تن او هر لحظه در قبر می لرزد.آیا او آنها را خواهد بخشید؟
مادرش اورا کشید کنار و گفت:تو پیش من بمان.به رسم وفادار بودن.سانتیاگو شانه بالا انداخت و رفت.مادر هیچ نگفت.گلدان ها را آب داد و بافتنی ها را شروع کرد.چشمان ش را دوخت به پنجره. به خبر تار ومار گردان199 ارتش ژنرال فرانکو.پسر در دانه خانواده یسته پوتین ها را سفت می کرد و این بار مقصد استادیوم نبود.هفت سال از رئال بزرگتر بود.یک ملی گرای متعهد.یک مرد اجتماعی با تفکرات ضد جمهوری خواهان.رها کردن دین و کشور در سن جوانی که هنر مردن را می طلبید.تفنگ به دست.پر پر کردن چندین شورشی کاتالونیایی تا مقام افسری.دست راست آگوستین مونز گراندس.مردی که بعد ها اعدام ها را دست جمعی انجام داد تا به مقام وزارت دفاع رسید.برگشت به خانه هنگامی که گل های زینتی خشک شده بودند.ندیدن تابوت مادر و مراسم دفن.عذابی که تا همیشه با او باقی می ماند.بازگشت به رئال.غارت ویترین افتخارات باشگاه توسط شورشی ها داخل مادرید.طعم گس میوه های آندلسی.دوران پسا قحطی.روحیه نظامیگری.خشن اما پدربزرگ مهربان برای مادرید.شروع دوباره .این بار خداحافظ گاری کوپر..
یازده بر یک.عجز ولابه ی داخل دیوار.طاق زدن با ستون های امید.جمع کردن دائم الخمر های کافه پترا.عوض کردن یورو های سوخته.آب وجاروب برای قلبی ترین انتقال تاریخ.از بارسلونا.آلفردو دی استفانوی آرژانتینی.خائن اول.ستون پنج.شاه ماهی که از دست رفقای بارسلونا لیز می خورد.برنابئوی همیشه یک هیچ برنده.صید.دعواهای داخل حکومت.زیر سایه فرانکو.چشم وچراغ پادشاهی.تحقیر بندر بارسلون.تحصن کنار مجسمه های چوبی.فرش قرمز مادرید که پهن می شد.فرانس پوشکاش و ریموند کوپا.شش قهرمانی اروپا و شانزده قهرمانی لیگ.رعب آور مادرید و سیاست پول کنار قلب.در واقع واحدی که برنابئو به مادرید شناساند. بلاخره پایان سی و اندی سال حکومت بر تار وپود رئال.اواسط جام جهانی 78.سه روز عزای عمومی.رقص در کارناوال های شادی حومه بارسلونا.عذرخواهی رسمی باشگاه بارسلونا.تشیع پیکر فرسوده اش. وقتی همه در گوشی بهم می گفتند: تو مارا نجات دادی یسته!
آمیگو.گراسیاس..بعد از افسانه.اندکی قبل از له شدن آرمان ها.لگد مال شدن احترام توسط رامون مندوزا.رئیس بعدی باشگاه.متقدم شدن پول به جای اکادمی باشگاه.بازیکن سازی لاکپشتی.ساخت تیم کهکشانی.زیدان از یوونتوس.تکرار شدن تاریخ بر سر انتقال لویس فیگو.دوران جدید.تئوریسین تیز هوشی به نام فلورنتینو پرز.اهرم پول.دستان خالی بازیکن ساز مقابل ثروت وحشتناک فلورنتینو.تعظیم کوچک ها.فرودستان.چهار نعل.انگار راه را اشتباه می آید.نادیده گرفتن اصول.گم کردن اشتباهات میان خرید های هیجانی.مادرید جایگاهی برای سوزاندن ستاره ها.فروش ایکر کاسیاس.ترسناک شدن استادیوم.جایی که هیچ کس نمی خواد صدای سوت بشنود.رو دست خوردن در ساعت دوازه و یک دقیقه.نفس بالا نمی آید.شبیه سهل انگاری.روشن نبودن راه.اعتراضات به فلورنتینو پرز.بعد از سالها.فهمیدن اینکه پول همه چیز نیست.قیاس مع الفارق.سانتیاگو برنابئو و فلورنتینو پرز.وقت رفتن.هسته لو گو(خداحافظ).شاید بیخ گوش..