شهاب احمدی / طرفداری 1- این ژست <روشن فکر نمایی> مشخص نیست که چه زمانی قصد دارد دست از سر ما ایرانی ها بر دارد. گویی انگار ما ملتی هستیم که ذره بین به دست همیشه دنبال سوژه ای می گردیم که با چنگ زدن و پرداختن به آن به عالم و آدم ثابت کنیم که نگاه کنید؛ من روشن فکر هستم!! برنامه 90 و عادل فردوسی پور همیشه سوژه جالبی برای رسانه ها بوده اند اما این بار این برنامه و مجری شهیرش به سوژه ای خوب برای دوستانی تبدیل شده اند که عاشق این هستند که به همه نشان دهند که روشن فکر تشریف دارند!! برای این دوستان فرقی نمی کند که موضوع چیست یا اینکه اصلا مطلب از چه قرار است؛ این دوستان تنها چیزی که برایشان اهمیت دارد ابداع کردن متد ها و تز های جدید است تا ثابت کنند که روشن فکر هستند. شاید یکی از مهم ترین مشکلات ما ایرانی ها در تمامی حوزه ها اعم از فرهنگ؛ سیاست و مسائل اجتماعی نیز همین موضوع باشد؛ اینکه عاشق این هستیم که به همه ثابت کنیم روشن فکر هستیم؛ اینکه به همه ثابت کنیم که ببینید من بر خلاف جهت جریان آب شنا می کنم پس روشن فکر هستم!!! پز روشن فکری آفتی است که سال هاست به جان ما افتاده است... 2- وظیفه ی هر رسانه ای پرداختن به تمامی مسائلی است که در حوزه ی تخصصی خودش اتفاق می افتد. رسانه های ورزشی و علی الخصوص فوتبالی هم از این قاعده مستثنی نیستند. رسانه های فوتبالی هر کشوری آیینه ی تمام نمای فوتبال آن کشور هستند. بعید است رسانه هایی کامل تر از اسکای های کشورهای ایتالیا؛ انگلستان و آلمان در دنیا پیدا کنیم. با بررسی برنامه های فوتبالی هفتگی این رسانه ها به خوبی می توان به هر آنچه که در فوتبال این کشورها می گذرد دست یافت. هیچ مسئله و اتفاقی نیست که از دید برنامه های این رسانه ها پنهان بماند. حاشیه؛ متن هر آن چه که باشد به طور مفصل پوشش داده می شود. دیگر معتبر تر از الجزیره اسپورت جایی سراغ دارید؟! هر هفته و در برنامه های مخصوص لیگ برتر انگلستان حتی از کوچک ترین مسئله ای چه حاشیه و چه مسائل فنی غفلت نمی شود. وظیفه ی رسانه پوشش دادن همه ی آن چیزی است که در حوزه ی تخصصی اش اتفاق می افتد؛ خواه این مسئله زیبا باشد؛ خواه رشت و ناپسند... 3- برنامه ی 90 هم آیینه ی تمام نمای فوتبال ماست.اینکه هر هفته در برنامه 90 به جای مسائل فنی؛  حاشیه می بینید و فساد و دعوا؛ این تقصیر عادل فردوسی پور نیست؛ تقصیر فوتبال بیماری است که همه در آن گرسنه وار دنبال  نابود کردن یکدیگر هستند.شعار های <90 باید در فوتبال ما فرهنگ سازی کند> و یا <90 باید فوتبال ما را از بعد فنی زیر و رو کند> از جنس همان شعارهایی است که فقط به درد <پز روشن فکری دادن> می خورد. بزرگ ترین پکیج های رسانه ای ورزشی دنیا نیز قادر به زیرو رو کردن هیچ فوتبالی نیستند.اینکه توقع داشته باشیم یک برنامه ی هفتگی 3 ساعته؛ ابراهیم وار بت های سر سخت این فوتبال بیمار را بشکند انتظار پوچ؛ بیهوده و صد البته خنده داری است. 90 و عال فردوسی پور هم اینکه بتوانند کل مسائل هفتگی که در فوتبال ایران می گذرد را پوشش رسانه ای دهند؛ هنر کرده اند!! 90 و عادل فردوسی پور نه قرار است مصلح این فوتبال باشند و نه قرار است <به زور> در فوتبالی که تمام و کمال آن را حاشیه و فساد فرا گرفته است فریاد پاکی سر دهند. وضعیت این فوتبال خیلی بغرنج تر از آن است که یک برنامه ی 3 ساعته در هفته بتواند وضعیت آن را حتی کوچک ترین سر و سامانی دهد!! البته اشکال متوجه عادل فردوسی پور هم هست؛ او آن قدر در این سال ها با عملکرد شفاف و صادقانه ی خود انتظارات را بالا  برده است که این روزها همه از آن انتظار دارند به تنهایی ریشه ی همه مشکلات این فوتبال بیمار را بخشکاند!! واقعا از یک برنامه ی 3 ساعته در هفته چه انتظاراتی می رود؟!!! 90 و مجری توانایش خوشبختانه هنوز هم درست گام بر می دارند؛ خوشبختانه هنوز هم می توانند هر آنچه که در فوتبال این مملکت می گذرد را هر هفته و در مقیاس هر چند کوچک تر بر صفحه ی تلویزیون ظاهر کنند و همین مسئله  برای تلویزیونی که مابقی برنامه های ورزشی اش را <چاپلوسی مطلق> در بر گرفته است بزرگ ترین نعمت است!! چه قدر خوب است که به جای تکرار حرف های صرفا شعار گونه و روشن فکر نمایانه پیرامون 90 و عادل فردوسی پور به فکر دادن راهکارهای جدی برای حل مشکلات فوتبال این کشور باشیم؛ راهکار هایی بسیار جدی تر از یک برنامه ی 3 ساعته ی هفتگی!!...