درد این پرسپولیس نه داور است و نه به قول دوستان دست های پشت پرده... درد این پرسپولیس دو سه سالی ست که روح ما را آزرده می سازد.ما که تیممان را با باقری ها پیروانی ها کریمی ها رهبری فردها انصاریان ها و ده ها پرسپولیسی با غیرت دیگر میشناختیم و به عشق آن ها بازی ها را تماشا میکردیم حالا دیگر دلمان نمی آید بازوبند نازنینی که کریم بر بازو می بست بر بازوی کفشگری و امثال او ببینیم. درد ما از بی بزرگی ست.تیم ما بزرگ ندارد.پرسپولیسی ندارد. درد ما این است:مکانی در حالی که یک سال هم از ورودش به پرسپولیس نگذشته است برای استقلالی ها کری می خواند و عصبانیت کاذبش را سر گزارشگر نود خالی می کند.دروازه بانی که در 30 مسابقه ای که در درون دروازه ی پرسپولیس بزرگ قرار گرفته است 35 گل دریافت کرده است.آن هم چه گل هایی....او تنها دروازه بان پرسپولیس است که تعداد گل های خورده اش بیشتر از تعداد بازی هایش است.(بین دروازه بانانی که بیش از 20 بازی برای پرسپولیس انجام داده اند) ما نمی توانیم بازیکنانی را تاب بیاوریم که اگر استقلال ریالی بیشتر به آن ها بپردازد دریغ نمیکنند و شتابان می روند. ما نمی توانیم پرسپولیس را بدون اسطوره هایش تصور کنیم. ما نمی توانیم از پرسپولیسِ بی پرسپولیسی لذت ببریم. پرسپولیسی ها به داد پرسپولیس بزرگ برسید. ما پرسپولیس واقعی را می خواهیم. ما بازیکن متعصب می خواهیم. ما دل شکسته ایم...