جین کلی را همه با فرد آستر مقایسه میکنند تا بگویند که دو رقصنده بزرگ تاریخ سینما چقدر با هم فرق دارند. فرد آستر با آرایش فکلی : کت فراک ، پیراهن پرچین و پاپیون ، کلاه سیلندر و کفش براق، یک "جنتلمن" متین و برازنده است که بیشک رگ و ریشه اشرافی دارد. اما جین کلی با کلاه کپی و لباس ساده کارگری ، تی شرت و جین ، تنها میتواند نسب کارگری داشته باشد: آهنگری، نجاری، بنایی یا در همین مایهها!
منش و رفتار آنها هم از زمین تا آسمان متفاوت است: فرد آستر با اندام ظریف و قلمی، حرکات موزون و باوقار یک آْقای محترم است، درحالیکه جین کلی خیلی وقتها زمخت و نخراشیده است و چندان در بند آداب معاشرت نیست. در جایی گفته است: «توی فیلم نمیخواستم مثل پولدارها باشم. میخواستم با شلوار جین برقصم. دلم میخواست مثل مردم کوچه و بازار باشم.»
دو رقصنده بزرگ دوران طلایی هالیوود تنها یک بار کنار هم قرار گرفتند: در فیلم "عجایب زیگفلد"، فیلمی که کمپانی متروگلدوین مایر در سال ۱۹۴۶ تمام ستارههای دنیای رقص و شو را در آن گرد آورده بود. آن دوران پرزرق و برق دیری است که به تاریخ پیوسته است. دو ماه پیش ۲۵ سال از مرگ فرد آستر گذشت، و جین کلی اگر زنده بود، همین روزها صد و سه ساله میشد.
* از ورزش تا رقص :
جین کلی در ۲۳ اوت سال ۱۹۱۲ یعنی درست صد و سه سال پیش در خانوادهای ساده، پرجمعیت و بافرهنگ در پیتسبورگ به دنیا آمد. از کودکی بازیگوش بود. عاشق بیس بال بود و دوست داشت در بزرگی ورزشکار شود. مادرش که زنی دانا و فرهیخته بود، او را به زور کشانکشان با خود به آموزشگاه رقص میبرد.
جین کلی بعدها در سینما ورزش و رقص را با هم پیوند داد. در برابر رقص ظریف و آکروباتیک فرد آستر، او با تکیه بر تواناییها و قابلیتهای اندام ورزیده خود، سبکی پرتحرک آفرید که در آن چابکی و ورزیدگی رقصنده نقشی بنیادی داشت.
جین کلی اندکی دیر و در سی سالگی به روی صحنه رفت اما زود درخشید. چیزی نگذشت که مثل همه هنرمندان موفق روزگار، راه خود را از صحنه برادوی (نیویورک) به سوی هالیوود باز کرد. اولین فیلم او در سال ۱۹۴۲ به روی پرده رفت: در فیلم "برای من و دلبرم" به کارگردانی بازبی برکلی با یکی از برجستهترین ستارگان رقصنده همبازی شد: جودی گارلند.
جین کلی، برخلاف فرد آستر که همیشه جینجر راجرز را کنار خود داشت، در رقص پای ثابتی نداشت. او میتوانست با هر زنی برقصد: ریتا هیورث، سید چریس، مریلین مونرو و... و به تنهایی هم بسیار میرقصید، یا تنها با سایه یا شبیه خودش یا حتی با فیگور کارتونی میکی ماوس.
*رقص در باران :
ذوق و آفرینش هنری جین کلی در طراحی رقص و اجرای آن در اواخر دهه ۱۹۴۰ و بیشتر در همکاری با استنلی دانن شکوفا شد. اولین فیلم موزیکال آنها "در شهر" بود که در سال ۱۹۴۹ به روی اکران رفت و محبوبیت زیادی پیدا کرد.
جین کلی که رقصهای فیلم را طراحی کرده بود، نشان داد که تنها در فرم نوجو نیست، بلکه در درونمایه رقص به دنبال ایدههایی تازه و بدیع است. او به ویژه در کارهایی که در آنها آزادی بیشتری داشت، فضایی خلق کرد که سینمای موزیکال را از ریشه متحول ساخت.
