روزی جمعی از مریدان شیخ را دیدن سر در اچ تی سی ام ناین خود فرو برده و آنچنان از زمین و زمان بیخود گشته که حتی اگر در همان سر از تن مبارکش جدا مینمودی هیچ متوجه نبود واین از دقت شیخ ما در انجام کاری بود. باری مریدی از جمع گفت: یا شیخ از برای چه اینگونه سر در ماس ماسک خود فرو بردی و هیچ به مریدانت توجه ننمایی؟ آیا تو نیز چونان عوام سرگرم مادیات گشته ای و تکنولوژی تورا نیز فریفته است؟ شیخ سرش را از گوشی اش برداشت و گفت: شات آپ فاک آپ بیچ. لختی درنگ کن این قسمت را تمام کنم بعد جوابت را خواهم داد. مرید که فهمید چون شیخ از کار فارغ شود عفت وی را از میان خواهد برد.خشتک خودرا درید و به دیار قزوین شتافت تا لااقل در آنجا از دست شیخ در امان باشد اما در آنجا عده ای جوان...(دسترسی به تارنمای فراخوانده شده مقدور نمیباشد) شیخ چون کارش تمام گشت رو به مریدان نمود و گفت: ای مریدان تهی عقل و سفیه من امروز میخواهم شما را با چیزی آشنا کنم که سالها از تولید آن میگذرد لکن کسی در این بلاد از آن اطلاعی ندارد. چیزی که در دنیا سودآور تر از صنعت نفت بوده و جذابیت زیادی برای خیلی ها دارد. مریدان جملگی انگشت حیرت در مقعد خود فرو برده و گفتند یا شیخ بازگشای این راز را که چیست آنکه از نفت نیز با ارزش تر است. شیخ گفت: کمیک. مریدان گفتند: کمیک؟ شیخ گفت : شیر خر. آیا تاکنون این اسم به گوشتان نخورده است؟ یکی از مریدان گفت: آری یا شیخ من اورا می شناسم وی هافبک تیم منچستر است. شیخ که این سطح از دانش مرید را بدید وی را به زمین افکند و اورا به سی سه روش سامورایی و پنجاه و چهار روش کالیگولایی نمود و چون فراغ گشت گفت :ای مجسمه های بلاهت کمیک نام فرنگی داستان ها و قصه هایی است که به صوت مصور نقل می شوند. مریدان گفتند: یا شیخ ماکه در این خانگاه به جز درآمدی برای خوراک و پوشاک چیزی نداریم چگونه میتوانیم برویم و کتاب بخریم. شیخ گفت: آیا نمیدانید در ایران زندگی میکنید و در این کشور میتوانی هر نرم افزار و کتاب و فیلمی را بدون رعایت حق ناشر دانلود کرده استفاده کنید؟ حال بروید به سایت http://ariacomic.com/ و هر کمیکی که باب میلتان است را دانلود نمایید. مریدان چون این بشنیدند جملگی خشتک هایشان را پاره نموده گوشی و تبلت هایشان را بیرون بیاوردند و به سایت کانکت شدند و آنقد ر کمیک خواندن که کمیک دانشان از سی و سه نقطه به فاک رفت. و این از کرامات شیخ ما بود.