. چند پيامد اين وضعيت به اين شرحه:
1-تقسيم وظايف تاكتيكي به درستي انجام نميشه و بازيكناي اصلي توي تركيب به مراتب خسته تر از روال معمول ميشن.
2-بازيكناي ذخيره بجاي كسب تجربه، سرخورده و از نظر رواني شكست پذير ميشن.
3-واهمه هاي كاذب تيم حريف از بين ميره و به اصطلاح حريف شاخ ميشه (مثه رويارويي اتلتيكو و رئال؛ در حاليكه اتلتيكو به مراتب ضعيف تر از رئاله ولي هميشه براشون دردسر سازه)
4-خوب ميرسيم به جايي كه مربي يادش ميوفته بايد سه بازيكن اصلي رو بفرسته تو زمين، حالا ديگه حريف روحيه گرفته، انسجام تيمي ازهم گسيخته شده و تمركز تاكتيكي وجود نداره. پس تعويض ها هم كارساز نيست. بنابراين تركيب اصلي هم حس سرخوردگي پيدا ميكنه و به همون اندازه حريف جسور ميشه...
در حاليكه تو بازي هاي حساس وقتي تيم اصلي بازي ميكنه با تيم اصلي تقسيم وظايف به درستي انجام ميشه و خستگي بصورت منطقي تري بين تمام بازيكنا توزيع ميشه.
ديشب آقاي انريكه بجاي اينكه از اول تركيب ذخيره رو بازي بده، ميتونست با تركيب اصلي بازي كنه و اگه نتيجه دلخواه بدست ميومد كم كم دست به تعويض و به جوون ترا ميدون بده. تيم اصلي تاكتيك رو به حريف ديكته ميكرد،اونا رو خسته مي كرد، و فضا براي حضور كم تجربه ها مناسب تر مي شد.
اما نكته اي كه اول مي خواستم بهش اشاره كنم، اختلاف كيفيت و سطح بازيكناي اصلي و نيمكت بارساست. به قول معروف همه بارسايي هستن اما اين كجا و آن كجا؟ استفاده از بازيكناي نيمكت منطق و درسته. اما آيا اختلاف بين ژاوي و روبرتو قابل اندازه گيريه؟ اختلاف بين پيكه و بارترا چطور؟ آيا واقعاً كيفيت رافينيا در حد بارساست؟
در مورد اختلاف سطح نيمكت و بازيكناي اصلي به همين قدر بسنده مي كنم كه وقتي تيم ذخيره بازي ميكنه، برد و كسب سه امتياز تبديل به رؤيا ميشه.
بايد پذيرفت كه چند سال اخير لاماسيا محصول باكيفيتي ارائه نداده و همه مسئولين در خواب خرگوشي و لذت درخشش تيم فعلي به سر مي برن. لاماسيا يك اتفاق متعاليه. اما وقتي محصولي نداره بايد چاره انديشه كرد:
اول اينكه چرا بدون محصوله كه بايد برنامه ريزي بلند مدت و مديريت كرد.
دوم اينكه چكار بايد كرد؟ كه در اين موقع بايد استعداد يابي كرد و بدون تعارف از محصولات ساير باشگاه ها بهره گيري كرد.