نفس برگزاری بازی، «خیرخواهانه» بود. قرار بود ستارگان فوتبال جهان که همگی‌مان خاطره و نوستالوژی زیادی با آنها داریم، به ایران بیایند تا مردم را به ورزشگاه‌ها بکشانند و از کنار فروش بلیت‌ بازی، مبلغی هم به‌حساب موسسات خیریه ریخته شود اما هوادارن فوتبال بار دیگر بی‌اعتمادی‌شان را به رویه موجود نشان دادند، نتیجه؟ کمتر از چهل هزار نفر به ورزشگاه آزادی رفتند؛ برای مسابقه‌ای که «خیرخواهانه» بودن آن شفاف نیست و حتی مشخص نشد بازی با ستارگانِ جهان به نفع بیماران ام‌اس هست یا سوءتغذیه 600هزار کودک ایرانی زیر 6سال. نگران‌کننده‌تر از عدم استقبال هواداران ایرانی، موضوع درآمدزایی تلویزیون ایران بود. سازمانی که از شفافیت به‌دور است و حقِ فوتبال ایران را نمی‌دهد. صداوسیما بدون یک ریال هزینه برای این بازی، ویژه‌برنامه 90 پخش می‌کند و بدون صرف هزینه‌ای، روبرتو کارلوس و سالگادو را به استودیو دعوت می‌کند و از رهاورد آن به آگهی‌های هرثانیه 4میلیونی می‌رسید. آیا بخشی از این پول حق بیماران ام‌اس و کودکان ایرانی نبود؟تفاوت «ستارگان فوتبال دنیا» با «ستارگان فوتبال ایران» همچون تفاوت «بنز» و «پیکان» است. کارخانه بنز، معمولا شرایط خرید اتومبیل تولید خود را تبلیغ می‌کند و نیازی به تبلیغ کیفیت و استحکام محصولات خود ندارد. اما پیکان تا آخرین روزهای عمرش و پراید همچنان، در حال دفاع و اثبات خود هستند تا شاید موردتوجه جامعه مصرف‌کننده ایرانی قرار گیرند. تفاوت‌های فوتبالیست‌های ما و آنها هم همین‌گونه است. درحالیکه ستارگان فوتبال دنیا با کمترین تکلفی دور هم جمع شده‌اند، ده‌ها خبرحاشیه‌ای از اردوی «ستارگان ایرانی» منتشر شده است. فوتبالیست‌های ایرانی گویی همیشه باید طلبکار باشند، انگار «منتقد بالفطره» به‌دنیا آمده‌اند. به نقل از : علی عالی سردبیر ماهنامه دنیای فوتبال