روزی یکی از مریدان دوان دوان و هراسان نزد شیخ ما آمد و گفت یا شیخ مطلبی دست به دست در فضای مجازی پخش گشته است که مرا سخت حیران و سرگشته نموده و من از زمان شنیدنش مفتون و دل آزرده گشته ام . عده ای گویند که که در تاریخ 5 شهریور واقعه ی شق القمر دیگر بار اتفاق می افتد و آنچه در تاریخ به ما به عنوان معجزه ی پیامبر گفته اند واقعه ی علمی بیش نبوده. اینان می گویند که در این روز در ساعت 00:30 مریخ به فاصله ی 634 مایلی نسبت به زمین میرسد و اینگونه به نظر می آید که دو ماه در آسمان وجود دارد. شیخ ما قدری خود را جنباند و به افق خیره گشت و به مرید گفت برو و وینچستر مرا از داخل گنجه بیاور. مرید چون کرد. شیخ ما وینچستر را مسلح نموده و مغز مرید مفلوک را نشانه گرفت و گفت قبل از رنگ آ»یزی دیوار خانه ام با مغز سرت میخواهم بدانی که قضیه از چه قرار است: اگر مریخ به چنین فاصله ای نسبت به زمین برسد مسلماً به زمین برخورد خواهد کرد از طرفی نزدیک ترین فاصله ی ثبت شده ی مریخ با زمین 55785006 گیلومتر بوده است که 50000 برابر آن چیزی است که تو میگویی پس به من حق بده که سر خالی ات را با این وینچستر متلاشی نمایم . مرید که به تهی مغز بودن خویش پی برده بود دچار یاس فلسفی گشت اما از شیخ خواست که برای آخرین بار خشتک خویش را بدرد شیخ خواسته اش را اجابت کرد اما مرید که انگار دو واحد درس غیب شدن در محضر استاد آشیخ کاپرفیلد گذرانده. در طرفۀ العینی غیب گشته و جان از آن مهلکه به در برد. شیخ ما نیز به تمام مریدان دستور اکید داد که همگی باید درس نجوم را به عنوان درسی تخصصی از سر بگذرانند واین از کرامات شیخ ما بود.