او به الهام از دستاوردهای هنر مدرن، کوشید رقص را به زندگی روزمره، کار و بار مردم عادی که در آن لحظات تلخ و شیرین، شادی و اندوه توأم است، نزدیک کند. تلاش کرد صحنههای زندگی واقعی را با آدمها و فضاهای آشنای آن، به دنیای رویایی سینمای موزیکال وارد کند. او این سینما را با هویت و اعتباری تازه به هنردوستان معرفی کرد.
نام جین کلی به ویژه با فیلم "یک امریکایی در پاریس" محصول ۱۹۵۱ به سر زبانها افتاد. فیلم بر پایه بالهای مشهور از جورج گرشوین، آهنگساز نامی امریکا، ساخته شد و کارگردانی آن را وینسنت مینهلی، به عهده داشت. جین کلی علاوه بر بازی و رقص، طراحی رقصهای فیلم را انجام داد. فیلم با اقبال زیادی روبرو شد و به شش جایزه اسکار دست یافت.
اوج موفقیت جین کلی در سال ۱۹۵۲ و با فیلم "آواز در باران" بود، که بسیاری آن را بهترین فیلم موزیکال تاریخ سینما میدانند. در لیستی که به تازگی مجله "سایت اند ساوند" از صد فیلم برتر تاریخ سینما منتشر کرد، فیلم "آواز در باران" در مقام بیستم قرار گرفته است. در این فیلم همه چیز در حد کمال است: رقصهای جذاب تک نفره و گروهی، موسیقی شاد، فیلمبرداری رنگی با نورهای درخشان و شاداب، افکتهای ماهرانه و...
صحنه رقص جین کلی از هیجانانگیزترین لحظات سینمای کلاسیک شناخته میشود. او دست افشان و پای کوبان زیر رگبار میرقصد، آواز میخواند و مثل بچهها آببازی میکند. فرد آستر هم بارها با چتر و زیر باران رقصیده بود، اما رقص شورانگیز و پرهیاهوی جین کلی در این فیلم چیز دیگری است.
جین کلی که برای فرد آستر احترام فراوان قائل بود، یک بار در مصاحبهای گفت: "اگر فرد آستر رقاص بورژواها باشد، باید قبول کنیم که من رقصنده پرولتاریا هستم.»
*به جرم رقصیدن :
در سالهای پس از جنگ جهانی دوم و دوران تسلط مککارتیسم که مأموران اف بی آی به "شکار جادوگران" سرگرم بودند و برای هنرمندان و روشنفکران برجسته امریکا پاپوش میدوختند، جین کلی هم با "کمیته تحقیق درباره فعالیتهای ضدامریکایی" سروکار پیدا کرد.
روایت کردهاند که او در پاسخ به بازجویان گفته بود: "اگر رقصیدن جرم باشد من تبهکار بزرگی هستم."
در زمانی که نام جین کلی در "لیست سیاه" قرار گرفته بود، متروگلدوین مایر او را برای کارگردانی سه فیلم به اروپا فرستاد، که مهمترین آنها "دعوت به رقص" (۱۹۵۶) بود. جین کلی در این فیلم بسیاری از عناصر باله مدرن را به فیلم موزیکال وارد کرده است. فیلم جایزه بزرگ جشنواره سینمایی برلین (خرس طلایی) را از آن خود ساخت.
در پایان دهه ۱۹۵۰ دوران طلایی سینمای موزیکال رو به افول گذاشت و این درست با کاهش نیروی جسمی جین کلی همراه شد که دیگر برای رقصهای نفسگیر آماده نبود.
فیلم "دخترها" (۱۹۵۷) ساخته جورج کیوکر، یکی از آخرین موزیکالهای جذابی بود که جین کلی در آن آواز خواند و رقصید. از آن پس او به عنوان بازیگر و کارگردان در چندین فیلم کمدی شرکت کرد.
فیلم کمدی موزیکال "سلام دالی" (۱۹۶۰) با هنرنمایی باربرا استرایسند و والتر ماتیو یکی از آخرین کارهای برجسته جین کلی در مقام کارگردان بود. از آن پس او در نقشهای کماهمیت، بیشتر در سریالها و شوهای تلویزیونی ظاهر شد.
جین کلی دوم فوریه ۱۹۹۶ در ۸۳ سالگی در بورلی هیلز (هالیوود) درگذشت.