روزی جمعی از مریدان به محضر شیخ ما شرفیاب گشتند از برای اعتراض و مخالفت به جدول پخش و همچنین گزارشگرهای غیر حرفه ای سازمان صداوسیما(لعنت ا... علیه).یکی از مریدان گفت: یا شیخ شکوایه ای داریم از سازمان صدا و سیما شیخ بفرمود:بگو ببینم. مرید گفت: یا شیخ، چندی است که که گزارش های گزارشگر های شبکه های سه و ورزش ما می آزارد ما هریک طرفدار تیمی به خصوص هستیم یکی از ما طرفدار من یو است یکی من سیتی دیگری بایرن مونیخ و آن یکی رئال. ولی این گزارشگر ها جوری تمام بازی هارا گزارش میکنند که گویی تمام مردم دنیا چونان آنها طرفدار بارسا می باشند. در میانه ی بازی بایرن و ولفسبورگ از آخرین اخبار باشگاه بارسا میگویند در خلال بازی من یو و من سیتی از چگونگی شکل گیری مکتب لاماسیا سخن میرانند، در جریان بازی چلسی و آرسنال از مربی فقید بارسا یاد میکنند. در جریان بازی پرسپولیس و استقلال یادآور میشوند که هفته ی آینده بارسا با فلان تیم بازی دارد ، میترسیم کار به جایی برسد که در زمان پخش مسابقات شیرجه نیز از سوارز و نیمار به عنوان بهترین شیرجه رو های تاریخ نام ببرند. بهتر است از سخنان گهربارشان مانند امان از دفاع چهار نفره یا کسی که لیزر می اندازد قطعاً داخل استادیوم است بگذریم. اما کار به همینجا نیز ختم نشد اینان ما را تا پاسی از شب بیدار نگاه داشته اند لکن بازی را نشان نداده اند که هیچ، به ریشمان نیز خندیدند. یا شیخ چاره ای در کار کن که سخت حیرانیم. شیخ ما قدری ریش مبارک را خاراند و اندیشید و گفت: ای مریدان پفیوز صفت، ای مجسمه های بلاهت. آیا سالهاست چنین ظلم هایی به شما روا میشود و بدان میخندید؟ وای بر شما که کشتنتان نیز اسراف است بیایید که چاره ی کار شما پیش من است ، این تلفن شخصی است که ریسیور و دیش میفروشد با خدمات پس از فروش و بدون قطعی از او خرید کنید و ست تاپ باکس هایتان را جملگی در آتش بسوزانید که شما از قوم زیانکارانید و زین پس با خیال راحت بازی های تیم محبوبتان را با کیفیت اولترا اچ دی به نظاره بنشینید. مریدان که این بشنیدند فی الفور خشتک هایشان را دریدند و با خشتک های پاره به خریداری لوازم ماهواره شتافتند و این از کرامات شیخ ما بود.