فقط باید پویول باشی تا یک ایالت،بلکه یک ملت بتواندد رویت حساب باز کنند... فقط باید کاپیتان پویول باشی تا در ال کلاسیمو از قلب دفع جلو بکشی تا روی یک کرنر تیم خود را به بازی برگردانی... فقط می توانی پویول باشی تا بعد از نزدیک به 40 مصدومیت مختلف در همه بدن خودت هر بار زودتر و قدرتمند تر از قبل به مستطیل سبز برگردی. فقط باید پویول باشی تا بعنوان یک مدافع آخر در نیمه نهایی جام جهانی با یک ضربه آلمانی های مغرور قدرتمند را حسرت به دل بگذاری... فقط باید کاپیتان پویول باشی تا بعد از اینکه در ال کلاسیکو یک جوان خام با وقاحت و بی شرمی تمام به صورتت سیلی می زند در بازی بعدی تیم ملی برادرانه و مثل یک بزرگتر او را در اغوشت بگیری. فقط می توانی پویول باشی و با وجود نیمکت نشینی در تیمت پیشنهاد هنگفت منچستر سیتی را قاطعانه رد کنی و قراردادت را تمدید... فقط باید کاپیتان کارلوس باشی تا یک فصل بدون دستمزد برای تیمت بازی کنی... فقط می توانی پویول باشی تا بعد از برگشتن از یک مصدومیت طولانی و بدون توجه به بازی بعدی که ال کلاسیکو هست چنان با شور و شوق به هوا بپری که در برگشت آرنج دستت برگردد. فقط باید اسمت پویول باشد تا مهم ترین جام زندگیت را در حمایت از یک دوست به او بسپاری و بازوبندت را هم به بازوی او ببندی... آری فقط باید کاپیتان پویول باشی تا برای تقدیس و ستایش از تو نیازی به هیچ افسانه پردازی و نوستالژی گرایی نباشد. به مناسبت بازگشت کاپیتان پویول.شجاع دل فوتبال...